عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر نقد

نگاهی به شعر بلند سالیا سروده مهدی اخوان لنگرودی

  خانه ای در خورشید

25 تير 1387 ساعت 18:28
سالیا شعری بلند است که تاریخ سرایش آن به سی و دو سال پیش باز می گردد ، منظو مه ای که شاعر آن را در سال های آغازین مهاجرت ودر غربت سروده است._
خبربرگزاري كتاب ايران (ايبنا)فرزانه قوامي: بدیهی است که پدیده مهاجرت و به قول شاعر زندگی در" بازگشت" تاثیر به سزایی در سرودن این منظومه داشته است زيرا سطر های آغازین این منظومه حکایت از انسانی دارد كه در فضایی نسبتاوهم گونه از تنهايي و گذر سرشار است و برای گذر از رنج ها و تاملات درونی خود به «آنیما»ی پنهان خود می آویزد و محاکاتی این چنین می آغازد:
«خراب جهانم/ وسرگردان/ راه خانه ام را در مه ای نامنتظر گم کرده ام/ "گویی تنهایی است /شانه هایم را تکان می دهد/ با عبور نگاهی تلخ...! /از دیروز ها آمده ام /دیروز های بد /دیروز های زهری» 
(صفحه4)

سالیا همدم نهانی شاعر است و بهانه ای برای بیان اندیشه های شاعرانه ی او. سالیا همچون رویایی نه چندان نیرومند دل به راز و نیاز می سپارد،شکوه می کند و در انتها با شاعرانگی همراه می شود ،اما انتظارات
زبان اين شعر بلند ساده است و شکل طبیعی آن در منظر اول توجه مخاطب امروزی را که با فرم های جدید در شعر رو به رو ست جلب می کند. زبانی سالم که در آن نحو و چار چوب کلام دچار تحول و دگرگونی نشده است.
مخاطب را در پرداخت شاعرانه و نفوذ به دنياي ذهن او تا حدودي بی پاسخ می گذارد ، انتظاری که شاید در ادبیات امروز ما «ری را »  و «آیدا» نیز نتوانستند آن را به خوبی بر آورده كنند و این شاید ناشی از همان سیطره  ذهنی مرد مدارانه باشد كه  گاهي ساليا را به واكنش وامي دارد:« سالیا:نه.../ چنین نیست بزرگوار آقا! »

البته در برخی از سطرها سالیا حتي برآشفته از سخنان شاعرانه خطاب به عاشق چنین می گوید:« می دانم/ دوباره می روی/وروزگاری دیگر/ دوباره می آیی/ ومی گویی می گویی با ما می گویی... /اما/ با شب و دیوار! /وبا آن هایی که با فریادهایشان /بغل بغل آسمان چیده اند/ به آنها چه خواهی گفت؟ »

ساليا اما در انتها مطیع و رام آن جهان شاعرانه می شود وانتظارات شاعر را پاسخ می گوید زيرا عصیان او قادر نیست فراتر از ناز و نیاز های ذاتي عمل کند پس با شعر و جهان و قدرت بلا منازع عشق همراه می شود:« در خورشد/ خانه خواهم ساخت و همیشه با تو- می مانم»

برای بررسی شکل و فرم این منظومه با توجه به تاریخ سرایش آن یا باید آن را با اشعار هم طراز خود در سه دهه  گذشته مقایسه کرد که زمان آن گذشته است  ویا باید آن را با اشعار و سروده های بلند امروزی مقایسه کرد که به دلیل عدم سنخیت آن با فرم های امروزی گویی شاعر خود نیز
رنج های شاعردر فرازهايي با صدای تیر و بمب و نارنجک گره می خورد و نمی تواند از کنار آنها بی تفاوت بگذرد ،او گاهی از دنیای درونی خود بیرون می آید واز خون و چشم های از حدقه در آمده همکلاسی ها می گوید، به جامعه ومضامینی همچون فقر ظلم و سیاهی می پردازد اما در انتها باز به قلمرو ذهنی خود نزدیک می شود و در انتظار تابستان می نشیند .
قصد رقابت با فرم ها و تکنیک های شعری امروز را نداشته است .

