نقد و بررسي كتاب «بنيادها و رويكردهاي نقد ادبي» برخي نقد را با توضيح و تاويل اشتباه ميگيرند
| 11 شهريور 1386 ساعت 13:47 |
كتاب «بنيادها و رويكردهاي نقد ادبي» نوشته عبدالعلي دستيغيب با حضور نويسنده در سراي اهل قلم نقد بررسي شد. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، در ابتداي جلسه عبدالعلي دستغيب با اشاره به نقد ادبي در ايران گفت:در حال حاضر منتقدان ادبي خوبي داريم اما در گذشته به غير از معدودي چون فتحعلي آخوندزاده يا ميرزا ملكم خان وجود نداشتند. در واقع نقد ادبي در ايران بعد از دهه بيست شمسي آغاز شد.
وي افزود: مشكلي كه در برخي از نقدهاي فعلي ديده ميشود، اين است كه منتقدان نقد را با توضيح و تاويل اشتباه ميگيرند، در حالي كه نقد به معني سنجش در فرهنگ يوناني باستان به معناي بريدن و شكافتن است.
در ادامه جلسه فتحالله بينياز، با توجه به بخش «نقد ادبي روانشناختي» كتاب گفت: در اين كتاب برخي از رويكردها ديده نميشود كه به نظر ميرسد نويسنده آنها را براي جلدهاي بعد نگاه داشته است و نقدهاي زبانشناختي يا نشانه شناسي از آن جمله است.
وي افزود: به نقد روانشناختي از دوره ارسطو اشاراتي شده و از زمان فرويد به بعد به صورت مدون درآمده است. در اين بخش نهاد بخش ناهشيار براساس غريزه، برپايه واقعيت و سوپراگو براساس اخلاقيات كار ميكند كه دوتاي اول در ضمير ناهوشيار و آخري تقريبا در ضمير هوشيار قرار ميگيرد.
بينياز با اشاره به اين كه در اين نوع نقد با رويكردهاي مختلف روبهرو ميشويم، گفت: فرويد عقيده دارد كه خاستگاه نوشتن مبهم است و غريزه نيست چرا كه اگر بود همه بايد مينوشتند. در رويكرد دوم تاثير برخواننده و در سومي وضعيت رواني اشخاص برپايه اين دو رويكرد بررسي ميشود. رويكرد چهارم نيز در نهايت به تاثير برخواننده ميپردازد.
اين منتقد ادبي ادامه داد: نيچه، شوپنهاور، افلاطون و مولوي اثر را امي دروني مي دانند، خلاف هگل و ماركس كه كاركرد بيروني براي آن قائلند.
وي با اشاره به داستان هملت كه در كتاب «بنيادها و رويكردهاي نقد ادبي» آمده است، گفت: اولين داستان اين كتاب براساس رويكرد روانشناسانه هملت است. ارنست جونز، تحليلي دارد كه در آن ترديد هملت را در كشتن عمويش، به اين دليل ميداند كه او حس ميكند با كشتن وي خود را كشته است. بنابراين نفرت زيادي از زنها حتي اوفليا پيدا ميكند.
بينياز در ادامه به داستان موبي ديك و آثار ادگارآلن پو اشاره كرد و گفت: ماري بناپارت، يكي از شاگردان فرويد در بررسي آثار پو، نشانههاي مادينگي زيادي را بررسي كرده و آوردن آنها توسط نويسنده را نفرت وي از پدر و جنس مذكر عنوان ميكند، چرا كه پدر وي در كودكي او و مادرش را رها كرده و رفته بود و اين امر در داستانهايي چون «قلب رازگو» يا «گربه سياه» مشهود است.
وي در ادامه به «هاكلبري فين» ماركتواين اشاره كرد و افزود: تحقير از مسايل ديگر است كه اريك بروك در آناتومي ويرانسازي به آن اشاره ميكند و در كتاب دوست خانواده اين موضوع به خوبي ديده ميشود. اين نويسنده گفت: لاكان عقيده دارد كه ضمير ناخودآگاه قبل از واژه پديد نميآيد و اين دو با هم پديد ميآيند و ساختاري شبيه دارند. منتها گاهي واژهها از پس رويا بر نميآيند و نميتوانند آن را توصيف كنند.
در ادامه بهمن خليفه، دبير جلسه از دستغيب خواست تا درباره نبود مثالهاي ايراني در كتاب توضيح دهد.
عبدالعلي دستغيب با اشاره به اين كه با پرداختن به آثار ايراني در كنار آثار خارجي كتاب به بحثي طولاني و دشوار دچار ميشد، گفت: البته اين كتاب را در سال 1362 نوشتم و قرار بود آن زمان به چاپ رسد كه با تعطيلي دختر ناشر آن، تا امروز باقي ماند و به همين صورت به چاپ رسيد.
وي در پايان توضيح داد: از سويي در ادبيات معاصر ايران كساني چون بناپارت نداريم كه درباره نقد آثار چنين حوصلهاي به خرج دهند.
کد مطلب : 7614 |