يكي از مشكلات هميشگي تئاتر كشور ما تمركز نداشتن نمايشنامه نويسان بر اين رشته است كه البته ريشه در عوامل گوناگون دارد._
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا):نبود فضاي مناسب براي حرفه اي چون نويسندگي آن هم دررشته مهجوري چون تئاترواعمال نشدن حمايت هاي لازم باعث شده است كه تئاتر كشور ما با مشكلي به نام كمبود متن نمايشي روبرو شود،مشكلي كه به دليل كناره گرفتن چند چهره مطرح اين روزها شدت بيشتري يافته است.
مشكلي كه امروزه گريبانگير تئاتر ما شده هر دوستدار هنر تئاتر را متاثر مي كند وچاپ و عرضه متن هاي نمايشي با همه قوت و ضعف ها بارقه اي از اميد را در دلش مي كارد.
نيازشديد جامعه تئاتري به متن هاي گوناگون نمايشي

مشكلي كه امروزه گريبانگير تئاتر ما شده هر دوستدار هنر تئاتر را متاثر مي كند وچاپ و عرضه متن هاي نمايشي با همه قوت و ضعف ها بارقه اي از اميد را در دلش مي كارد.
باعث شده كه ناشراني مستقل مسئوليت مراكز دولتي را برعهده بگيرند وبا پذيرفتن خطربه عرضه محصولاتي دست بزنند كه سال هاست مورد بي مهري قرار گرفته اند.
يكي از كتاب هايي كه به تازگي روانه بازار شده مجموعه دو نمايشنامه ازامير دژاكام به عنوان يكي از چهره هاي پركار تئاتر كشور در دهه هفتاد است كه البته مدت زيادي است كار تازه اي از او نديده ايم.
گرچه اين دو نمايشنامه را نمي توان به عنوان نمايشنامه هايي قدرتمند به رسميت شناخت، اما حضور آن ها در فضاي اوج كمبود آثار ادبيات نمايشي را مي توان به فال نيك گرفت.
نمايشنامه هايي كه در اين مجموعه منتشر شده اند در زمره تجربه هاي كوتاه نمايشي به حساب مي آيند و به تعبيري ديگر مي توان آن ها را كارهايي موفق در گونه كارگاهي قلمداد كرد.
دژاكام ،اولين نمايشنامه اش را بر اساس حال و هواي كلي «بلبل سرگشته» نوشته علي نصيريان تنظيم كرده كه البته

نمايشنامه هايي كه در اين مجموعه منتشر شده اند در زمره تجربه هاي كوتاه نمايشي به حساب مي آيند و به تعبيري ديگر مي توان آن ها را كارهايي موفق در گونه كارگاهي قلمداد كرد.
در حد يك تجربه باقي مانده است.
آن گونه كه از حال و هواي كلي اين كارها بر مي آيد دژاكام ظاهرا تمايل نداشته كه پا را ازحد دو تجربه فراتر بگذارد وتاكيد او بر عامل تجربه نشان دهنده اين واقعيت است كه او قصد دارد با درگير شدن در فضايي تازه سمت و سوي ديگري را در عالم نمايشنامه نويسي جستجو كند.
اومعتقد است كه بدون تئاتر تجربي و آزمايشگاهي،ما هيچ وقت صاحب انديشه هاي نو و تئوري هاي جديد نخواهيم بود.
نكته اي كه درباره نمايشنامه هاي اين مجموعه بايد به آن اشاره شود اين است كه هردو آن ها به شدت متمايل به قصه گويي هستند و اين تمايل شديد باعث شده كه كارها بيش از آن كه داراي فضايي برخاسته از حس درام باشند داراي حسي كاملا داستاني هستند،يعني اين كه اين دو نمايشنامه حكايت هاي كوتاهي هستند كه به شكلي تكه پاره در بين اشخاص نمايشي تقسيم شده اند.
گرچه نمي توانيم به هيچ وجه ازلحظه هاي به ياد ماندني كه در اين دو كارشاهدش