 او در پی بیان رویاها و اندیشه هایی است که خلوت و تنهایی اش را با خود همراه کرده اند و راز محاکات درونی اش عشق به جهانی است عاری از پلیدی و رنج، پرستش گاه او باغ است و گل، جایی که در آن مسافر باران حوالی علف های سبز از راه می رسد:« جرمم فقط این بود/ که پرستش گاه من باغ بود و گل/ تنها مسافر باران از حوالی علف های سبز/ وتا هنوز هم/ حالا اینجا هزار پرسش و پاسخ/ تزیین سفره  من است...»


رنج های شاعردر فرازهايي با صدای تیر و بمب و نارنجک گره می خورد و نمی تواند از کنار آنها بی تفاوت بگذرد ،او گاهی از دنیای درونی خود بیرون می آید واز خون و چشم های از حدقه در آمده  همکلاسی ها می گوید، به جامعه ومضامینی همچون فقر ظلم و سیاهی می پردازد اما در انتها باز به قلمرو ذهنی خود نزدیک می شود و در انتظار تابستان می نشیند .

 مسائل جامعه شناختی نمی تواند در اشعار اين شاعر نهادین و استوار باقی بماند همچنان که رویاهای گذشته و خاطرات ویرانی رهایش نمی کنند ،در اين شعرگذر از خود به دشواری صورت می گیرد حال آن که در منظومه های بلند مشابه همچون« سنگ آفتاب»سروده اكتاويو پازو یا «سرزمین هرز»سروده تي.اس.اليوت ما با سیال ذهنی آنچنان قوی مواجهيم  که به یک باره از خود نمادین شاعر جدا می شویم و دنیایی دیگر را تجربه می کنیم، با اساطیر باستانی و خدایان خیر و شر همراه می شویم و سایه  سنگین شاعر و تخیلات بی انتهایش را در ابتدای خوانش مان فراموش مي كنيم. دوباره و چند باره بر می گردیم ، دنبال تکه های شاعر میان شعرها می گردیم واین
برای بررسی شکل و فرم این منظومه با توجه به تاریخ سرایش آن یا باید آن را با اشعار هم طراز خود در سه دهه گذشته مقایسه کرد که زمان آن گذشته است ویا باید آن را با اشعار و سروده های بلند امروزی مقایسه کرد که به دلیل عدم سنخیت آن با فرم های امروزی گویی شاعر خود نیز قصد رقابت با فرم ها و تکنیک های شعری امروز را نداشته است .
سرگردانی لذتی را که انتظار داشته ایم به ما می بخشد اما در سالیا صرفابا روایتی خطی از هیجانات و احساسات رو به رو هستیم که گاهی سر از جامعه و دنیای بیرون در  می آورد و فقط تاریخ را نشانمان می دهد:« و شکوفه های خون/ که از شاخه های بهار می بارید!/ و لاله های عاشق که چراغ خانه و کوچه ها بودند/ نه ...آن ها را تا هنوز فراموش نکرده ام/ چشم های از حدقه در آمده  همبازی ام را/ که در کوچه های بمب و نارنجک/ به دنبال روروک خویش می دوید...» 

زبان اين شعر بلند ساده است و شکل طبیعی آن در منظر اول توجه مخاطب امروزی را که با فرم های جدید در شعر رو به رو ست جلب می کند. زبانی سالم که در آن نحو و چار چوب کلام دچار تحول و دگرگونی نشده است.

 روایت ساده است و با آرایه هایی همچون تشبیه ،استعاره ،تشخیص شکل گرفته است و کار برد عنصر لحن و موسیقی به همراه صور خیال شاعرانه فضای شعری درخور و مناسبی را ارائه داده است:«آمده ام برای شخم زدن خاطره ها/ که در آیینه ها کاشته بودم/ هیچ چیز دور نیست /دستانت تابستان بودند/ ونگاهت/ باریدن هزار ستاره بر دلم...»


در سالیا با لحظاتی ناب و شاعرانه رو به رو می شویم که سرشار است از حس و شعور و به محض خواندن بی تردید با خود می گوییم کاش سالیا را سی سال پیش هم می شناختیم :«حالا که آمده ام/ از هزاران فرسنگ از هزاران سال/ گفتم شاید/ دیوارها را بگذرم/ با دیدار چلچله ها و پرستو های آشنا/ تازه شوم /ویا دست نوازش بر تنه سپیداران کشم
که بیست سالگی ام در کلروفیل های جوانشان خانه دارد....»

شعر بلند«ساليا»سال 1387با شمارگان هزار نسخه و قيمت هزارتومان توسط نشر امرود عرضه شده است.



 
کد مطلب : 22916
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
خانه ای در خورشید
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل