آخرین نشست از مجموعه درسگفتارهاي مولانا با سخنرانی دکتر احمد جلالی، رييس كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي با عنوان «ما و مولانا، جهان و مولانا» چهارشنبه گذشته در شهر كتاب مركزي برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر احمد جلالي در اين نشست گفت: مولانا يك مسلمان وابسته به اعتقاد ديني است كه به زبان پارسي شعر سروده و معتقد است «من پارسي حرف ميزنم كه چشايي انديشه من در فهم اشعار من در اين زبان مانده است و خواستگاه انديشه من خواستگاهي است كه از آنجا آمدهام.»
وي افزود: بحث هويت در سازمان بينالمللي يونسكو بسيار پيچيده و ظريف است. معناي هويت اگر به معناي ايستا ،چارچوب داشته و مشخص باشد سخن از ديالوگ يك مجموعه تهي ميشود، مگر اينكه به معناي ديگري از هويت دست يابيم كه يك هسته دروني دارد و لايههاي پيرامون آن نيز ساخته ميشوند و در آن ميتوان با بحث خويش و بيگانه مواجه شد.
جلالي به نيروي محرك اشاره كرد و گفت: نيروي محركي كه ما را در آن روند قرار ميدهد تفاهم، گفتوگو و ديالوگ است به اين معني كه يك بنه تاريخي و فلسفي دارد و در اين زاويه نشان ميدهد كه چه چيزي در اين مسير ما را ميراند.
رييس كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: ما سينه خود را باز ميكنيم كه تحول ببينيم و از اين مكان به سمت فضاهاي خالي نميرويم ؛نام اين فضاهاي خالي گشادهذهني است و اگر اين هدف مطرح شود بعضي قالبهاي زباني نيز برطرف ميشوند.
وي افزود: زبان بحث مهمي است و الزاما تفاهم زباني به معناي اخص شرط الزامي نيست؛ بلكه يكي از لوازم درسهاي معني است كه راه ديالوگ را ميتوان از اين طريق گشود، باز بودن براي تحول پذيري نه نيستي براي تأثيرگذاري و در اين راه، مولانا نكات بسيار ظريفي را تذكر داده است.
دكتر جلالي يادآور شد: فلسفه ديالوگ ،بحثي جدي است كه بحث نفس نظر ميتواند حجاب آن باشد و براي اينكه بخواهيد به حقيقت برسيد راه ادراك، مانعي در آن بهشمار ميرود ولي بايد آگاه بود كه نفس نظر در آن مطرح باشد.
وي افزود: مفهوم از خود برون شدن و خالي

مولانا بزرگتر از آن است كه در قالب اشعري يا معتزله بگنجد، اگر اين گونه بينديشيم جفا كردهايم ولي اگر در اجبار قرار بگيريم در قفسه اشعريها گذاشته ميشود
شدن مفهومي است كه عارفان ما به كرات از آن استفاده ميكنند و مفهوم محوري دارد كه ميتوان از مذاق اشعري بودن مولانا استفاده كرد.
جلالي اضافه كرد: مولانا بزرگتر از آن است كه در قالب اشعري يا معتزله بگنجد اگر اين گونه بينديشيم جفا كردهايم؛ ولي اگر در اجبار قرار بگيريم در قفسه اشعريها گذاشته ميشود. اگر عرفان را فهم هنرمندانه و جمال شناسانه الهيات بدانيم ،آنگاه اوضاع كاملا تغيير ميكند. همچنين يك اشعري هنرمند با فخررازي تفاوت خواهد داشت؛ زيرا نگاه جمالشناسانه دارد، از اين رو نگاه هرمنوتيكي مطرح ميشود.
رييس كتابخانه، موزه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي گفت: مولانا معتقد است اگر ميخواهيد عنايت خداوند كه از صد اجتهاد بيشتر است دامنتان را بگيرد، بايد بميريد و مرگ به معناي به گور رفتن نيست.
وي افزود: آيينه غزليات مولانا حاوي تصويرسازيهاي خاص شاعرانه است و نگاه تصويرسازيهاي سورئاليستي در اشعار وي، پررنگ؛ ولي قدما چنين تقسيمبندي اي براي سورئاليسم نداشتند.
جلالي خاطرنشان كرد: غزل بيان اشعار عاشقانه است؛ بنابراين ابزار غزل حافظ لب، زلف، شراب، ستاره، آفتاب و گلواژه آن عشق و رندي است كه همه صيقل خوردهاند. اما وسعت انتخاب براي مولانا بسيار زيادتر است و با ابزار و مصالحي كه ديگران نتوانند غزل بسرايند توانسته غزلي را با واژه جارو آغاز كند. از اين نمونه تصويرسازيها در اشعار مولانا فراوان مشاهده ميشود.
اين محقق و مولوي پژوه گفت: اگر ني پر بود و درون آن خالي نبود صدايي از آن شنيده نميشد، ني تمثيلي از اشعار مولاناست. تصويري از مردن براي زنده شدن و تصويري از بيقراري و تقاضاي برقراري براي سكون و قرار يافتن نيز در اشعار مولانا مشاهده ميشود. همچنين فيلسوفان بسياري مانند گادامر به شناختشناسي ديالوگ نظر دارند كه منطبق با آموزههاي مولاناست.
وي در پايان سخنانش اضافه كرد: مولانا واژه دسته كليد را در غزلش وارد كرده است و انسان نميتواند آن را حس كند؛ زيرا اين تركيب با فضاي غزل نامأنوس است و تنها مولاناست كه ميتواند از اين واژهها در غزل استفاده كند و آن را به تصوير كشد و درميبابيم كه مولانا از اين تصويرسازيهاي خاص بهدنبال مفهومپردازي است.