عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش چاپ و نشر

سفر به دنياي كتاب در پايانه‌هاي مسافري تهران/3- پايانه شرق

  حضوري غريبانه و استقبالي كمرنگ

29 خرداد 1387 ساعت 16:57
پايانه‌هاي مسافري ابرشهر تهران، همواره ميزبان خيل مسافراني‌اند كه يا تازه به پايتخت وارد شده‌اند يا قصد دارند به ساير نقاط كشور عزيمت كنند. بي ترديد، زمان حضور در ترمينال‌ها و همچنين حضور چندين ساعته در اتوبوس براي رسيدن به مقصد، مي‌تواند فرصت مناسبي براي مطالعه كتاب باشد./
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ براي بررسي وضعيت كتابخواني و همچنين كتابفروشي‌هاي پايانه‌هاي مسافري تهران، به ترمينال‌هاي جنوب، غرب، شرق و بيهقي رفتيم و با كتابفروشان، مسافران، رانندگان و كارمندان تعاوني‌هاي مسافري گفت‌وگو كرديم. بخش سوم اين گزارش به بررسي اوضاع كتاب و كتابخواني در ترمينال شرق واقع در منطقه تهرانپارس اختصاص دارد... 

وقتي خبرنگاري براي گفت‌وگو با مسوول يك كتابفروشي 35 دقيقه مهمانش  باشد و در اين مدت حتي يك مشتري هم وارد كتابفروشي نشود، شايد قضاوت درستي باشد كه بگوييم استقبال از تنها كتابفروشي موجود در ترمينال شرق تهران نزديك به صفر است.

مسوول كتابفروشي شهر كتاب - ‌يعني تنها كتابفروشي ترمينال شرق تهران-‌ نيز همين نظر را دارد. او كه نامش «اميدوار» است،  بسيار نااميدكننده درباره استقبال از كتاب در ترمينال شرق سخن مي‌گويد و نا اميدانه از تعطيلي احتمالي نشر خودش به نام نشر «لحظه» نيز -كه كتابفروشي شهر كتاب از سوي شهرداري تهران به آن سپرده شده است- سخن به ميان مي‌آورد. 

مي‌گويد: همان‌طور كه استقبال كم از بسياري از كتابفروشي‌ها، آنها را به فروشگاه نوشت‌افزار يا روپوش و كفش دانش‌آموزي يا دانشجويي تبديل كرده، استقبال از اين كتابفروشي نيز بسيار كم است.

خلوتي فروشگاه شهر كتاب، مرا به ياد محيط آرام كتابخانه‌ها  مي‌اندازد. نظر «اميدوار» در اين باره اين‌گونه است: اولا اين فروشگاه در قسمت پاييني و حاشيه‌اي ترمينال قرار گرفته است و كمتر كسي به اينجا مي‌آيد. ثانيا ترمينال شرق هم مثل بقيه ترمينال‌ها خصوصا ترمينال جنوب نيست كه در تمام ساعت‌هاي شبانه‌روز مسافر و ماشين داشته باشد. بسياري از مقصدهاي مسافرانش هم نزديك است، شهرهايي مثل آمل و بابل؛ بنابراين ،خيلي مراجعه‌كننده ندارد.

البته سخنان اميدوار ،وقتي  سرگرم صحبت با مسافر عازم شهر شيروان بودم، رنگ باخت. ضمن اين كه شهرهاي شمالي به عنوان شهرهاي گردشگر پذير، همواره مسافر زيادي دارند!

و اما اميدوار درباره علت عدم استقبال از كتابفروشي شهر كتاب مي‌گويد: مردم از كتاب زياد استقبال نمي‌كنند.از تيراژ كتاب ها كه خبر داريد. من استقبال كم از اين كتابفروشي را به استقبال كم مردم جامعه از كتاب مربوط مي‌دانم چون ما در اين فروشگاه نوشت‌افزار، نوار كاست و لوح فشرده هم داريم، اما انگارمردم ،با نام شهر كتاب و كتابفروشي قهر كرده‌اند!

از او مي‌پرسم: اگر فروشگاه شهر كتاب در مكاني بهتر از موقعيت فعلي‌اش در ترمينال شرق قرار مي‌گرفت، امكان جذب مشتري بيشتري داشت؟

اميدوار مي‌گويد: مي گويند بعضي از كتابفروشي هاي  خيابان انقلاب ، به فروشگاه روپوش و كفش دانشجويي يا صحافي تبديل شده‌اند يا اينكه وقتي مي‌ شنويم در خيابان كريم‌خان‌زند- كه بورس جديد كتاب است- كتابفروشي‌ها تعطيل مي‌شوند، نبايد انتظار داشت كه اينجا مشتري قابل توجهي داشته باشد. 
ببينيد! ما بايد از هر كاري يك تعريف اقتصادي داشته باشيم. مسافري كه با حدود 2000 تومان، بليت سفر به آمل و بابل را مي‌خرد، هيچ وقت آن‌قدر پول ندارد كه 5000 تومان براي خريدن يك كتاب پول بدهد. با توجه به اين كه ساير هزينه هاي زندگي هم رو به افزايش است.

 مي‌گويم: اگر به يك نوعي به مسافران كتاب امانت داده شود. مثلا 20 يا 30 جلد كتاب در يك اتوبوس قرار داده شود و مسافران بتوانند در طول مسير از آن‌ها به صورت اماني استفاده كنند، يا اين كه شما شرايط واگذاري اماني كتاب به مسافران را با همكاري رانندگان اتوبوس‌ها و مسوولان تعاوني‌ها پديد بياوريد، آن وقت چطور؟ آيا استقبال از كتاب و كتابخواني در بين مسافران ترمينال غرب بيشتر نمي‌شود؟

اميدوار در پاسخ مي‌گويد: مگر مردم كتاب‌هاي داخل اتوبوس‌هاي داخل شهري را مي‌خوانند؟خيلي ها با كتاب قهرند! 

بر پيشنهاد خود اصرار مي‌كنم چون اولا يك راهكار به حساب مي‌آيد و ثانيا قبول ندارم كه مردم با كتاب قهرند چون ديده‌ام كه مردم كتاب‌هاي داخل اتوبوس‌هاي درون شهري را هم مي‌خوانند. ضمن اين كه هنوز خاطره حضور پرشمار مردم در بيست و يكمين نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران را از ياد نبرده‌ام.

اميدوار در مقابل اصرار من مي‌گويد: شهرداري كتاب‌ها را با كاغذ و جلد و چاپ‌هاي خوبي منتشر مي‌كند كه از ويرايش خوبي هم برخوردارند، اما عده اي به كتاب‌ها دست هم نمي‌زنند و به آن‌ها حتي نگاه هم نمي‌كنند. مشكل اينجاست كه ما در بازار كتاب هميشه نويسنده و ناشر را از مردم جدا كرده‌ايم .  

از او مي‌پرسم: فرض كنيم كه مردم توان خريدن كتاب 5000 توماني را در مقابل قيمت بليت 2000 توماني يك مسافرت نداشته باشند، اما امانت گرفتن كتاب در طول مسير مسافرت كه ديگر هزينه‌اي برايشان ندارد. اين‌طور نيست؟

اميدوار پاسخ مي‌دهد: وقتي در طول سفر، داخل اتوبوس فيلم هندي از تلويزيون  پخش مي‌شود، صداي شكستن تخمه مي‌آيد و ...  ديگر فضاي عمومي اتوبوس براي مطالعه كردن و كتابخواني مهيا نيست. 

مي‌پرسم: با توجه به وجود سامانه اتوبوس‌هاي تندرو (B.R.T) در كنار ترمينال اتوبوس‌هاي غرب و همچنين خطوط مترو، فكر مي‌كنيد زمانش نرسيده كه بيشتر به چاپ و استفاده از  كتاب‌هاي جيبي و به اصطلاح سفري، رو بياوريم.

مسوول كتابفروشي شهر كتاب پاسخ مي‌دهد: اگر انجام شود، خوب است، اما متاسفانه حتي وقتي شهرداري سبد كتاب را در اتوبوس‌هاي درون شهري قرار مي‌دهد، باز هم كتاب‌ها در چنين قطع هايي نيستند، كاغذ آن‌ها براق است و بازتاب نور توسط آن، چشم را اذيت مي‌كند. شهرداري كتاب لوكس منتشر مي‌كند و دستش هم درد نكند، اما اگر اين كتاب‌ها روي كاغذهاي كاهي چاپ مي‌شد، هم بهتر بود و هم شهرداري مي‌توانست كتاب‌هاي بيشتري چاپ كند. متاسفانه ما به كتاب با نگاه يك كالاي لوكس نگاه مي‌كنيم. هزينه چاپ كتابي كه ما مي‌پردازيم، قسمت عمده‌اش مربوط به پول كاغذ است، كاغذي كه دارد از خارج وارد مي‌شود. براي جلد كتاب‌ها  گالينگور، سلفون يا «هاردكاور» استفاده مي‌كنيم و چاپ‌هايمان عموما فانتزي شده‌اند.

او ضمن انتقاد از فروشگاه شدن نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران و تاكيد بر ضرورت نمايشگاهي بودن آن، قدري از استقبال كم مردم از كتابفروشي‌ها را نتيجه خريد فراوان آن‌ها از نمايشگاه بين‌المللي مي‌داند و مي‌گويد: هميشه مدتي قبل و بعد از برگزاري نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران، مردم كمتر به كتابفروشي‌ها مي‌آيند.

تمامي شواهد و همچنين صحبت‌هاي آقاي اميدوار، حكايت از «ضررده» بودن فروشگاه شهر كتاب ترمينال شرق است. وي نيز اين موضوع را قبول دارد و مي‌گويد: بله، اين فروشگاه ضرر مي دهد. اگر حمايت ناشران گرداننده اين فروشگاه و خود شهرداري نباشد، عملا اين فروشگاه‌ها نمي‌توانند به كارشان ادامه بدهند.

از او مي‌پرسم: ناشر ضرر مي‌دهد يا شهرداري؟

مي‌گويد: شهرداري فضا را در اختيار قرار داده است و ما هم نيرو و امكانات و كتاب را آورده‌ايم و همگي ضرر مي‌دهيم.

مي‌پرسم: پس اين كار چه توجيه اقتصادي دارد؟

مي‌گويد: تنها توجيه آن، بيماري عشق به اين كار است. همان‌طور كه يك مترجم، كتابي را ترجمه مي‌كند و در مقابل ترجمه كتاب سنگيني مثلا از «هيوم» مبلغ ناچيزي از ناشر مي‌گيرد. در صورتي كه اگر در يك دارالترجمه فقط دو ورق ترجمه كند، بيشتر از اين به دست مي آورد. 

 مي پرسم: آيا اين مطلب درست نيست كه ناشر گرداننده فروشگاه شهر كتاب، يك مكان مجاني از شهرداري براي عرضه آثارش گرفته و اين به خودي خود، جالب و مقرون به صرفه است؟

اميدوار مي‌گويد: نه، چون برايش مجاني نيست. يك ناشر خواه ناخواه يك دفتر مركزي هم دارد و مي‌تواند در همان دفترش كار كند! هدف   اين است كه ما مي‌خواهيم با مخاطبانمان روبه‌رو باشيم و بدانيم مخاطب چه مي‌خواهد و نيازش چيست.

مي‌گويم: حالا كه مخاطبان شما در ترمينال غرب، مسافرانند و به گفته شما از كتاب هم استقبال نمي‌كنند، به عنوان يك كارشناس عرصه نشر ،چه تدبيري براي شناسايي نياز مخاطبانتان و جذب آن‌ها به كتابفروشي انديشيده‌ايد؟

اميدوار پاسخ مي دهد: به نظر من ،اصل موضوع مسافران نيستند. بايد فكر كنيم كه چرا مردم به كتاب اقبال نشان نمي دهند.

مي‌پرسم: ولي جامعه هدف شما، مسافرانند. اين‌طور نيست؟

مي‌گويد: تنها كاري كه ما توانسته‌ايم انجام دهيم، اين است كه كتاب‌هايمان را در فروشگاه دسته‌بندي موضوعي كرده‌ايم. اينجا شما اثري از كتاب‌هاي سطح پايين نمي‌بينيد. سعي كرده‌ايم گزيده كتاب‌ها را بياوريم. شما كمتر جايي را مي‌بينيد كه درباره نجوم كتاب داشته باشند، اما ما داريم! اگر كسي به داخل فروشگاه بيايد، كارمندان اينجا نيز كه حداقل ليسانسيه  اند، آن‌ها را به خوبي راهنمايي مي‌كنند، چون كتابفروش نيستند، بلكه راهنماي كتابند.

ترمينال شرق در كنار منطقه پرجمعيت تهرانپارس تهران قرار دارد و شايد تنها كتابفروشي آن يعني شهر كتاب بتواند محلي براي عرضه انواع كتاب به مردم منطقه شرق تهران باشد. اميدوار در اين باره مي‌گويد: ما در اين منطقه تراكت‌ و بروشورهاي مختلفي پخش كرده‌ايم، اما از آنجايي كه شرق تهران، منطقه‌اي كارمندنشين است، مردم آن توانايي چنداني براي خريد كتاب ندارند. بعضي وقت‌ها هم بايد حق را به مردم بدهيم. اگرچه همين مردم در صف خريد پيتزا هم مي‌ايستند!  
 روبه‌روي فروشگاه شهر كتاب ، مغازه‌اي است كه شكل دكان‌هاي گرد و غبار گرفته فيلم‌هاي وسترن دهه‌هاي 50 و 60 ميلادي اروپا را به خود گرفته است. قفل بزرگي هم بر در آن زده شده است. دست نوشته‌اي حكايت مي‌كند كه روزگاري اين فروشگاه كتاب متعلق به سازمان تبليغات اسلامي بوده و حدود دو سال است كه تعطيل شده. 
در محوطه ترمينال با راننده‌اي به نام پرويز درزي كه در مسير تهران-‌ گرگان رفت و آمد مي‌كند، به گفت‌وگو مي‌نشينم. 

  او در جواب اين كه اصلا كتاب مي‌خواند يا نه؟ مي گويد: وقت ما خيلي ضيق است و سرويس ما به گونه‌اي است كه نه اين طرف (تهران) و نه آن طرف (گرگان) فرصتي نداريم. اما كلا كتابخواني را دوست دارم.
درزي ، آمادگي خودش را براي پخش كتاب‌هاي اماني يا رايگان بين مسافران اتوبوس خودش اعلام مي‌كند. 
 
مسافري جوان كه مشغول خواندن روزنامه است ،خود را مهدي عظيمي اهل شهرستان شيروان در خراسان شمالي معرفي مي‌كند و مي‌گويد: نيم ساعت تا يك ساعت بايد منتظر بمانم تا موقع حركت اتوبوس تهران-‌ شيروان بشود.

از او درباره علاقه‌اش به مطالعه-‌ حتي در اين فرصت كم-‌ سوال مي‌كنم. پاسخ مي‌دهد: اگر شرايط مطالعه فراهم باشد، خيلي هم خوشحال مي‌شوم. من دانشجوي زبان انگليسي بوده‌ام و به كتابخواني علاقه‌مندم.

او بايد 14 ساعت در اتوبوس تهران-‌ شيروان باشد تا به مقصد برسد و شايد از اين 14 ساعت مايل باشد ساعاتي را به كتابخواني اختصاص بدهد. خودش در اين باره مي‌گويد: مسلما اگر كتابي براي مطالعه به ما داده شود، خيلي خوب است. عده‌اي براي گذراندن وقت و عده‌اي هم براي افزايش سطح علمي و فرهنگي خودشان مطالعه مي‌كنند. به هر حال حضور در اتوبوس فرصت خوبي براي مطالعه است. از آنجا كه قيمت كتاب بالاست، من تمايلي ندارم كه براي مطالعه در اتوبوس، كتاب بخرم، اما اگر به صورت اماني در اختيارم قرار بگيرد، استقبال مي‌كنم. متاسفانه بعضي وقت‌ها مجلات تاريخ گذشته را به ما مي‌دهند و ما هم از سر ناچاري مطالعه مي‌كنيم. اگر به ما كتاب بدهند، مسلما بهتر است. 

 
کد مطلب : 21368
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
حضوري غريبانه و استقبالي كمرنگ
گزارشگر : سعيد سعيدی
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل