عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر پرونده

  عاشق تاريخ

25 آذر 1386 ساعت 15:19
مريم مقيمي-‌ آنچه امروز آن را با نام «گذشته» مي‌‌خوانيم، روزگاري با نام «فردا»، آرزو و آمال انسان‌هايي بوده كه براي رسيدن به آن، تلاش‌هاي پي‌درپي مي كرده‌اند. جنگ‌ها؛ پيروزي‌ها و شكست‌ها، فتح‌ها و اسارت‌ها؛ سلطنت‌ها و سقوط‌ها؛ ماندگاري ها و افتخارها و... تمام عظمتي كه از ناموران و نامداران اين مرز و بوم به جاي مانده، همه، نتيجه تلاش‌هايي است كه انسان‌هاي ديروز، امروز ما را ساخته‌اند. امروز اگر درخت ايران زمين را پربار مي‌بينيم به دليل ريشه‌هاي عميق و پر وسعتي است كه در لحظه لحظه تاريخ چندين هزار ساله جريان داشته است. اكنون ماييم و فردايي كه آيندگان، آن را ديروز خواهند خواند. حفظ اين ارزش‌ها و بيان اتفاقات تاريخي اين سرزمين، در نتيجه زحمات تلاش‌گراني است كه با عشق و علاقه وافر خود به ميهنشان و علاقه‌مندي به گذشته پر فراز و نشيب اين سرزمين، به ثبت و ضبط اين وقايع پرداخته تا نسل فردا، بداند كه ريشه‌اش از كجا و با چه وسعتي است. بي‌ترديد كند و كاو در تاريخ گذشته و معاصر و پالايش و گزينش وقايع و ارايه آن براساس نياز و سليقه و زبان روز، هنري است كه تنها انگيزه پيدايش و رشد آن "عشق "خواهد بود. خسرو معتضد از هنرمندان اهل قلمي است كه تاريخ را «عشق» و خود را «عاشق تاريخ» مي‌داند.
زندگي‌نامه

خسرو معتضد در سال 1321 در تهران متولد شد. پدرش سرهنگ دكترمعتضد و مادرش از خانواده‌هاي معروف در گيلان بود.

وي دوره ابتدايي را در مدارس «طهوري» و «طوسي» تهران و دوره دبيرستان را در دبيرستان‌هاي «نمونه تهران»، «اديب»، «بامداد» و «بوعلي سينا» گذراند. معتضد بعد از اخذ ديپلم وارد دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران و در سال 1344 در رشته تاريخ و جغرافيا، موفق به اخذ مدرك كارشناسي شد. وي بعد از وقفه‌اي كوتاه، -‌به دليل انجام خدمت سربازي-‌ در سال 1349، كارشناسي ارشد خود را در همان رشته و از همان دانشگاه كسب كرد.

معتضد از 16 سالگي به نويسندگي در مطبوعات روي آورد و فضاي خاص سال هاي 1329 تا 1332 -‌همزمان با جنبش ملي كردن نفت-‌ او را به مسايل سياسي و تاريخي علاقه‌مند كرد. اولين برنامه‌هاي راديويي او از راديو تهران در سال 1337 پخش شد. در سال هاي بعد، به نويسندگي در مطبوعات و در راديو و تلويزيون پرداخت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز به كار خود ادامه داد. معتضد در ابتداي كار خود در راديو، حدود 20 نمايشنامه و سريال راديويي عرضه كرد و در طول آن سال‌ها، پس از پايان تحصيلات دوره كارشناسي، سردبيري مجلات «بديع»، «ترقي»، «پژوهشگر»، «بندر و دريا»، «كهكشان» و «دور دنيا» را برعهده گرفت. مقالات وي طي 20 سال گذشته، در مجلات «كهكشان»، «دور دنيا»، روزنامه اقتصادي «آسيا»، روزنامه سياسي «اعتماد»، هفته نامه «اميد جوان»، ماهنامه «پيام ايران خودرو»، ماهنامه «صنعت حمل و نقل»، فصل نامه «سفر»، ماهنامه «مناطق آزاد» و اخيرا نشريه هفتگي «سلامت» و نشريه هفتگي «سپيد» (در زمينه تاريخ پزشكي) به چاپ رسيده و مي‌رسند.

خسرو معتضد، در سال‌هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، دوره‌هاي كوتاه آموزش رسانه‌اي را در كشورهاي فيليپين، مالزي و تايلند با بورسيه يونيسف گذراند.

وي طي ماموريتي از طرف سازمان راديو و تلويزيون وقت -‌پيش از انقلاب اسلامي -‌اسلايدها و فيلم‌هاي مستند تاريخ معاصر ايران را در «ويز نيوز» و «كرونوس» (اوفا) انگليس و آلمان، يافت و به ايران انتقال داد.

از سال 1375 برنامه‌هاي مستند تاريخ او با عنوان «فرازهايي از تاريخ معاصر»، «قرن پرماجرا» و «از نگاه تاريخ» و اخيرا «پلي به گذشته» از شبكه‌هاي داخلي و بين‌المللي سيما پخش شده و مي‌شوند. معتضد در حال حاضر، دست اندركار تهيه سلسله برنامه‌هاي تاريخي راديويي و تلويزيوني براي شبكه‌هاي مختلف صدا و سيماست.