نكته اي كه درباره نمايشنامه هاي اين مجموعه بايد به آن اشاره شود اين است كه هردو آن ها به شدت متمايل به قصه گويي هستند و اين تمايل شديد باعث شده كه كارها بيش از آن كه داراي فضايي برخاسته از حس درام باشند داراي حسي كاملا داستاني هستند،يعني اين كه اين دو نمايشنامه حكايت هاي كوتاهي هستند كه به شكلي تكه پاره در بين اشخاص نمايشي تقسيم شده اند.
هستيم به عنوان برگ برنده نويسنده ياد نكنيم ،اما حقيقت ماجرا اين است كه خواننده از يك دست اندر كار قديمي تئاتر انتظار بيشتري دارد و به محض ديدن نام دژاكام بر پيشاني يك كتاب قطعا خودش را براي خواندن يك شاهكار آماده مي كند.
گفت و گوهاي كشدار و بعضا نالازم خصوصا در نمايشنامه اول يعني«سرطان» درست در حد و اندازه يك تك گويي دروني در داستان كوتاه شبيه اند كه به تنهايي مي توانند با كمي دخل و تصرف به يك داستان خوب تبديل شوند. اما به هيچ عنوان نمي توان آن ها را داراي باري نمايشي دانست.
در زبان نمايش كلمه ها با كنش هاي بيروني تلفيق مي شوند وهر جمله علاوه بر دارا بودن اصول ادبي داراي پس زمينه اي از تصوير است. اما ما در بيشتر گفت و گوهاي اين نمايشنامه فقط با وجه اول يعني وجه ادبي جملات مواجهيم ونيازي حس نمي كنيم كه آن ها حتما از زبان يك بازيگر ادا شوندتا در لابلا حس نويسنده را القا كنند.
به اين شبهه گفت و گو توجه كنيد:«ماهگل!با خودت چه كردي؟رشيد بود كه رفت،پاشو برو پي اش،برو صداش كن،خدايار كه رفت،بابات كه روزي يه بار تنت رو داغ مي كنه،زن بابات كه حسرت همه داشته ها ونداشته هاشو سر تو خالي مي كنه،اميدت به كيه؟به اين مردم كه همه بهت تف كردن يا به اون زن كولي كه قصه هاي مسخره اش توروبازي داده،از كجا كه خودش خدايار رو نكشته باشه؟كسي نشوني غير

در زبان نمايش كلمه ها با كنش هاي بيروني تلفيق مي شوند وهر جمله علاوه بر دارا بودن اصول ادبي داراي پس زمينه اي از تصوير است اما ما در بيشتر گفت و گوهاي اين نمايشنامه فقط با وجه اول يعني وجه ادبي جملات مواجهيم ونيازي حس نمي كنيم كه آن ها حتما از زبان يك بازيگر ادا شوندتا در لابلا حس نويسنده را القا كنند.
از اون از مرگ خدايار داد؟اون دختر رقاص دسته تقليد!
خوب اونم ور دست همين كوليه،چرا نه،تو نشستي موهات دونه دونه سفيد بشه؟نشستي و گذاشتي رشيد بره و ديگه بر نگرده و تو بموني و پير بشي؟مثل همون كولي؟چه مي كني با خودت؟اين همه آرزوهات،اين همه قشنگي كه داري؟مي خواي چي كارش كني؟تو نشستي و اون كولي با اون چهارتا رقاص دارن سر همه رو گرم مي كنن به دعوا و جنگ و مرافعه،اون وقت هر كدومشون يه جور جيب مردم رو خالي مي كنن.چقدر دزدي مي شه تو آبادي؟خب كار هميناست،چرا خفه شدي؟مي گي نه؟خب يه چيزي بگو،يه دليلي بياركه كار،كار اونا نيست.....»
دژاكام در اين گفت و گوي يك طرفه طولاني و نفس گير كه مي توانست با به كار بردن نيمي از آن ها همين حرف ها را بزند نه تنها از حيطه يك متن نمايشي دور شده ،بلكه در كار همه عناصر صحنه دخالت كرده است،كاري كه در حوزه وظايف يك نمايشنامه نويس نيست.
با تمام همه اين بحث ها كار دژاكام در اين سكون و سكوت نمايشنامه نويسان بزرگ كشوربه عنوان زنگ خطري است كه به هر حال بايد به صدا در مي آمد،كار شايسته اي كه قطعا از سوي اهالي تئاتر جدي گرفته خواهد شد و دنباله رو پيدا خواهد كرد.
نمايشنامه هاي«سرطان»و «ضيافت شيطان»درسال 1387با شمارگان 1100 نسخه و قيمت1300تومان توسط نشر افرازعرضه شده است.