به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به نقل از روزنامه گاردين، «آلن ينتاب» كارگردان 60 ساله انگليسي تلاش شجاعانهاي براي نماياندن شخصيت رماننويس ژاپني «هاروكي موراكامي» به كار برده است. او با ساختن فيلمي درباره اين رماننويس، در دو سطح واقعگرايانه و خيالي، مرز رويا و آرزو را در نورديده و براي پيدا كردن روح حاكم بر اين نويسنده و آثارش به ابتكارهاي جالبي دست ميزند.
اين كارگردان كه براي شبكه بي.بي.سي كار ميكند، در اين فيلم با عنوان «تصور كن: شكار گوسفند وحشي... در جستوجوي هاروكي موراكامي» قهرمان ما را در حالي كه در جستوجوي نورهاي «شيبوبا» در خيابان تاريك پيش ميرود دنبال ميكند و همراه او خم ميشود تا از يك گربه

كارگردان به جاي اين كه به دنبال طرح سوالهايي از نويسنده باشد، در ژاپن ميچرخد و تاريخ آن را از خلال نوشتههاي موراكامي تصوير ميكند و به اين ترتيب آثار او را نيز به تصوير ميكشد
سفيد آدرس مورد نظر را بپرسد. گربه هم در پاسخ به او بدون تكان دادن لبهايش ميگويد: «دنبالم بيا» و در مه گم ميشود. اين همان فضاي وهمآلود و رويايي است كه موراكامي استاد خلق آن در دل صحنههاي واقعي زندگي است.
هر چند در اين فيلم، ديگر اثري از گربه سخنگو نميبينيم ، اما تعدادي گوسفند را در «هوكايدو» با تصاويري از دبيرستاني كه موراكامي در آنجا درس خواند و با داستانهاي جنايي آمريكايي آشنا شد، مشاهده ميكنيم. در صحنهاي ديگر نيز به همان استاديوم بيسبالي وارد ميشويم كه موراكامي براي اولين بار در آنجا به فكر نوشتن يك رمان افتاد.
در اين فيلم، دوندگان ماراتن هم ديده ميشوند. موراكامي در يك برنامه، براي جبران غيبت نويسندگان حرفهاي شركت ميكند و بعد ناگهان دستي از غيب بيرون ميآيد و «آلفرد برن باوم» مترجم و «جاستين مك كاري» كارگزار گاردين در توكيو را ميربايد.
اين فيلم، در جستوجوي نويسنده است؛ نويسندهاي كه چندان زير بار مصاحبه نميرود اما در واقع يافتن موراكامي چندان دشوار نيست. «روپرت ادواردز»، تهيه كننده فيلم به راحتي براي

در اين فيلم لحظاتي از پوچگرايي نيز وجود دارد كه به داستان «كافكا در ساحل » باز ميگردد
صحبت با او از پلهها بالا ميرود و در حالي كه دوربين فيلمبرداري را خاموش كرده، روي صفحه لپتاپ، تايپ شدن واژههاي ترجمه شده موراكامي را ميبينيم.
بنابراين كارگردان به جاي اينكه به دنبال مطرح كردن سوالهايي از نويسنده باشد، در ژاپن ميچرخد و تاريخ آن را از خلال نوشتههاي موراكامي تصوير ميكند و به اين ترتيب آثار او را نيز به تصوير ميكشد.
در اين فيلم لحظاتي از پوچگرايي نيز وجود دارد كه به داستان «كافكا در ساحل » باز ميگردد. گوش سپردن به صحبتهاي يك پسر 15 ساله كه در حال جستوجوست در جنگل است نيز بيانگر سرگرداني در هزارتوي وجود است كه موراكامي در آثارش به آن ميپردازد.
خاطره و پيچيدگيهاي مورد علاقه موراكامي نيز از جمله موضوعات مورد توجه در اين فيلم است. با تماشاي اين فيلم ميتوان دريافت كه با تصوير بهتر از گفتوگو ميتوان مفاهيم ادبي مورد نظر نويسنده را منتقل كرد.
ترجمه: رويا ديانت