بين‌ سال‌هاي 1366 تا 1386 يكصد و چهارده عنوان كتاب و رمان تاريخي و سلسله مقالات از سوي انتشارات، جان زاده، توسعه كتابخانه‌هاي ايران، البرز، پيكان، دور دنيا، شهر آب، علمي، زرين، جاويدان، گلريز، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، نشر ثالث، نشر قطره، روايت، مركز تحقيقات و پژوهش‌هاي ناجا و شركت تجار كيش به چاپ رسيده يا زير چاپ‌اند.


چند و چون كار خسرو معتضد، چگونگي تاليف آثارش، علاقه‌مندي‌ها، دغدغه‌ها، بايد و نبايدهاي او در تاليف كتاب‌هاي تار يخي، موضوع اصلي گفت‌وگوي ايبنا با اين مؤلف پركار روزگار ماست.

چه شد كه به تاريخ علاقه‌مند شديد؟

افراد خانواده‌ام به تاريخ علاقه‌مند بودند. پدرم جوانيش را در دوره قاجار زندگي كرده بود و دوره رضاخان و محمدرضا را هم ديده بود. مظفرالدين شاه و محمد علي‌شاه را در جواني و رضاخان را در دوره بعد و از نزديك ملاقات كرده بود. پزشك احمد شاه بود و از او لقب معتضد گرفته بود. به همين دليل، از نزديك شاهد ظلم و ستم‌هاي درباريان بود و داستان‌هاي آن‌ها را بسيار شيرين تعريف مي‌كرد و هرچه را كه بر سرش آمده بود، مي‌گفت؛ وقايع جنگ‌هاي مختلف و... و من ايران واقعي را مجسم مي كردم كه گاهي چقدر تاريك بوده و پر از ظلم. كودكي من در چنين فضايي گذشت. به دليل شغل پدرم كه هم پزشك بود و هم نظامي و هم رييس بهداري ژاندارمري كل كشور، به همه جاي ايران مسافرت مي كرديم. اغلب همه جا را ديده بودم و افراد و جامعه را خوب مي‌شناختم. اين مسايل، ديدم را به اطرافم باز كرد. غير از اين عوامل، كتاب هاي زيادي و مجله‌هاي بسيار خوبي در منزل داشتيم كه بيشتر تاريخي و برايم جالب بودند، مثل تهران مصور، اطلاعات هفتگي و... كه الان مي‌شود به صورت اسناد تاريخ به آن نگاه كرد. عامل ديگر، داشتن معلمي بود در كلاس دهم كه با بياني شيرين و بسيار زيبا برايمان تاريخ مي‌گفت به نام آقاي عباس پرويز، اين عوامل باعث شد كه به تاريخ علاقه‌مند شوم و در دانشگاه نيز در همين رشته تحصيل كنم.

براي نگارش تاريخ از كجا آغاز كرديد و شروع كار شما براي چه گروه سني بود؟

ابتدا، از نوشتن داستان‌هايي براي نوجوانان شروع كردم. داستان‌هاي ساده مثل زندگي سعدي و ابوريحان بيروني، فردوسي و رازي كه بسيار مورد استقبال جوانان واقع شد و هر يك دوازده بار تجديد چاپ شدند. جوانان، به خوبي با اين كتاب‌ها تماس برقرار كردند. بعد از آن كتاب‌هايم را براي استفاده عموم نوشتم، مثلا درباره «فوزيه» كتاب نوشته‌ام. او تا قبل از نوشتن اين كتاب براي مردم شخصيت مجهولي داشت. من بسياري از اسناد تاريخي را مطالعه كردم. منابعي را در مركز فرهنگي كمال آتاتورك در استانبول و مداركي را در انگلستان و اسنادي را در مركز اسناد ملي ايران يافتم كه در كتاب " فوزيه" مورد استفاده قرار گرفت. خاطرات «فرمان فرمايان»، خاطرات «يوسف مازندي» و... صدها كتاب را خواندم تا اين كتاب به بهترين وجه و به زباني شيرين نگاشته شد. يكي از كارهايي كه در نوشتن تاريخ انجام داده‌ام، مصاحبه شفاهي است، زيرا خيلي از افراد بلد نيستند بنويسند. اما با مصاحبه بسياري از وقايع را تعريف مي‌كنند.

براي تحقيق، منابع متنوع در اختيار داريد؟

بعضي اسناد توسط خارجي‌ها درباره ما منتشر شده، دنيا ديگر بزرگ نيست و ما در جزيره ارتباطات هستيم. دسترسي به مدارك و اسناد و خاطرات افراد زياد سخت نيست. استنباط از خاطرات رجال ايران و استفاده از مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهاي شفاهي در سراسر دنيا، كار را آسان‌تر مي‌كند. مثلا در امريكا، در دانشگاه «هاروارد» بخش تاريخ شفاهي وجود دارد كه با حدود 300 نفر مصاحبه شده؛ حتي با كمونيست‌ها، رهبران چريك‌هاي فدايي خلق، تيمسارها و... وظيفه من برداشت صحيح از اين منابع است. درك من است كه بايد درست را از نادرست تشخيص دهد. البته خيلي چيزهاي ديگر هم به كمك مي‌آيند. مثلا روزنامه‌ها و سالنامه‌هايي كه مرتب منتشر شده‌اند. اسناد ساواك كه بسيار ارزنده‌اند و بايد از آن‌ها استنباط درست شود. اسناد لانه جاسوسي هم خيلي به ما كمك مي‌كند. زيرا براي خودشان تهيه كرده بودند و بسيار دقيق است.

