بيستويكمين دوره از درسگفتارهايی درباره مولانا با عنوان ساختار گزارههاي شاعرانه در غزليات شمس كه با سخنراني دكتر پروين سلاجقه چهارشنبه 7 آذرماه در شهركتاب مركزي برگزار شد، به بررسی مهمترين ويژگیهای شعری غزليات شمس اختصاص داشت.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در ابتداي نشست، دكتر پروين سلاجقه استاد دانشگاه گفت: به طور عمده غزليات شمس مبتني بر ساختار زدايي است و بحث گزارههاي كلام نيز تأكيد بر سرشت جملات دارد.
وي افزود: مولانا در جهانبيني خود، عشق را مطرح ميكند. اينكه انسان

مولانا اعتقاد دارد كه جهان عشق مساوي با زندگي است و جهان بيعشق مساوي با مرگ است
چارهاي جز عاشق شدن ندارد و معتقد است كه اگر معشوق تن به عشق ندهد تو ميتواني به زور او را وادار كني كه به عشق بپيوندد. همچنين به اعتقاد مولانا ميل به رهايي، خاصيت دگرگوني عشق است و تنها عنصري است كه ميتواند هويت جاودانگي ببخشد.
سلاجقه خاطرنشان كرد: به اعتقاد مولانا، جهان عشق مساوي با زندگي و جهان بيعشق مساوي با مرگ است و بي دليل نيست كه بار اصلي گفتارهاي غنايي از آن عظمت معشوق است.
وي يادآور شد: محورهاي

مولانا موسيقي شعر را از آن خود كرده است و از سطح كلام فراتر رفته و در بعضي از غزليات خوآگاهانه جوشش يافته است
بزرگ "تأكيد" در نظر مولانا بر ساختارهاي خبري، امري، استغنايي و تمنايي شكل ميگيرد و يگانگي معشوق در انديشه مولانا و در مثنوي آشكار است و يكي از اصول بينامتني را مطرح ميكند.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: مولانا موسيقي شعر را از آن خود كرده و از سطح كلام فراتر رفته و در بعضي از غزليات وي، خودآگاهانه جوشش يافته است. غزليات مولانا در بحث تكرار نياز به موسيقي عروضي ندارد و به وسيله قافلههايي كه به جوشش ميآورد به محور آوايي و به موسيقي شعر كمك و يگانگي به

گزارههاي امري در غزليات مولانا در سطح بالايي قرار دارد و در خدمت فلسفه و امر تمنايي است
معشوق را مطرح ميكند.
وي افزود: گزارههاي امري در غزليات مولانا در سطح بالايي قرار دارد و در خدمت فلسفه و امر تمنايي است. بخش عظيمي از گزارههاي مولانا امر تعليمي يا آموزشي است و بخشي از گزارهها در شعر به اين معنا نيست كه حق كلام را به طور كامل ادا كرده باشد.
سلاجقه به ميل رهايي در غزليات مولانا اشاره كرد و گفت: در مثنوي ردپاي عظيمي از آزادي ميبينيم و ميل به اينكه رها و آزاد شود، اين ميل به رهايي دروني و گوياست. همچنين

مولانا حركت را تمجيد ميكند و ايستايي را نكوهش ميكند و از اين ديدگاه يك نماد شكن نيز به شمار ميآيد
ميل به رهايي در غزليات مولانا خود را در ژرفاي ساختار كلام نشان ميدهد، ميل به رهايي در فلسفه مولاناست از اين رو جهان را دربند ميبيند و ميخواهد به اين بند و در قفس بودن انسانها كمك كند و آن را با تمثيلهاي متعددي نشان ميدهد.
اين استاد دانشگاه با اشاره به حركت و ايستايي در اشعار مولانا گفت: مولانا حركت را تمجيد و ايستايي را نكوهش ميكند و از اين ديدگاه يك نماد شكن نيز به شمار ميآيد و اگر لازم باشد دريا را ايستا ميبيند زيرا به اعتقاد وي رود حركت دارد و دريا ساكن است.