دكتر محمد رجبي رييس موسسه فرهنگي اكو در واكنش به تاجيك خوانده شدن رودكي در بيبيسي، بر اين موضع تاكيد كرد كه به لحاظ علمي و تاريخي، تاجيكها از اقوام ايراني اند. تاجيكها نبايد غفلت كنند كه جغرافياي سياسي يك مساله است و جغرافياي فرهنگي بحث ديگري. به همين دليل رودكي همزمان تاجيك و ايراني محسوب ميشود.
دكتر محمد رجبي در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(اينبا) با بيان اين كه "در مقاصد امپرياليستي انگليس و هر كشور ديگر غربي كه چنين مسايلي را مطرح ميكنند، جاي هيچ شك و شبهه نيست"، افزود: ولي مسئلهاي وجود دارد كه بايد براي خود ما حل شود، يعني اگر اعتقاد داشته باشيم به اين كه قومي به عنوان تاجيك يا ازبك در ايران قديم وجود داشته و ازبين آنها مفاخري برخاسته، اگر آنها او را متعلق به خود بدانند، نميتوانيم تعجب كنيم.
وي ادامه داد: ولي فرق است بين اين كه گفته شود رودكي تاجيك است و ايراني است، و اين كه تاجيك است پس

در مقاصد امپرياليستي انگليس و هر كشور ديگر غربي كه چنين مسايلي را مطرح ميكنند جاي هيچ شك و شبهه نيست.
ايراني نيست. اين تقسيم به لحاظ تاريخي و حتي علمي، مبتني بر آنچه فرهنگ و تمدن و نژاد و زبان اين جغرافياي وسيع گواهي ميدهد، تقسيم نادرستي است. مثل اين است كه بگوييم باباطاهر عريان لر بوده يا ايراني. ترديدي نيست كه او لر بوده و به لهجه لري سروده و لرها نيز از اقوام ايراني اند.
رجبي يادآور شد: تاجيكها هم از اقوام ايراني داخل جغرافياي سياسي ديروز و خارج از جغرافياي سياسي امروز و داخل در جغرافياي فرهنگي ايران ديروز و امروز و هميشه خواهند بود.
وي با تاكيد بر اين كه "تاجيك يا ايراني بودن رودكي را نبايد متقابل ببينيم"، اضافه كرد: رودكي ايراني تاجيك است. "ايراني" را به معناي جغرافياي فرهنگي ايران شامل نژاد ايراني و زبان فارسي و نيز جغرافياي سياسي زمان خودش در نظر ميگيريم.
رجبي خاطرنشان كرد: امروز پارهاي

اگر منطقهاي بحث كنيم كه در آن وجه نژادي هم بايد مد نظر قرار گيرد، ميتوانيم همه مفاخر را عضو اين منطقه و خانواده بدانيم؛ و حال كه هر فرزندي نام ديگري براي خود در نظر گرفته و اعلام استقلال كرده، سبب نميشود بتواند اصل و نسب خانوادگي را منكر شود.
از ايران، تاجيكستان و افغانستان و آذربايجان و تركمنستان ناميده شده و نامهايي ديگري كه تاريخي حداكثر 100 سال بيشتر ندارند و تاريخ مستقل برخي در آن بين، چون تاجيكستان، به زحمت به بيش از نيم قرن ميرسد.
وي با اشاره به اين كه "ما موجوديت سياسي آنها را محترم ميشماريم و آنها نيز حق دارند كه همه بزرگاني را كه در اقليم آنها بودهاند و به جغرافياي سياسي آنها تعلق دارند، گرامي بدارند"، افزود: ولي نبايد غفلت كنند كه جغرافياي سياسي يك مساله است و جغرافياي فرهنگي بحث ديگري. جغرافياي فرهنگي ايران بزرگ، بخشهايي جنوبي خليج فارس و درياي عمان و هند و عراق را در بر ميگيرد.
رجبي گفت: به استثناي چند كشور كه هنوز عضو اكو نشدهاند، بقيه چون تركيه، آذربايجان، ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان مجموعه عضو منطقه اكو هستند كه البته اگر قرار بود كاملتر باشند، بايد بحرين، كويت، عراق، ارمنستان، گرجستان، داغستان و چچن، يعني همه قفقاز را هم عضو اكو ميكرديم تا ترسيم دقيقتري از جغرافياي فرهنگي ايران داشته باشم.
وي ادامه داد: اگر منطقهاي بحث كنيم كه در آن وجه نژادي هم بايد مد نظر قرار

پيشنهاد من اين است كه مساله را در عرصه جغرافياي فرهنگي ايران بررسي كنيم كه هر گوشهاش به يكي از اقوام بلوچ، كرد، لر، ترك، گيلك ايراني تعلق دارد؛ و زبان فارسي غالب بر همه اين اقوام است، بهرغم اين كه گويشهاي خاص خود را دارند.
گيرد، ميتوانيم همه مفاخر را عضو اين منطقه و خانواده بدانيم. حالا اين كه هر فرزندي نام ديگري براي خود در نظر گرفته و اعلام استقلال كرده، سبب نميشود بتواند اصل و نسب خانوادگي را منكر شود.
رجبي با اشاره به پيشنهادش مبني بر "كشورهاي نوروز" ناميدن اعضاي اكو اضافه كرد: من اعضاي دهگانه اكو را كشورهاي نوروز ناميدم. چون عيد نوروز با همين نام عيد ملي همه اين كشورهاست.
وي تاكيد كرد: اين مساله به اعتقاد من به جاي بحث سياسي و موجب اختلاف شدن، بايد به يك بحث فرهنگي و تاريخي تبديل شود و بگوييم كه همه ما اعضاي يك خانواده فرهنگي بزرگ بودهايم به نام ايران باستان و ايران پس از اسلام.
رجبي افزود: در تاجيكستان خيابان سعدي و حافظ داريم، در اين جا هم خيابان رودكي داريم، آنها حق دارند سعدي و حافظ را از آن خود بدانند. پيشنهاد من اين است كه مساله را در عرصه جغرافياي فرهنگي ايران بررسي كنيم كه هر گوشهاش به يكي از اقوام بلوچ، كرد، لر، ترك، گيلك ايراني تعلق دارد؛ و زبان فارسي غالب بر همه اين اقوام است، بهرغم اين كه گويشهاي خاص خود را دارند.
وي با ياد از رشادتهاي اقوام

تاجيكها هم از اقوام ايراني داخل جغرافياي سياسي ديروز و خارج از جغرافياي سياسي امروز و داخل در جغرافياي فرهنگي ايران ديروز و امروز و هميشه خواهند بود.
عربزبان خوزستان در جريان جنگ تحميلي گفت: حتي زبانهاي ديگر چون تركي و عربي در جغرافياي فرهنگي ايران عملكرد ديگري داشتهاند كه با عملكرد آنها در خارج از اين مرزهاي فرهنگي متفاوت است. به همين دليل ما شاعران فارسيگوي ترك زبان بسيار داريم. همين طور شعراي عرب در داخل حوزه جغرافياي فرهنگي ايران با شعراي عرب در نقاط دوردست سرزمينهاي عرب تفاوتهاي خاص دارند.
وي در اين بخش از سخنانش خاطرنشان كرد: به همين دليل بود كه روياي خام صدام نقش برآب شد. چون او حس ميكرد عربزبانان ايران با او احساس قرابت ميكنند و در عوض، مواجه با مقابله جانانه عربزبانان خوزستان و به ويژه سوسنگرد شد؛ و آنها متوجه شدند كه اعراب ايران با عربي كه آنها مد نظر داشتند ،بسيار متفاوتند.
رجبي در پايان تاكيد كرد: بايد با ديد فرهنگي مبتني بر شواهد مسلم تاريخي، از برداشتهاي روزمره رسانهاي مورد مصرف رسانهها به شدت پرهيز كنيم.