عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر نقد

نگاهي به مجموعه شعر «پاره‌هاي عاشقي» سروده محمود معتقدي

  فضاي تغزلي و هواي عاشقانه

25 تير 1387 ساعت 18:42
مجموعه شعر «پاره هاي عاشقي» سروده محمود معتقدي ،سال 1387منتشر شده است.در يكي از سروده هاي اين كتاب آمده است:« خلوت اتاقي پر از سكوت/ جز معناي آمدنش/ پرواز ديگري نمي‌شناسم/ نگاهش مي‌كنم/ بر صندلي‌اي خاموش/ ميان تكه ابري كه همچنان/ از گوشه‌هاي پنجره عبور مي‌كند/ بسته مي‌ماند/ راه خيالم/ تا هزار توهاي شعر و كتاب/ دارم دوباره گم مي‌شوم»._
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)رضا قنبري:مجموعه شعر «پاره‌هاي عاشقي» مجموعه شعري عاشقانه است از شاعر و منتقد معاصر محمود معتقدي. شعرهاي اين كتاب، حال و هوايي عاشقانه دارند و در سراسر آن ها عنصري به نام «تو» وجود دارد.

 در واقع شاعر سعي كرده در سطور اين شعرها موجوديتي جسماني و ملموس را متصور شود و معشوقي با خصايص زميني در شعر بسازد اما آنچه كه عملا در اين شعرها به چشم مي‌آيد يك ضمير دوم شخصي [تو] است كه بعد و تشخص پيدا نمي‌كند بلكه در قالبي كاملا ذهني و گاه غيرقابل درك در شعر ظهور مي‌ يابد: «آخرين ترانه‌هايم را/ با لبان تو مي خوانم/ ميان باغچه‌اي در حوالي باران/
در شعرهاي اين كتاب؛ «تشبيه» و «تصويرهاي مركب» دو عنصر اصلي و سازنده شعرها هستند. شاعر حس عاشقانه‌اش را در انبوهي از تشبيه‌ها و تصاوير تركيبي به معرضي نمايش مي‌گذارد و در تصاوير تركيبي‌اش سعي در ايجاد فضايي ذهني-‌ عاطفي براي مخاطب دارد.
شايد اين گيسوان توست/ كه شانه‌هاي مرا گرم مي‌كند/ تا طلوع چشمهايت تمام پنجره‌هاي پاييز را/ يك باره باز مي‌گذارم و/ آبي‌هاي آسمانت را/ دوباره مي‌بينم». (صفحه 13)

در واقع شاعر شخصي ذهني [فرضي] را صرفا در ضمير «تو» متصور مي‌شود تا به اين واسطه ذهن «شاعرانه -‌عاشقانه»اش را بيان كند؛ ذهنيتي كه در نوعي «رمانتيسيسم» و شكلي از بيان تغزلي خودش را نشان مي‌دهد : «آوازت را/ در نفس پنجره مي‌بينم/ از دريچه چشم‌هاي سبز و/ در جزيره اي از باران/ حس لبخندي بي‌شمار/ در پرواز خاطره‌هايت/ مرا به كوچه‌هاي عشق مي‌كشاند/ مي‌بينمت/ با دست‌هايي چنين/ چه بلند و تماشايي/ مي‌بينمت». (صفحه 46)

در شعرهاي اين كتاب؛ «تشبيه» و «تصويرهاي مركب» دو عنصر اصلي و سازنده شعرها هستند. شاعر حس عاشقانه‌اش را در انبوهي از تشبيه‌ها و تصاوير تركيبي به معرضي نمايش مي‌گذارد و در تصاوير تركيبي‌اش سعي در ايجاد فضايي ذهني-‌ عاطفي براي مخاطب دارد.

