«تبيين بحران سرمايهداري» كتابي است درباره آنچه در جامعهشناسي و اقتصاد «درون- فروپاشي» سرمايهداري خوانده ميشود و نقبي است به «بحران آفريني اجتماعي اقتصادي براي كسب سود، توسط دولتها و شركتهاي ثروتمند»._
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) ـ رضا قنبري: مولف كتاب به شيوهاي تحليلي، سعي در تعريف و تشريح سرمايهداري و بحراني كه سرمايهداري ميآفريند داشته است. «هارمن» با اتكا به نگرههاي اقتصاد و اجتماع؛ مصرفگرايي، جنگ در خدمت سرمايهداري، كهنگي و شيوهمند بودن نظامهاي سرمايهداري و مساله سقوط نرخ سود را مورد ارزيابي و نقد قرار ميدهد.
او درباره عقيده برخي از ماركسيستهاي معاصر كه نظريه «كاهش (سقوط) نرخ سود» را صرفا يكي از نظريات ماركس (و نه شالوده و اساس نظرياتش) ميدانند، مينويسد: «اين ادعا كه قانون

كتاب «تبيين بحران سرمايهداري» تاييد و يا مدح افكار و نظرات ماركس و ماركسيسم نيست؛ بلكه به شيوهاي تحليلي- انتقادي سعي در شناسايي و فهم «بحران سرمايه» از منظر تئوريها و آموزههاي ماركسيسم دارد.
سقوط نرخ سود، صرفا يكي از اجزاي نظريه ماركس درباره سرمايه است، درست به نظر نميآيد. سقوط نرخ سود، هسته اصلي بحث ماركس را تشكيل ميدهد و بيانگر آن است كه سرمايهداري نظامي محكوم به شكست است. سقوط نرخ سود، حلقهاي است كه تحليل ماركس را از مكانيسم اقتصادي سرمايهداري با شرح كلي او از تاريخ، به مثابه تسلسل «شيوههاي توليد» پيوند ميزند و دليلي است بر امكان ناپذير بودن هر نوع بهبود در نظام و هر نوع خود تنظيمي توسط سرمايهداران جهت جلوگيري از بحران؛ زيرا هنگامي كه نرخ سود از نقطه معيني پايينتر برود، جاي «همكاران گروهي طبقه سرمايهدار» را مبارزه متقابل تلخي براي بقا خواهد گرفت و به اين ترتيب هر نوع خود تنظيمي به گسيختگي منجر خواهد شد.» (گرايش نرخ سود به سقوط؛ صفحه 20)
او در فصلي ديگر از كتاب به «دوران جديد بحران» ميپردازد و به دورههاي ركود و سقوط اقتصادي و بحرانهاي بيكاري اشاره ميكند و با تحليل اين دورهها سعي ميكند تعريف و تحليل جديدي از بحران سرمايهداري در

«هارمن» با اتكا به نگرههاي اقتصاد و اجتماع؛ مصرف گرايي، جنگ در خدمت سرمايه داري، كهنگي و شيوهمند بودن نظامهاي سرمايهداري و مساله سقوط نرخ سود را مورد ارزيابي و نقد قرار مي دهد.
دوران معاصر ارايه كند. «كريس هارمن» در فصل «سرمايهداري دولتي، اقتصاد نظامي و بحران كنوني» مينويسد: «طولي نكشيد كه دومين كسادي جهانگستر از راه رسيد. اگر چه ركود دوم به شدت و حدت ركود دوره 5-1973 نبود، اما اوضاع در برخي كشورها (از آن جمله، بريتانيا و لهستان) از وخامت بيشتري برخوردار بود. در اين دوران جديد، سطوح سرمايهگذاري تقريبا در همه جا كاهش يافت؛ نرخهاي رشد، پايين و گاه منفي بود؛ بيكاري پس از آن كه دو برابر شده بود، بار ديگر باز هم دو برابر شد؛ تورم اغلب دو رقمي بود و ارقام زير 5 درصد به ندرت مشاهده ميشد. بحرانها به نحو خود به خودي برطرف نميشد...». (صفحه 197 و صفحه 196)
كتاب «تبيين بحران سرمايهداري» تاييد و يا مدح افكار و نظرات ماركس و ماركسيسم نيست؛ بلكه به شيوهاي تحليلي- انتقادي سعي در شناسايي و فهم «بحران سرمايه» از منظر تئوريها و آموزههاي ماركسيسم دارد.
كتاب «تبيين بحران سرمايه داري» به تازگي توسط نشر نيكا به چاپ رسيده است.