ميرجلالالدين كزازي در چهارمين جشنواره نقد كتاب گفت: داستان نقد كتاب از ديد من، داستاني است كهن چون چندي است به آن ميانديشيم و دربارهاش ميانديشيم و نو است، چون به فرجام فرخنده نرسيده، اگر رسيده بود به اين بزمها نياز نبود.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، اين پژوهشگر و استاد دانشگاه، در ادامه سخنان خود، افزود: پرسمان نقد هنوز در جامعه ما به فرجام نرسيده و پرسماني است كه با او رو به هستيم.
وي تاكيد كرد: پرسمان نقد را ميتوان از دو منظر منش و كنش بررسي كرد كه هر چند ناگسستنياند ولي به هر روي براي اينكه اين زمينه ژرفتر كاويده شود، آنها را جدا از هم مي كاوم.
كزاري در بيان منش نقادانه توضيح داد: نه تنها در نقد كتاب وقتي آن را از نگاهي فراخ و پديدارشناسي مينگريم، بلكه در بقيه زمينهها كه با بررسي پيوند دارند با پرسمان روبهروييم.
وي ادامه داد: ريشه و خاستگاه اين پرسمان را هنوز نتوانستهايم از فرهنگ اسطورهاي برهانيم و هنوز پديدهها را يك سره سياه و تيره يا يك سره سفيدو روشن ميبينيم؛ به همين دليل در نقد كتاب يا يكسره تيره بين

در نقد كتاب يا يكسره تيره بين و دشمن منشانه روياروي ميشويم يا سپيدنگر و دوستانه
و دشمن منشانه روياروي ميشويم يا سپيدنگر و دوستانه. اگر هم گاه سنجنده كتاب، در كنار عيبها از هنركتاب هم سخن ميگويد، نه در چندي و نه در چوني با بخش ديگر كه بين كاستيهاست، همسنگ نيست.
كزازي اشاره كرد: سنجنده بخش پسنديده را ميآورد تا وانمايد نقدش بدون يك سونگري و تنگبيني است و نقدي نديدهام كه داد هر دو سوي را داده باشد.
دكتر كزازي تاكيد كرد: هنوز نقد با خردهبيني و بهانهجويي يكسان است. اين پديده، فردي نيست؛ بلكه اجتماعي است و به آرمانگرايي ما باز ميگردد. اين منش ناساز ديرين در نقد، خواه ناخواه بركنش ناقدانه اثر ميگذارد.
وي با اشاره به كنش نقادانه تصريح كرد: وقتي كتابي را ميكاويم كه در زمينه بررسي شده با سامانه انديشههاي ما پيوند دارد، نميتوانيم آنچنان كه ميسزد نقد كنيم چون كنش نقد در ما سخته نيست.
به گفته كزازي، كسي ميتواند داد كتاب را بدهد كه پيش از نقد آن كتاب با زمينهها و داستانهايي گوناگون كه اثر برپايه يكي از آنها نوشته شده آشنا باشد.