او به واسطه تشبيه‌ها در اين نوع از ارائه تصاوير گاه موفق مي‌شود فضاهايي بسيار غني و قابل تامل ايجاد كند: «در كوچه‌هاي باد/ پرواز شكلي چنين/ هماره مي‌پيچد/
‌در برخي از شعرها، شاعر با همين بيان تصويري و تشبيهي، تا حد افراط به دامنه‌هاي «سانتي مانتاليسم» و «رمانتيسيسم افراطي!» پا مي‌گذارد، در واقع شاعر در برخي از شعرهاي كتاب آنچنان از عناصر شعري و منطق شعري دور مي‌شود و به شكلي عنان گسيخته «حس-‌نويسي» مي‌كند كه شعرها به شكل آشكاري به «احساسي گري» و «غليان‌هاي عاطفي» كشانده مي شو د.
تمام مي‌شود/ جهان در حس خاطره‌اي آبي و/ سرخ/ از جزيره‌اي ممنوع/ به شانه‌هاي تو مي‌رسم/ كمي مانده به ساعت پنج/ دارم به دقيقه‌هاي سبز تو پا مي‌نهم». (صفحه 40)

اما ‌در برخي از شعرها، شاعر با همين بيان تصويري و تشبيهي، تا حد افراط به دامنه‌هاي «سانتي مانتاليسم» و «رمانتيسيسم افراطي!» پا مي‌گذارد، در واقع شاعر در برخي از شعرهاي كتاب آنچنان از عناصر شعري و منطق شعري دور مي‌شود و به شكلي عنان گسيخته «حس-‌نويسي» مي‌كند كه شعرها به شكل آشكاري به «احساسي گري» و «غليان‌هاي عاطفي» كشانده ميشو د: «همه چيز در آمدنت/ تر و تازه مي‌شود/ پرواز زني در روياهاي من/ كه از هياهوي آفتاب پر و خالي مي‌شود/ اوست اينك/ در ضيافت ياسي سفيد/ كه از گردشي دوباره باز مي‌آيد/ نگاهش كنيد/ چگونه باز و بازتر مي‌شود/ تولدي خاموش/ در آوارهاي تيغ و آنيه!». (صفحه 57).


اما از منظر زباني، اين كتاب يك سند پيشرفت در پرونده ادبي «معتقدي» است، زبان شعرهاي اين كتاب [و كتاب ديگر او با نام مثل پاره‌هاي بامدادي] نوعي «تازه-‌طلبي» و «تجربه كردن» را در خودشان نشان مي‌دهند.

اين نو-‌طلبي و نگاه تجربي در زبان را به عينه مي توان در مقايسه اين كتاب با كتاب هاي قبلي او مشاهده كرد. «معتقدي» در شعرهاي اين كتاب با تكيه به برخي تجربه هاي زباني شعر دهه هفتاد سعي در ارايه زباني دارد كه از چهارچوب‌هاي
از منظر زباني، اين كتاب يك سند پيشرفت در پرونده ادبي «معتقدي» است، زبان شعرهاي اين كتاب [و كتاب ديگر او با نام مثل پاره‌هاي بامدادي] نوعي «تازه-‌طلبي» و «تجربه كردن» را در خودشان نشان مي‌دهند.
زباني معمول [گفتار] و الگوهاي شعر دهه پنجاه و شصت متفاوت باشد، زباني كاملا خودارجاع كه سعي در ايجاد فضاهاي ذهني تجربه نشده در مخاطب دارد:«در آفتاب صبحگاهي/ راه خانه‌ات را گم مي‌كنم/ در بامدادي كه تو/ سطرهاي آسمان را/ دوباره برپا مي‌داري‌/ زني هفت بار/ سهم گريه را مي‌نويسد/ نگاهش كنيد». (صفحه 23).

«پاره‌هاي عاشقي»، عاشقانه‌هايي است كه سعي در تصوير و تبيين «عشق» در جهان پر از خشونت و مكانيكي معاصر دارند،جهاني كه در آن حتي روح و رفتار انسان نيز مكانيكي و خالي از شور و شوق مي‌شود و «عشق» در چنين شرايطي مقوله‌اي است كه صرفا در سطور كتاب [شعر و قصه] خودش را نشان مي‌دهد: «مثل هميشه/ از نيمه‌هاي جهان/ دوباره شروع مي‌شويم/ ترديدي به انتظار و/ پرواز عشقي چنين/ در ما چه مي‌شود؟/ شايد امروز هم/ روز بدي نيست/ از تلفن‌هاي بي‌شمار/ تا حرف هاي شاعري گمراه!/ گويي شكل همه چيز/ از حافظه‌هاي تو/ لبريز مي‌شوند». (صفحه 38 و صفحه 37)

مجموعه شعر «پاره هاي عاشقي»سال 1387در شمارگان 1100نسخه و قيمت1800تومان توسط انتشارات ثالث عرضه شده است.


کد مطلب : 22727
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
فضاي تغزلي و هواي عاشقانه
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل