نشست «بررسي متون كهن فارسي» با حضور ميرجلالالدين كزازي در سالن اصلي سراي اهل قلم برگزار شد. كزازي در اين نشست با بيان اين كه در روزگار رسانه، به آساني ميتوان دروغهايي چون ايراني نبودن رودكي گفت، تاكيد كرد: بر ماست كه با زهرپراكني رسانهها، از همان راهي برخورد كنيم كه آنها زهر ميپراكنند. ما نيز بايد رسانهها را به كار بگيريم، اما براي پاسخ گفتن به دروغپردازيهاي آنان./
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ميرجلالالدين كزازي در اين نشست كه عصر امروز شنبه 21 ارديبهشت از ساعت 13:30 با حضور وي، عباس كريمي و حميد هنرجو در سراي اصلي اهل قلم برگزار شد، گفت: امسال به نام رودكي زيب و زيور يافته است. او يكي از بزرگترين سخنوران ايران است. اما آنچه او را از ديگر سالاران سترگ سخن در ايران جدا ميدارد و برجستگي ميبخشد، اين است كه او، پير ادب دري است.
وي ادامه داد: هم از اين روست كه زيستنامهنويسان او را آدم الشعرا ناميدهاند. در برابر جامي كه در چشم آنان، خاتمالشعراست. به گونهاي كه پس از وي، شاعري را همپايه او نميدانستهاند؛ بر پايه انگارهاي كه از سرگذشت پيمبران به وام گرفته شده است.
استاد دانشگاه علامه طباطبايي يادآور شد: اگر ما در ديد و داوري زيستنامهنويسان

بيت حنظله، بيتي است سست و خام و آغازينه. اما سرودههاي رودكي سخت استادانه است. در همين اوان، بزرگترين شاهكار جهاني در ادب رزمي و پهلواني كه شاهنامه است، سروده شده. به راستي داستان چيست؟
درباره جامي گمانمند باشيم و آن را به آساني نپذيريم و روا نداريم، در آنچه درباره رودكي گفته اند، همراي و همداستانيم. پيش از رودكي، هيچ سخنوري را نميشناسيم كه همتراز و همال و همبالاي او باشد.
كزازي با اشاره به تفاوت بنيادين بين پختگي و سختگي آثار رودكي و شاعران پيش از او، خاطرنشان كرد: نخستين بيتي كه در زبان پارسي سروده شده است، از حنظله بادغيسي است: "آهوي كوهي در دشت چگونه دوذا؟/ او ندارد يار، بي يار چگونه بوذا؟". اما چگونه ميتوان پذيرفت كه در زماني بسيار كوتاه كه رودكي يا پير پاك و پارساي دري، فردوسي را، از حنظله بادغيسي جدا ميدارد، تا بدين پايه دگرگوني در سخن پارسي پديد آمده باشد؟
وي اظهار داشت: بيت حنظله ناگفته پيداست، بيتي است سست و خام و آغازينه. اما سرودههاي رودكي سخت استادانه است. در همين اوان، بزرگترين شاهكار جهاني در ادب رزمي و پهلواني كه شاهنامه است، سروده شده است. به راستي داستان چيست؟
نويسنده «رخسار صبح» با تاكيد بر اين كه پاسخ اين پرسش را نميداند، گفت: تنها ميتوانم بگويم كه پيشينه ادب پارسي وارون آنچه پنداشته ميشود، بسيار كهن است و ريشهها و شالودهها و خاستگاههاي آن را ميبايد در ايران كهن و در ادب ساساني و

پيشينه ادب پارسي وارون آنچه پنداشته ميشود، بسيار كهن است و ريشههاي آن را ميبايد در ايران كهن و در ادب ساساني و اشكاني بجوييم
اشكاني بجوييم وگرنه اين همه شيوايي و شگرفي و شگفتي، نميتواند از تهيگي، از هيچ، آمده باشد.
وي اضافه كرد: با آنكه رودكي از روستاي پنج رودك سمرقند است، اما هيچ گماني در ايراني بودن او نيست. اگر رودكي ايراني نيست، چرا به پارسي سخن گفته است؟ جغرافياي فرهنگي ايران بر خلاف جغرافياي سياسي آن، امروز نيز هنوز بسيار پهناور است.
كزازي ادامه داد: به دريغ، به درد، و در همان هنگام به شگفتي، ما در اين روزگار با پديدهاي فرهنگي و اجتماعي روبه رو شدهايم كه پيشينهاي در گذشته تاريخي ما و حتي جهان ندارد. اين سخنربايي نيست، سخنور ربايي است و داستان انوري را به ياد مي آورد كه فردي خود را انوري خواند. پي در پي با نمونههايي از اين پديده روبه رو ميشويم.
وي با بيان اين كه ما در روزگار فنآوري رسانهاي به سر ميبريم، افزود: در اين روزگار به آساني ميتوان دروغ گفت، دروغهاي بزرگ، شگفت آور، خردآشوب، باور ناپذير، و ديگران را هم سرانجام بدين دروغها گروانيد. در سايه آوازهافكني يا تبليغ، ميتوان دروغهايي از اين دست را در جهان گسترانيد.
استاد بازنشسته

در اين روزگار به آساني ميتوان دروغ گفت، دروغهاي خردآشوب، باور ناپذير، چون ايراني نبودن رودكي، و ديگران را هم سرانجام بدين دروغها گروانيد
دانشگاه علامه طباطبايي خاطرنشان كرد: هنگامي كه پي در پي گفته شد رودكي ايراني نيست، يا مولانا يا پور سينا يا رازي و ديگران، به ياري رسانهها اندك اندك چنين باوري ميتواند گسترش و روايي بيابد. اما چاره كژدمزده، كشته كژدم بود. اين زهري كه رسانهها ميپراكنند، به ياري رسانهها، خود، بايد ناكارا و بياثر شود.
وي تاكيد كرد: ما هم بايد رسانهها را به كار بگيريم، اما اين بار نه براي دروغپردازي، براي آنكه ديگران را با راستيهاي بيچند و چون آشنا كنيم.
زبان و ادب پارسي كه رودكي پدر آن تواند بود، گونهاي جهانشاهي فرهنگي بسيار پهناور داشته است و جغرافياي فرهنگي ايران، هنوز نيز بسيار پهناور است.
كزازي با خطاب كردن جوانان حاضر در نشست گفت: ميدانم شما جوانان ايراني كه رودان(پسران) رودكي هستيد، پاس پدر را به بايستگي ميدهيد. هيچ پوري پدر را وا نمينهد، خوار نميدارد. بارها گفتهام، دوباره ميگويم، تا ايرانيان بيداردل، جانآگاه، خويشتنشناس، در پهنه گيتي ميزيند، به ويژه جوانا ن برومند و بالابلند ايراني، ما بيم و باكي از هيچ تازش و تندباد و ربايشي نخواهيم داشت. ايدون باد.