در نخستين جلسه نقد كتاب كانون ادبيات ايران در سال جاري، ضمن نقد و بررسي كتاب"چمدان سنگين خالي" اين نكته مورد بحث قرار گرفت كه ادبيات اعتراف در جامعه ما جايگاهي ندارد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، نخستين جلسه نقد كانون ادبيات ايران در سال جاري، با بررسي مجموعه داستان “چمدان خالي سنگين” نوشته پروين مختاري و با حضور فتح الله بی نیاز و محمد رضا گودرزی برگزار شد.
در اين جلسه پروین مختاری ، نويسنده مجموعه داستان “چمدان خالي سنگين” ، به قرائت کامل يك داستان كوتاه از اين مجموعه با نام” قرار نبود عاشق شوم” پرداخت.
در ادامه فتحالله بينياز، منتقد و نويسنده ادبي، به داستانهاي مختلف اين مجموعه داستان اشاره كرد و گفت: در داستان اول نسل جديد و پايبند نبودن آنها به ارزشهاي اخلاق و آرمانگرايي، مطرح ميشود.
وي افزود: "داستان يك سفر" نيز درباره

بينياز :«قرار نبود عاشق شوم» در رديف ادبيات اعتراف قرار ميگيرد كه جامعه با آن بيگانه است.
اتوبوسي است كه افراد مختلفي با بينشهاي متفاوت در آن سوارند و سر راه افراد ديگري نيز به آن سوار ميشوند. به نظر ميرسد اتوبوس نمادي از جامعه است كه افراد مختلفي در كنار هم سوار آن ميشوند.
اين نويسنده درباره داستان «قرار نبود عاشق شوم» گفت: اين قصه در رديف ادبيات اعتراف قرار ميگيرد كه جامعه ما با آن بيگانه است و در ادبيات ما جايگاهي ندارد. اين ادبيات در غرب رواج زيادي دارد و از آن جمله ميتوان به "خاطرات پس از مرگ" نوشته شاتوبريان، "اعترافات" ژان ژاك روسو يا "پائولا" ايزابل آلنده اشاره كرد.
بينياز با اشاره به اين كه راوي در قصههاي امروزي بهتر است اول شخص باشد گفت:راوي سوم شخص همه چيز را ميبيند اما راوي اول شخص، در حدي كه ميبيند بيان ميكند و قضاوت خود را از اوضاع ارايه ميدهد.
وي در پايان تصريح كرد: نويسنده، همان راوي است كه از

محمدرضا گودرزي: اغلب قصهها پيام محورند و از نظر جامعهشناسي بيانگر دغدغههاي انسان امروز در جامعهاند.
پليديهاي روابط انساني به ستوه ميآيد و به ناچار انتهاي متن خود را با رياكاري به پايان ميرساند.
در ادامه جلسه محمدرضا گودرزي، به تفكيك قصههاي مجموعه پرداخت و گفت: 12 داستان مجموعه در حوزه اجتماعي، دو داستان به شكل عمومي و پنج داستان باقي مانده خصوصي شمرده مي شوند كه اغلب آنها پيام محورند و از نظر جامعهشناسي بيانگر آرا و دغدغههاي انسان امروز در جامعهاند.
وي درباره قصه "قرار نبود عاشق شوم" گفت: راوي زني با دغدغه نوشتن داستان است اما به دليل تاهل و بچهداري، دشواريهاي خاص خود در نوشتن را دارد. او در درونش حس ارتكاب به گناه را دارد و اين از نوشتههايش در طول داستان پيداست.
اين منتقد ادبي افزود: داستان تعليق زيادي دارد و ما مايليم ببينيم كه انتهاي آن چه ميشود. البته ميشد در صفحه اول روشنتر از انتظار راوي صحبت كرد. براي همين وقتي داستان به پايان ميرسد جاذبه دوباره خواندن را ندارد.