«خانم دالاوي» نوشته ويرجينيا ولف یک رمان دویست صفحهای است که ماجراهايش تماماً از یک صبح تا شب اتفاق میافتد، اتفاقات اصلی که مهمترینشان دو اتفاق عشقی معمولی است، قبل از زمان فعلی داستان اتفاق افتاده و تمام شدهاند./
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): رمان «خانم دالاوي» به عقيده بسياري از منتقدان حوزه ادبيات داستاني با اغلب آثار ولف تفاوتهايي دارد كه اين تفاوت با نگاه تازه نويسنده در شخصيتپردازي پر رنگتر شده است.
ويرجينيا ولف در اين كار قبل از آن كه به سير ماجراها بپردازد به اعماق وجودي شخصيتها نفوذ كرده به گونهاي كه نميتوان به راحتي شخصيتهاي اصلي و فرعي را از هم جدا كرد و داستاني واحد را خواند زيرا هر يك از اشخاص حاضر در اين كار داراي انبوهي از روايتهاي داستاني اند كه خانم دالاوي در محور آنها قرار دارد.
ماجرای مرگ «سپتیموس»، یگانه اوج رمان، از پیش قابل انتظار است و حتی میتوان گفت مرگش به علت این که بیش از زنده بودن مردهای متحرک است، قدرت چندانی در متاثر کردن خواننده ندارد.
ساختار و بافت بدیع «خانم دالاوی» نیز به همین نحو

ساختار و بافت بدیع «خانم دالاوی» ریزبافت و مدلدار است. تغیر مداوم زاویه دید راوی، نه به شکل تغیر شخص روایت کننده، بلکه با تغیير نگاه راوی همراه است.
ریزبافت و مدلدار است. تغیر مداوم زاویه دید راوی، نه به شکل تغیر شخص روایت کننده، بلکه با تغیير نگاه راوی همراه است به طوری که در تمام متن این دانای کل است که روایت میکند، اما گاهی مثل «ویرجینیا ولف» فکر میکند و از نگاه او حرف میزند.
«ولف» قبل از تالیف «خانم دالاوی» بارها به هدفش در بدعتگذاری و شکستن ساختار رمان کلاسیک اشاره میکند و طی نقدی که در سال 1910 مینو یسد، صریحا اشاره میکند که سعی دارد رمان رئالیستی، استفاده از مواد خامی چون تاثیرات گوناگونی که هنگام رویارویی با جریانات عادی زندگی به ذهن میرسند، تغیر زاویه دید، حذف عناصر غیر لازم، درون مایه روانی شخصیتها و... را اصلاح كند.
او همچنین در 30 اوت 1923 از کشف تازهای مینویسد که بعدها آن را «فرایند تونل زدن» مینامد، يعني این که به خود اجازه ميدهد گذشته را هرگاه که لازم بداند تکه تکه کند و با تکیه بر نمادسازی، در پشت شخصیتهایش تونلی بسازد که او را به عمق انسانیت و طنز برساند.
با تمام این پیش فرضها در این اثر يعني «خانم دالاوي» عنصر تکنیک اضافه باری بر محور رمان ندارد بلکه به شکلی واحد، هماهنگ و همگون در

زبان شاعرانه و تصویر سازی شعر گونه، ویژگی دوم « خانم دالاوی» است، این مشخصه مانند پس زمینه ای در پشت متن که گاهی کمرنگ تر و گاهی پر رنگ تر می شود سایه روشن كلي را تشکیل می دهد.
کل متن فرو نشسته است و از آن جدانيست.
زبان شاعرانه و تصویرسازی شعرگونه، ویژگی دوم «خانم دالاوی» است، این مشخصه مانند پس زمینهای در پشت متن که گاهی کمرنگتر و گاهی پررنگتر میشود ،سایه روشن كلي را تشکیل میدهد.
اين زبان شاعرانه گاه یک پاراگراف یا یک صفحه را کاملا در بر میگیرد و همين حضور قاطع است که متن «خانم دالاوی» را دارای پس زمینه تفکیکناپذیر از عنصر شاعرانگي میکند.
ترکیباتی مثل: «سوهان کشیدن بر ستون فقرات»(ص34)، «جمع شدن شایعات در رگها»(ص31)، «نفس تیره پرستش» (ص27)، «روح زنگزده» (ص 22)، «فریاد مه آلود» (ص206)، «فنجان چشم»(ص206)، «الیزابت، کره اسب لنگ دراز خوش ریخت احمق» (ص 193) و ... . نشان ميدهد که این شاعرانگی همچنان که رمان به جلو میرود به شكلي داستانیتر جایگاه خود را در متن پیدا میکند.
ويرجينيا ولف گویی خود و روزی از روزهای خود را در مغزهای قهرمانان متن نخبه گرايش گنجانده و «خانم دالاوی» را از حضور آنها سرشار کرده و وجود و وقتش را سلول به سلول، و ثانیه به ثانیه، با آنها تقسیم کرده است.
رمان «خانم دالاوي» با ترجمه خجسته كيهان به تازگي توسط انتشارات نگاه عرضه شده است.