در پژوهش‌هاي تاريخي، تحليل هم نقش دارد يا صرفا نقل است؟

در جست‌وجوي تاريخ و نگارش آن بايد منطقي بود. تحليل تاريخ از خود تاريخ مهمتر است. بسياري از كشورها از يك كه شروع مي‌كنند براساس روندي منظم و مرتب به هزار مي‌رسند، اما اين كه چرا ما زيگزاگ حركت كرده‌ايم، جالب است!

در استفاده از منابع تاريخي، چقدر وسواس به خرج مي‌دهيد؟

منابع مورد استفاده بسيارند. براي اين كار بايد از جايي شروع كنم. هرچه جلوتر مي‌روم بيشتر سختگيري مي‌كنم. چندين بار شماره صفحات را به هم مي‌زنم. لحظه به لحظه چيزهايي تازه‌تري از منابع جديدتر به دست مي‌آورم و آنقدر نوشته‌هايم را تغيير مي‌دهم تا به يك مطلب بي‌نقص برسم كه بسياري از شواهد تاريخي را دارد. اين است كه كتاب‌هايم ماندگار مي‌شوند.

در تاريخ ايران كدام شخصيت برايتان جذابتر بوده؟

شخصيت‌هاي مجهول زيادي داريم؛ اما شخصيت‌هايي هم داريم كه مردم آن‌ها را مي‌شناسند. ما عادت كرده‌ايم كه يا عاشق باشيم يا دشمن و اين درست نيست؛ در تاريخ، مخصوصا نمي شود عاشق شد زيرا هر كس نقطه ضعف و قدرتي دارد. من نمي‌توانم كسي را بر كسي ترجيح دهم. اما «ستارخان» شخصيتي است كه دوستش دارم و معقتدم درباره او كامل گفته نشده است.

باقرخان، رهبران مشروطه مثل ملك المتكلمين و سيد جهانگير خان سور اسرافيل يا مثلا خشايار شاه و مسير لشكر كشي‌اش به يونان ، «سورنا» در اشكانيان، «مردونيه» در هخامنشيان. يكي از سياستمداران بزرگ ايران كه ارزش او برابر است با ماكياول و مونتسكيو، شخصي است به نام «خواجه نظام‌الملك طوسي»، كتابي دارد به نام «سياست نامه» يا «سير الملوك» كه مي‌شود امروز با آن درس سياست و اجتماع را آموخت. «عبيد زاكاني» كه يكي از طنزنويسان بزرگ ايران است. «مازيار» و «يعقوب ليث»، «ابومسلم خراساني» صرف نظراز عيوبي كه داشت اما ايران را تجديد حيات كرد... و يا شخصيت هاي علمي بسيار ديگري مثل «ابوريحان بيروني»، «ابوعلي سينا»، «سعدي» كه بسيار با تجربه و دوست داشتني‌اند و «حافظ». مردم با حافظ زندگي مي‌كنند. «خيام»، «مولوي»، «نظامي»، «شيخ ابوسعيد ابوالخير»، «ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني» و به ويژه «اميركبير». يكي از شخصيت‌هاي جالبي كه درباره‌اش هم نوشته‌ام «ميرزا حسين خان-‌ سپهسالار مشيرالدوله-‌ است كه مردم ايران درباره‌اش كم مي‌دانند؛ سفير ايران در تركيه عثماني بود و قبل از آن در تفليس و پيش‌تر در انگلستان حضور داشت و در فرانسه تحصيل كرده بود. شخصيت‌هاي ايران چه در دوران فراباستان و باستان و چه در دوران بعد از اسلام و دوران معاصر، براي من جالبند.

تاريخ نگاري، انعكاس وقايعي است كه اتفاق افتاده و مورخ مجبور به ثبت و ضبط بي‌طرفانه آن است. اما در هر صورت بايد يك نويسنده خطوط قرمزي را رعايت كند، محدوده خط قرمز براي تاريخ‌نگار و تاريخ كجاست و چيست؟

در رژيم‌هايي مثل پهلوي همه چيز خط قرمز بود. كتابي نوشته‌ام به نام «ننويسيد» و هر آنچه را در آن دوره نبايد نوشته مي‌شد و خط قرمز بود، نوشته‌ام. به طور كلي، جزييات در تاريخ بسيار مهم است؛ نمي‌شود تاريخ را كلي بيان كرد. در مورد محدوده نوشتن در رژيم‌هاي ديكتاتوري، خط قرمزي دارند كه بايد آن را تعريف كرد. در جمهوري اسلامي خط قرمز كم رنگ شده. كنترل وجود دارد، اما كم‌تر شده. الان كمونيست‌ها هم كتاب مي‌نويسند، حزب توده هم كتاب مي‌نويسد. خوشبختانه بسياري از سردمداران ما نويسنده‌اند مثل آقاي هاشمي رفسنجاني كه قبل از انقلاب هم نويسنده بود. درباره اميركبير كتاب دارد و درباره استعمار فلسطين هم كتابي از اكرم زعيتر ترجمه كرده است. حساسيت‌هايي است كه بايد باشد، به نظر من نمي‌شود گفت اينجا مثل امريكا باشد. معنايي كه ما از آزادي درك مي‌كنيم با آزادي‌اي كه امريكايي‌ها مي‌فهمند، متفاوت است. آزادي افكار در جوامع مختلف فرق مي‌كند يا اين كه مثلا بگوييم از آزادي منظور تجزيه ايران باشد و كردستان و سيستان و بلوچستان بايد آزاد باشند و از ايران جدا شوند. امريكا هيچ وقت مليتي نداشته. ما در ايران مشكل داريم.در گذشته بخشي از اين كشور تجزيه شده، قسمتي پاكستان، يك قسمتي رفته جزو عراق يك قسمت تركيه و ما نمي‌توانيم اين‌ها را به حساب آزادي بگذاريم. اگر بخواهيم خط قرمزها را برداريم، واقعا چه اتفاقي خواهد افتاد؟!

تا به حال برايتان پيش آمده كه حين تحقيق، به موضوع بديعي برخورده باشيد؟

بله، اغلب در تحقيقاتي كه انجام مي‌دهم به نتايج جالبي مي‌رسم. بسياري از مطالب دروغ است و اصلا اتفاق نيفتاده يا به نوع ديگري اتفاق افتاده است يا مثلا شخصيتي در آن زمان كه گفته‌اند، اصلا در جاي ديگري زندگي مي‌كرده، مي‌ديدم كه اشتباه است و هيچ سندي دال بر واقعيت ماجرا نيست. مثلا طي خواندن يادداشت‌هاي رضاخان كه 254 كلاسور را تشكيل مي دهد، به بسياري از مطالب كه دروغ بوده پي‌برده‌ام.

به چه موضوعات تاريخي علاقه‌منديد؟

تاريخ ايران بسيار جالب است. من به حال امريكايي‌ها افسوس مي‌خورم كه فقط 200 سال تاريخ دارند. دوره دبستان را كه مي خوانديم، مي گفتند سلسله مادها، سلسله هخامنشي، اشكانيان و ساسانيان، در حقيقت اين تاريخ، تاريخ پريروز است. اگر امروز شنبه باشد، اين تاريخي كه گفتم پنج شنبه است. پس بقيه ايام هفته چي مي‌شود؟ الان براساس مطالعات و تحقيقات انجام شده در انسان شناسي، نژاد شناسي و باستان شناسي، حداقل 10 هزار سال تاريخ داريم. 10 هزار سال در اين مملكت نژادهايي بوده و زندگي مي‌كرده‌اند كه بعضي‌ها را شناخته‌ايم. مثلا درباره درياي«كاسپين» كه الان در همه جاي دنيا گفته مي‌شود، جالب است بدانيد كه «كاسپي‌»ها قومي بوده‌اند كه در گيلان زندگي مي‌كرده‌اند. ما تاريخ كشور خودمان را نمي‌دانيم و مجهولات ما زياد است. قسم خورده ام تا زماني كه زنده‌ام 600 كتاب بنويسم كه فعلا 108 جلد نوشت شده تا مردم تاريخ خودشان را بفهمند. متاسفانه، نه خوب تاريخ را درس مي‌دهيم، نه معلومات خوبي داريم و نه خوب استاد تربيت مي‌كنيم.

علاقه‌منديتان به تاريخ، به قول شما به «پريروز» بيشتر است يا «امروز»؟

هر دو، همه تاريخ ايران برايم جالب و شيرين است و به همين منظور بي‌طرفانه مي‌نويسم. به تاريخ پهلوي و علت سقوط آن و بعد به تاريخ قاجار علاقه‌مندم زيرا در دوره قاجار مواد خام زياد است كه بررسي نشده. تاريخ ساسانيان و علت سقوطشان بسيار شگفت‌انگيز است. زيرا حكومتي است كه درست 5 سال قبل از سقوطش تا قسطنطنيه پيش رفته بود يا شخصيت خسرو پرويز كه پادشاه باشكوهي بوده و به عقيده من، مثل لويي چهاردهم بوده است.

زبان و ادبيات تاريخ، خاص است. يعني اسامي خاص، مكان و اشخاص خاصي را بايد در تاريخ عنوان كرد، چگونه اين مطالب را براي خواننده جذاب مي‌كنيد؟

اين يك تبحر طولاني است. مردم زبان خشك و رسمي را دوست ندارند، همين است كه فروش كتاب هاي تاريخي اينقدر كم است. وقتي ما تاريخ ويل دورانت را مي‌خوانيم، لذت مي‌بريم و اين نكته سنجي و ظرافت طبع او و كارآمدي اش در آميختن تاريخ رسمي و جدي با حواشي و فرعيات است؛ مورخ بايد نكته سنج باشد. ‌مثلا شايد شما ندانيد در دوران هخامنشي كلاه گيس وجود داشته!. توجه به اين جزييات به جذابيت تاريخ مي‌افزايد. كتاب "تواريخ هرودوت"، از شيرين‌ترين كتاب‌هاي تاريخي است. البته تاريخ در عين حال خسته كننده هم هست. من تمام سعي‌ام اين است كه همه آن جذابيت‌هاي تاريخ را كه خودم دوست دارم، به مردم منتقل كنم. عاشق تاريخم. مي‌خواهم بدانم فراعنه چرا اين كارها را كرده‌اند؟ مثلا وقتي درباره ناصرالدين شاه حرف مي‌زنم، اكتفا به مورخان دربار نمي‌كنم. درك تمام اين مسايل و بيان آن، جذابيت تاريخ را زيادتر مي‌كند. زبان تاريخ بايد زبان زندگي باشد. 

كتاب‌هاي شما مخاطب خاص دارد، يعني مرد يا زن؟

خير، همه مي‌خوانند. من مورخم. به نظر من اصل فقط تاريخ است. من همه را دوست دارم و ملت ايران را هم. اما تاريخ  و واقعيات آن راكه آگاه كننده و تنبه  دهنده است ، بيشتر دوست دارم. بنابراين قشر خاصي نيستند؛ يعني هم بچه‌ها، هم خانم‌ها، دكترها،‌ نظامي‌ها، همه مي‌خوانند و علاقه‌مندند. من، هم انتقاد مي‌كنم و هم واقعيت را مي‌گويم. يك ايراني‌ام و به همين دليل سعي دارم همه ايرانيان، اعم از زن و مرد و پير و جوان، تاريخ ايران را خوب بشناسند.

كتاب‌هايي را كه تا به حال نوشته‌ايد به سفارش ناشر بوده يا خواست خودتان؟

چندتايي را سفارش داده‌اند اما بيشتر، موضوعاتي است كه خودم مي‌خواهم به آن‌ها بپردازم. موضوعي را كه به ذهنم مي‌رسد، مي‌پرورم و بعد با ناشر صحبت مي كنم. گاهي ناشر موضوعي را پيشنهاد مي‌دهد، اما من آن را رد مي‌كنم.


پيشنهادهاي شما چقدر مورد تاييد ناشران قرار مي‌گيرد؟

آن‌ها به من اعتماد وافر دارند و مي‌دانند كه كتاب‌هايم به فروش مي‌روند و نود درصد مورد قبول و توجه مردم است. ناشراني هستند كه حدود هفده سال است با هم كار مي‌كنيم. البته ناشراني هم هستند كه حرف درست نمي‌زنند و گاهي با آن‌ها اختلاف پيش مي‌آيد. مثلا گفته‌اند دو هزار جلد چاپ مي‌كنيم، اما هزار و صد نسخه چاپ كرده‌اند. بعضي از ناشران هم دولتي‌اند كه با آن‌ها هم كار كرده و مي‌كنم. اخيرا  براي  سازمان مطالعات و تحقيقات "ناجا"كتابي نوشته‌ام به نام «تاريخ نيروي انتظامي» در سه جلد كه بسيار مورد توجه قرار گرفت. در آن، يك صد سال فراز و فرود نيروي انتظامي مورد بررسي قرار گرفته. در آن بيان شده كه نيروي انتظامي 130 سال سابقه دارد. در اين كتاب، نيروي انتظامي هويت خودش را باز مي‌شناسند.

گويا بعضي از كتاب هاي تاريخي ديگران را هم تصحيح مي‌كنيد؟

بله، گاهي پيش آمده كه متوجه شده‌ام كتابي غلط‌هاي زيادي دارد كه با پيشنهاد خودم غلط نامه‌اي برايش نوشته‌ام و كتاب با همان غلطنامه كه تا 90 صفحه هم بوده، در آخر كتاب به چاپ رسيده و استقبال زيادي هم از آن شده است.

چگونه مي‌شود تحريف‌هاي تاريخ را تشخيص داد؟

از طريق مقابله. مورخ كارش مقابله است. اگر اين كار را نكند، ديگران دستش مي‌اندازند. اين شك‌ها در تاريخ وجود دارد. در اينجا بايد حرف «رنه دكارت» را بپذيريم كه گفته: «شك ندارم كه شك دارم». براي اين كه بتوان به حقيقت رسيد، بايد به همه چيز تاريخ شك كرد. به همين دليل است كه تاريخ به فلسفه نزديك است. وقايع نگاري كافي نيست و بايد تاريخ را تحليل و بررسي كرد. مثلا شما اسناد و مدارك ساواك را مي‌خوانيد، مي‌بينيد يك باره حزبي به نام «ايران نوين» به وجود مي‌آيد، وقتي بررسي مي‌كنيم معلوم مي‌شود كه همسران  ده رهبراصلي اين حزب، عضو سفارت و عضو اداره مطبوعات امريكا بوده و همه خارجي‌اند و همه هم شوهرانشان عضو حزب ايران نوين شده اند! اين حزب درست مي‌شود كه جريان كاپيتولاسيون را راه بياندازد و سياست امريكا را در ايران رهبري كند.

آثارتان را آسيب‌شناسي هم مي‌كنيد؟

بله ،غلط‌هايش را اصلاح مي‌كنم. در نوشتن كتاب‌هايم چندين بار مطالب را مرور يا عوض مي‌كنم و بنابراين بعد از اتمام كار نيازي به دست بردن در آن نمي‌بينم.

از لحاظ كيفيت چاپ و قيمت، روي كتاب‌هايتان نظارت داريد؟

خير. در اين باره خود ناشران تصميم مي گيرند. زماني كاغذ مشمول يارانه بود اما حالا ظاهرا نيست. ناشر هم حق دارد كتابي را كه چاپ مي‌كند، به قيمتي بفروشد كه متضرر نشود. ما در يك جريان حصر اقتصادي وارد شديم، مقداري از آن مربوط به مسوولان ذيربط است، قيمت كاغذ در حال حاضر حدود سه برابر شده؛ مردم كتاب مي‌خواهند، بنابراين چقدر بايد كار جذاب باشد كه مردم راغب باشند كتاب بخرند؟ من بر قيمت‌ها نظارت ندارم، اما هميشه خواهشم از ناشران اين بوده كه كاغذ ايراني استفاده كنند و هر كار ديگري كه بشود كتاب را ارزان به دست مردم داد. ما مي‌بينيم كه اگر يك ناشر سرمايه‌اش را ساختمان بخرد، طي يك سال سرمايه‌اش دو  يا چند برابر مي‌شود. به طور كلي كار نشر هم‌اكنون در ايران كار پرضرري است. الان شاهنامه را به زبان تركي تركيه ترجمه كرده‌اند و به قيمت 600 تومان مي‌فروشند. زماني بنگاه "پروگروس" در شوروي كتاب‌هايي را به ايران صادر مي‌كرد و مي خواست ادبيات روس در ايران جا بيفتد  و نويسندگانشان شناخته شوند. اما خيلي از ناشران ما رها شده‌اند. يكي از افرادي كه به وضعيت ناشران در ايران توجه داشت، آقاي هاشمي رفسنجاني بود كه پرداخت ماليات را از صنف ناشران برداشت.

كدام يك از آثارتان را بيشتر دوست داريد؟

همه را، بدون استثناء.

چه كتابي از شما بيشتر مورد استقبال قرار گرفته كه خودتان انتظار آن را نداشتيد؟

معمولا روي كتاب‌هايم فكر مي كنم و مي‌دانم كه كدام، مورد استقبال بيشتري قرار مي‌گيرد. كتاب «فوزيه» و كتاب «مثل ثريا گريه خواهم كرد» و «هويدا سياستمدار پيپ و عصا و گل اركيده» بيشترين استقبال را داشتند.

بالاترين شمارگان كتاب‌هايتان چقدر بوده است؟

كتاب فوزيه بوده كه در 20000 نسخه و 2 سال يكبار به چاپ رسيده.

چه عواملي را در خواندن كتاب در جامعه موثر مي‌دانيد؟

يكي از كارهايي كه بايد انجام شود اين است كه دولت نبايد سبك  و سليقه خود را به افراد تحميل كند. مثلا در اتوبوس‌ها كتاب مي‌گذارند، اما بايد ديد كه مردم براي خواندن كتاب‌ها، راغبند يا نه و مورد علاقه آن‌ها هست يا خير؟ كتاب بايد براي همه وجود داشته و متناسب با افراد باشد. آن روستايي هم كه كتاب قصه مي‌خواهد، بايد متناسب با او كتاب وجود داشته باشد. البته بايد به انتشاراتي‌ها هم كمك كرد. حتي به آن نشري كه در انتهاي بازار بين الحرمين ،كتاب امير ارسلان نامدار را مي‌فروشد. همان طور كه گفتم، درباره قيمت‌ها هم بايد كاري كرد.

چند ساعت در روز مطالعه مي‌كنيد؟

بيشتر كارم، مطالعه است. معمولا 10 تا 14 ساعت. بسياري از شب‌ها نمي‌خوابم زيرا اگر بخواهم بنويسم، بايد مطالعه كنم.

كتاب‌هايتان را مفيدتر مي دانيد يا برنامه‌هاي تلويزيوني‌تان را؟

برنامه تلويزيوني راحت‌تر است. وقتي در تلويزيون تاريخ مي‌گويم، عصاره حدود 200 جلد كتاب را در مدت زمان كوتاهي بيان مي‌كنم اما به برنامه‌هاي تلويزيوني نمي‌شود اتكا كرد. كتاب هاي تاريخي به صورت سند باقي مي‌مانند و قابل تورق‌اند و مي‌شود هر زمان كه نياز بود به صفحات آن مراجعه كرد.

در ساخت سريال‌هاي تاريخي با شما هم مشورت مي‌شود؟

خير، به هيچ وجه.

چرا؟

زيرا آن‌ها يك ائتلاف خاصي‌اند كه من جزو آن‌ها نيستيم! اصولا سريال سازي در ايران تابع مقررات خاصي نيست. بايد ديد سريال‌ها ما را به چه نتايجي مي‌رسانند. در سريال‌هاي تاريخي، نشان دادن خصيصه ايراني بودن مهم است، مونتسكيو كتابي دارد به نام «نامه‌هاي ايراني» كه ويژگي‌هاي ايرانيان را گفته است. اصولا ايراني ضد بيگانه است، بنده معتقدم به بسياري اززمينه هاي تاريخ كه مهم هم هستند پرداخته نشده، مثلا سريال تاريخي درباره پيشرفت مذهب تشيع در ايران و اين كه چرا ايرانيان شيعه شدند، بايد ساخته شود. ايراني نمي‌خواهد جهان وطن باشد. يك ايراني، ايراني و شيعه است. علي(ع) در وجود يك ايراني، خارق‌العاده است. مولا علي(ع) درون ايراني است و در همه جاي زندگي ايراني حضور دارد. ايراني انديشيدن خصيصه خاص است. ايراني همان طور كه عيد نوروز دارد غدير خم را هم دارد. من غير از اين كه تاريخ بنويسم،يكي دو كار سينمايي هم انجام داده ام. سريال هاي راديويي زيادي هم نوشته‌ام. درباره ماه رمضان و حضرت علي(ع)، درباره ميرزا رضا كرماني و ميرزا كوچك‌خان و... اما متاسفانه از من كمك نمي‌خواهند. به عقيده من بسياري از سريال‌ها اشتباه دارد. در ميان تاريخ بايد به جزييات درست اشاره كرد. مثلا در زمان امير كبير فقط شاه پشت ميز مي‌نشست يا در سريالي كه مربوط به دوره‌اي از تاريخ بود، اعلاميه‌هايي را پخش كرده بودند كه در ورق A4 بود در حالي كه آن زمان ورق كوچك كاهي وجود داشت. سريال هاي تاريخي بايد يك مشاور تاريخي داشته باشد.

با اين همه مشغله و كار تحقيقي، از خانواده هم كمك مي‌گيريد؟

همسرم كمك مي‌كند. گاهي سندي را كه مي خواهم رونويسي كنم  يابيشتر كارهاي حسابداري را ايشان انجام مي‌دهد و در حقيقت  وكيل من است.

اعضاي خانواده هم اهل كتابخواني‌اند؟

همسرم بسيار اهل مطالعه است و دختر بزرگم هم نويسنده و مترجم است و 34 كتاب ترجمه انگليسي و آلماني دارد و كتابهايش شامل رمان و روانشناسي و مضاميني درباره خانواده و‌زيبايي  است. همچنين ، چند ترجمه از مشاهير هم دارد.

از سوي دولت هم حمايت مي‌شويد؟

همين قدر كه به كتاب هاي من اجازه چاپ مي‌دهند، تشكر مي‌كنم. اما حمايت ديگري نمي‌شوم. 
                                      

                                       **********  

مدير نشر البرز:
حافظه تاريخي معتضد، بي‌نظير است

«نشر البرز» يكي از ناشراني است كه كتاب هاي خسرو معتضد را به چاپ رسانده. معتضد، دليل همكاري‌اش را با عباس علمي -‌ مدير نشر البرز-‌ در همكاري بي‌شائبه او با خودش مي‌داند.

اگر چه بسياري از ناشران، گردش اقتصادي را از عوامل موثر در موفقيت كار خود مي‌دانند اما، ناشراني هم وجود دارند كه غير از باور به اين عامل مهم، به نكات ريز ديگري نيز توجه ويژه نشان مي‌دهند.

مدير نشر البرز، به پرسش‌هاي كوتاه ما، درباره خسرو معتضد و آثارش پاسخ‌هاي كوتاه و كاملي داده است.

چند عنوان از كتاب هاي خسرو معتضد را انتشارات البرز به چاپ رسانده است؟

حدود بيست عنوان.

استقبال از كتاب‌ها چطور بوده است؟

خوب بوده. اولين كتاب ايشان به نام فوزيه به چاپ هشتم هم رسيده است.

متوسط تيراژ آثار معتضد چقدر است؟

بين 2 تا 3 هزار نسخه در هر نوبت چاپ. 

آيا تا به حال به ايشان سفارش موضوع هم داده‌ايد؟ اگر بله انتخاب سوژه شما برچه مبنايي بوده است؟

بله، كتاب «سقوط ديكتاتور-‌ صدام از ظهور تا سقوط» را سفارش داده‌ام. مبناي انتخاب سوژه قرار گرفتن در دوره جنگ و حمله صدام به ايران و واقعه دفاع مقدس بود.

چقدر طول كشيد تا اين سفارش را انجام دادند؟

اين كتاب در سه جلد و نزديك به نهصد صفحه و در مدت هفت ماه توسط ايشان نوشته شد.

چرا انتشار كتاب‌هاي معتضد را پذيرفتيد؟

اولين كتاب ايشان را كه «فوزيه» بود، خواندم، متوجه شدم كه تاريخ صرف نيست و رمان تاريخي است كه بسيار زيبا و جذاب نوشته شده، بعد از انتشار آن كتاب‌هاي ديگر ايشان را هم ديدم و اين تسلط و جذابيت اعتماد من را به نوشتة هاي ايشان جلب كرد.

چند سال است كه با ايشان كار مي‌كنيد؟

بيش از دوازده سال.

‌ آيا درباره كتاب هاي خسرو معتضد انتشارات ديگري را رقيب خود مي دانيد؟

ما معتقديم كه صاحب اثر حق دارد آثارش را به هر ناشري بدهد. البته ايشان از كار با نشر البرز راضي است.

‌ از ويژگي‌هاي خسرو معتضد بگوييد؟

تسلط كافي به تاريخ دارد و حافظه تاريخي‌اش بي‌نظير است. اطلاعات بسيار زياد و حافظه بسيار قوي او در شناخت عكس‌ها و اسناد تاريخي ،شگفت‌انگيز است.
                                    **********

تعدادي از آثار خسرو معتضد
1- عروس بخارا 1336 به بعد
2- بردار كشيدن شيخ‌فضل‌الله نوري
3- اسرار كميته مجازات
4- راز هفتاد و يك ساله (قتل ناصرالدين شاه)
5- تاريك‌خانه يا مدار رأس السرطان (منطقه اتمي مرگ پيمان بغداد) 1343
6- به سوي آب‌هاي گرم خليج فارس 1350
7- گنج خسروي 1343
8- جنگ نفت روي شن‌هاي داغ كه به عربي ترجمه شده 1352
9- عشق و رنج سعدي براي نوجوانان حدود 1366
10- فردوسي نابغه طوس براي نوجوانان حدود 1366
11- محمد ابن زكرياي رازي براي نوجوانان 1366
12- ابوريحان بيروني براي نوجوانان 1366
13- حاج امين الضرب و تاريخ سرمايه‌گذاري صنعتي در ايران 1366
14- پليس سياسي عصر 20 ساله 1366
15- پاسخ به تاريخ (شهريار ماكان)
16- سراب جانشين پسر در دهه 70، 1372 به بعد
17- معروف‌ترين رمان در 1372 فوزيه، حكايت تلخ كامي -‌قصه جدايي 2 جلد
18- ناكامان كاخ سعدآباد 2 جلد
19- شادكامان كاخ مرمر
20- معماران عصر پهلوي
21- رضا شاه پس از سقوط
22- رضا شاه از سواد كوه تا ژوهانسبورگ
23- رضا شاه از آلاشت تا آفريقا
24- شهناز پهلوي دختر فوزيه (روايت دلسوختگي، گزند دلبستگي) 2 جلد
25- اشرف از سراي سنگلج تا سرير سلطنت
26- اشرف در آينه بدون زنگار
27- دو دختر قاجار در قصر شاه پهلوي
28- تنش بزرگ
29- سياست خارجي عصر رضاشاه
30- قيصر و شاه
31- تاريخ روابط سياسي ايران و آلمان
32- مرداويج ديلمي
33- خاطرات حاج آقا رفيع (42 سال در دربار پهلوي)
34- خاطرات سرهنگ صادقي اديبي (30 سال با رضاشاه در قزاقخانه و قشون)
35- نيروي انتظامي صد سال فراز و فرود جلد اول، جلد دوم و سوم منتشر شده وجلد 4 و 5 در حال نگارش است.
36- درون ارتش شاه
37- شبكه نظامي حزب توده (چون بر فروزم آتش‌ها در كوهستان‌ها)
38- شب ژنرال‌ها
39- ايران مخوف
40- سقوط صدام ديكتاتور 4 چاپ
41- خاطرات شعبان جعفري 800 صفحه اضافه
42- هارون الرشيد و شب سرخ بغداد (تاريخي بر مكيان)
43- ارتش‌ها و حديث تاريخ پهلوي
44- مثل ثريا گريه خواهم كرد 2 جلد
45- سيدضياءالدين طباطبايي 2 جلد
46- هويدا، سياست مدار پيپ و عصا و گل اركيده 2 جلد
47- دو چهره سپهبد زاهدي در ميان 2 كودتا
48- خون سياه (نفت ايران)
49- تاج‌هاي زنانه (2)
50- تيمسار شاهنشاهي در خدمت كا.گ.ب
51- از ماشين دودي ناصرالدين شاه تا بنز الگانس در ايران ،تاريخ بنز در ايران
52- ليلا دختر كنت دومونت فور
53- كيش گذشته با شكوه ،دروازه توسعه آينده 2 جلد
54- شاهان در تبعيد
55- آخرين محبوبه سلطان احمدشاه قاجار
56- مردان و زنان بالما سكه
57- هويدا بر سرير قدرت از اوج تا سقوط
58- كتايون آريوكان
59- چهار گزارش پليس از تهران
60- يادداشت‌هاي روز 366، 4جلد
61- يادداشت‌هاي ساعت 25
62- زنان ناصرالدين شاه از فروغ السلطنه تا انيس الدوله
63- داستان براي كودكان ؛در دست تهيه: سفرهاي محمدبن باب شاد، زناني كه گربه مي‌شدند، ماهان و شب بلند بيابان عفريت‌ها
64- 61 سال تاريخ ايران 1298 تا 1359
65- در عصر دوپهلوي با نجف قلي پسيان
66- ايرانيان در مهاجرت (با يدالله ذبيحيان)
67- دهه شوم شهريور 1320 خاطرات چند تن از افسران ارتش
68- سياست، زن، حرمسرا (با نيلوفر كسري)
69- تاريخ 57 ساله پهلوي و جنبش‌هاي جداسري
70- جنگ جهاني اول
71- ... .
کد مطلب : 13051
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
عاشق تاريخ
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل