عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی مصاحبه چاپ و نشر

بررسي مسائل نشر در گفت‌وگو با ناشران/8 ـ مدير نشر افكار:

  مطالعه كاربردي؛ حلقه مفقوده مطالعه است

17 شهريور 1387 ساعت 12:43
اقبال مخاطبان به نتيجه كار نشر ـ كتاب ـ به ميزان كاربرد آن در زندگي اجتماعي آن‌ها وابسته است. به نظر مي‌رسد نوع نگاه به كتاب زاييده ميزان كاربرد آن براي مخاطب نيست و تنها به سليقه ناشر باز مي‌گردد؛ موضوعي كه محور اصلي گفت‌وگوي ما با مدير نشر افكار قرار گرفت.

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ يك موسسه نشر، در نگاه اول تفاوت ماهوي با ساير موسسات ندارد. اما آنچه يك موسسه نشر را از ديگر موسسات متمايز مي‌كند، تفكري است در ميان مديران آن كه به توليد محصولي متفاوت مي‌انجامد. موسسه نشر افكار يك شركت سهامي است كه محمدحسن سجودي در سال 1370 آن را به ثبت رساند و در اين ساليان توانسته جاي خود را در جمع ناشران فعال و پركار كشور حفظ كند.
 
گفت‌وگو با يحيي ساساني، مسوول انتشارات اين موسسه از موضوعاتي شروع شد كه نشر افكار در اين سال‌ها به چاپ كتاب درباره آن‌ها علاقه نشان داده است.

ـ ما در «افكار» هيچ گاه پايبند به موضوع خاصي نبوده‌ايم، ولي جدا از اين نگاه‌هاي‌ كلي نبايد نقش تصادف را هم ناديده گرفت. ما به عنوان يك ناشر، روزانه با تعداد زيادي از نويسندگان مواجهيم و پيشنهادهاي آن‌ها براي چاپ كتابشان. ولي جداي از اين، مي‌توانم بگويم كه ما به سراغ موضوعات درسي و علمي نمي‌رويم. حوزه ما علوم انساني ادبيات و شعر و رمان است.

از وي درباره علت عدم ورورد به حوزه‌هايي مانند كتاب‌هاي درسي كه امروزه  با اقبال خوبي هم روبه‌رو هستند مي‌پرسيم. مي‌گويد: 

ـ اين اقبال كه مي گوييد نسبي است؛ ولي مسلماً رقابت ميان ناشران كتاب‌هاي درسي و كتاب‌هاي علمي بسيار سنگين است و در ميان آن‌ها نيز ناشر موفق، زياد نيستند. جريان توليد كتاب‌هاي درسي اصولا براي خود جريان مجزايي در نشر است و در دنيا معمولا خواندن اين كتاب‌ها را در آمار مطالعه به حساب نمي آورند. در تعريف مطالعه، كتابخوان كسي است كه كتاب غيردرسي را بخواند و نه كتاب‌هايي را كه ابزار كار و درس به حساب آيند. من توليد كتاب درسي را به معناي واقعي، توليد كتاب به حساب نمي آورم. توليد كتاب‌هاي درسي جداي از نشر است و شغل جداگانه‌اي به حساب

اگر كتاب كاربردي مناسبي راجع به خياطي در اختيار خانواده باشد به ميزان زيادي از هزينه هاي خانوار كاهش مي يابد. گرفتاري بزرگ نشر ما اين است كه خود را تنها به انديشه هاي روشنفكرانه نزديك كرده است
مي‌آيد.

با اين مقدمه به سراغ مسائلي مي‌رويم كه دغدغه امروز ناشران و اهالي كتاب است؛ مشكلات و مسائل مبتلا‌ به نشر كتاب.
  
ساساني اذعان مي‌كند:
ـ وضعيت نشر طي ساليان اخير به گونه‌اي بوده كه حركت رو به جلويي را در آن مشاهده نكرده‌ايم. اگر تا چند سال قبل نيمي از كل ناشران كشور فعال بودند، امروز اين رقم از نصف آن ميزان نيز كم‌تر شده است. بسياري از ناشران به علت كم كاري با لغو مجوز نشر روبه‌رو شده‌اند و اين نشان دهنده بي‌برنامگي در اين امر مهم است. اصولا بايد توجه كرد كار نشر در 10 سال اخير رقبايي جدي پيدا كرده است. هجوم ماهواره ها، اينترنت و انواع سرگرمي هاي جديد، استقبال از كتاب را كم كرده است. الان شمارگان 2000 جلد براي ناشران دست‌نيافتني است؛ در صورتي كه چند سال شمارگان 5000 جلد دست‌نيافتني بود. ما داريم كم كم به مرز فاجعه نزديك مي شويم. فرآيند طولاني توليد كتاب به اضافه اين وضعيت اكنون تمامي مشاغل حاشيه چاپ را نيز تحت تاثير قرار داده است.

البته كندي صدور مجوز نشر نيز در ايجاد اين وضعيت نقش بسزايي دارد. فرض كنيد ناشري مشكل كمبود پول و جا براي كار نشر ندارد، آيا مي‌تواند در طول يك سال صد عنوان كتاب چاپ كند؟ به طور متوسط يك كتاب براي چاپ 6 ماه بايد انتظار بكشد، حتي اگر در نهايت به آن ايرادي وارد نباشد. ولي اين پروسه طولاني در نهايت تنها به ناشر ضربه مي زند. فارغ از بحث محتوايي معتقدم كه اين امر حتما مي تواند تسهيل شود. يعني مثلا در بحث مميزي تنها به ناشر گفته مي‌شود بله يا خير و كسي موظف نيست درباره چرايي آن توضيح بدهد. خوب، اين امر بايد اصلاح شود تا تعامل وزارت ارشاد با ناشران شكل بهتري بگيرد.
  
ساساني معتقد است: نشر كتاب نيز مانند مطبوعات به حاشيه نياز دارد، حاشيه‌هايي كه باعث رونق بازار شود. حوادث و اتفاقات در رونق روزنامه‌ها نقش مهمي دارند و فروش آن‌ها را تضمين مي‌كنند؛ فروشي كه دليل آن رجوع عموم مردم است و نه تنها نخبگان. وقتي حاشيه ها را از نشر بگيريم ديگر چيزي براي جذب مخاطب نمي ماند.

ساساني در توضيح اين موضوع كه چرا با وجود اين وضعيت شاهد آمار رو به ازدياد ثبت موسسات نشر در كشور هستيم مي گويد:

ـ داشتن مجوز نشر به معناي ناشر بودن نيست، همچنان كه هر كسي كه گواهينامه رانندگي دارد
در مسابقه نشر كساني مي‌توانند رتبه كسب كنند كه هم شانس داشته باشند، هم مخاطب خود را بشناسند و هم شرايط جامعه را. علاقه زياد به گرفتن جواز نشر در واقع نشان دهنده بيكاري مزمني است كه جامعه به آن مبتلاست به دليل همين كمبود تخصص شاهديم كه سالانه بر تعداد جوازهاي باطل شده افزوده مي‌شود
راننده نيست. بسياري از به اصطلاح ناشران امروز، فارغ التحصيلان دانشگاه و شاغلان بخش نشرند كه با انديشه برخورداري از مزاياي جواز نشر دارد، به اين حرفه وارد شده‌اند.

نكته اي كه بايد به آن توجه شود اين است كه اين مزيت ـ البته اگر بشود عنوان مزيت را بر آن گذاشت ـ در بهترين شرايط هم براي اين تعداد زياد ناشر معنا نمي يابد. در مسابقه نشر كساني مي توانند رتبه كسب كنند كه هم شانس داشته باشند، هم مخاطب خود را بشناسند و هم شرايط جامعه را.

با اين اوصاف اين استقبال كاذب از جواز نشر، بخشي از علايم بيكاري مزمن در جامعه است. به دليل همين كمبود تخصص شاهديم كه سالانه بر تعداد جوازهاي باطل شده افزوده مي‌شود.

اين توضيحات مدير انتشارات افكار ما را بر اين مي دارد از او بخواهيم  ويژگي‌هاي يك ناشر متخصص و موفق را از نگاه خود ترسيم كند.

ـ در باب ناشر موفق، نظرات حتما مختلف است؛ اما به نظر من ناشر موفق كسي است كه بلد است يك كتاب را خوب چاپ كند و بفروشد. اين‌كه كتاب خوب چاپ شود خيلي به ناشر مربوط نيست. ناشر مي تواند در زمينه هاي گوناگون كار كند. مثلا هم فلسفه آيزابرلين را چاپ كند و هم فلسفه ماركس. اين به معني عدم تخصص او نيست. تخصص يعني خوب چاپ كردن، ويراستاري مناسب، چاپ با كيفيت و ظاهر نيكو، انتخاب زمان مناسب براي چاپ و توزيع صحيح. اين‌كه ناشري خود را ملزم به چاپ آثار خاصي كند، تخصص نيست، بسياري از موسسات چاپ و نشر بين المللي مانند آكسفورد، (فايل ضميمه) ناشر كتاب با موضوعات گوناگون هستند.

وي ارتباط ناشر با محتواي كتاب را اين گونه شرح مي‌دهد:
ـ محتواي يك كتاب موضوعي بسيار چالش برانگيز است، ناشر لزوما نمي‌تواند در همه حوزه‌هايي كه كتاب منتشر كرده صاحب نظر باشد. مشاوران او در اين موارد بايد كتاب را از ديدگاه تخصصي بررسي كنند و جايگاه كتاب را در پرورش موضوعش بسنجند. البته لزومي نيست كه عقايد يك كتاب با نظرات آن‌ها همخواني داشته باشد؛ بلكه اصل، جنبه صنعتي و اقتصادي اثر است. آيا شيريني فروشي كه بيماري قند دارد بايد تغيير شغل دهد؟ مميزي به جاي خود، اگر ناشر و توزيع‌كننده هم نگاه شخصي به كتاب داشته باشند كه ديگر از اين پيكره نحيف چيزي باقي نمي گذارد.

با طرح اين موضوع از ساساني درباره مميزي پرسيديم و شرايطي كه مي تواند درك متقابلي را از اين موضوع بين ناشران و وزارت ارشاد ايجاد كند. وي ضمن قابل پذيرش بودن خط قرمزها در فضاي جامعه مي گويد: 

ـ اين خطوط، سيالند و تغييرناپذير به حساب نمي آيند. در همه دوره هاي
رابطه ناشر با وزارت ارشاد بايد روشن باشد. به اين معني كه اگر در مورد مجوزي با وزارت ارشاد به اختلاف نظر برخورديم، بايد به كجا مراجعه كنيم. كدام مرجع به اختلافات ما و ارشاد رسيدگي خواهد كرد و در چند مرحله؟
دولت در ايران اين خطوط قرمز تعاريف جداگانه اي را براي خود اختيار كرده‌اند. آنچه مهم است ذكر اين مطلب است كه همه ما بايد خود را با شرايط تطبيق دهيم و به شكلي منطقي خواسته ها و اعتراضات خود را بيان كنيم. زندگي ما كه تعطيل نشده است بلكه برخي روندهاي اجرايي دولت مشكلات نشر را افزايش داده است. 

در بحث مميزي بحث بر سر اجراي همراه با مشكلات فراوان روند موجود است. به نظر مي رسد براي مميزي كتاب به اين شيوه يك وزارت ارشاد كم است. چه تعدادي از متخصصان ما حاضرند در استخدام وزارت ارشاد براي نظارت و بررسي پيش از چاپ كتاب در بيايند؟ پس مي بينيم مشكل اصلي ما كه بر روند طولاني بررسي پيش از چاپ نيز دامن مي‌زند كمبود متخصصاني است كه بتوانند كتاب را بررسي كنند. اين در حالي است كه تمام متوني كه مشمول مميزي مي شوند بدون هيچ كاستي در شبكه اينترنت قابل ارائه به مخاطبند.

به واقع امروزه پيدا كردن اين حجم از مسائل غيراخلاقي كه درباره آن حرف و حديث وجود دارد در كتاب‌ها مشكل شده است. مسلما وزارت ارشاد قصد كارشكني ندارد بلكه كمبود نيروي متخصص در اين زمينه را در خود احساس مي كند و ساختمان عريض و طويل خود را مانع از سرعت گرفتن امر نشر مي‌يابد اما نمي‌داند كه بايد چه كار كند.

از ساساني مي پرسيم آيا جبران كمبود منابع انساني، مي تواند جان تازه اي در كار نشر بدمد؟
مي گويد:
ـ اين كار از آن قبيل شعرهايي است كه همه در قافيه‌اش مي مانند. نه سعه صدر در اين زمينه جواب داده و نه سخت گيري. بايد يك بار جسارت كرد و كل جريان را برچيد، با مشكلات مقطعي برخورد كرد و مسووليت نشر مطالب را بر عهده ناشر گذاشت. 

ولي آيا اين عمل زمينه را براي كند شدن روند انتشار كتاب با طرح شكايات گوناگون حقيقي و حقوقي فراهم نمي‌كند؟ امري كه ساساني درباره آن معتقد است:
ـ روال به اين شكل نيست كه هر فردي بتواند راجع به هر موضوعي شكايتي طرح كند. بايد دادسرايي مانند دادسراي ويژه مطبوعات، پيش‌بيني و با اقامه دليل و مدرك از ناشر بازخواست شود. امروزه ما در زمينه چاپ و نشر به شدت با كمبود قانون روبه‌رو هستيم. تنها قانون مختصر حمايت از حقوق مولفان و مصنفان است كه ديده مي شود. آنچه نياز داريم، تببين رابطه ناشر با وزارت ارشاد است به اين معني كه اگر در مورد مجوزي با وزارت ارشاد به اختلاف نظر برخورديم، بايد به كجا مراجعه كنيم. كدام
به نظر من ناشر موفق كسي است كه بلد است يك كتاب را خوب چاپ كند و بفروشد. اين‌كه كتاب خوب چاپ شود خيلي به ناشر مربوط نيست. ناشر مي تواند در زمينه هاي گوناگون كار كند. مثلا هم فلسفه آيزابرلين را چاپ كند و هم فلسفه ماركس. اين به معني عدم تخصص او نيست. تخصص يعني خوب چاپ كردن، ويراستاري مناسب، چاپ با كيفيت و ظاهر نيكو، انتخاب زمان مناسب براي چاپ و توزيع صحيح
مرجع به اختلافات ما و ارشاد رسيدگي خواهد كرد و در چند مرحله؟ امروز وزارت ارشاد مدير مسوول همه ماست و اقتصاد نشر كلا بر پايه سياست گذاري هاي آن شكل مي‌گيرد.
مدير نشر انتشارات افكار در تبيين ميزان تاثير وزارت ارشاد بر اقتصاد نشر نيز مي گويد:
ـ خريد مناسب كتاب توسط دولت براي تمام نهادها و كتابخانه هاي زيرپوشش خود، تنها يكي از راه‌هايي است كه به توسعه فرهنگ عمومي مطالعه كمك مي‌كند. در كشوري با بيش از 75 ميليون نفر جمعيت، تنها1600 كتابخانه عمومي داريم؛ ولي در كشوري مثل جمهوري آذربايجان با جمعيت بسيار بسيار كم‌تر از ما تعداد كتابخانه هاي عمومي به 15000 باب مي‌رسد.  
مشكل اصلي ما كمبود مكان‌هايي است كه كتاب در آن مي‌تواند در اختيار عموم قرار بگيرد. اين همان چيزي است كه از آن با عنوان «كتاب در دسترس» نام مي‌بريم. 

ولي آيا تنها مشكل ما در عرصه توسعه فرهنگ عمومي مطالعه نبود مكان‌هايي بزرگ براي عرضه كتاب است؟ نقش ما در اين ميان چيست؟ 

ـ اگر كتاب در دسترس مردم قرار بگيرد، تعداد بيش‌تري از مردم به مطالعه رو مي‌آورند؛ اما اين بيش‌تر از 30 تا 40 درصد نيست. آنچه به چشم مي‌آيد اين است كه ما حاضريم در اوقات فراغت خود بيكار بمانيم؛ اما مطالعه نكنيم.
 
از او مي پرسيم علت چيست؟ چرا در خارج از كشور براي خريد كتاب صف مي بندند ولي ما با اين همه ادعا، دچار آفت كم‌خواني شده‌ايم؟

ساساني مي گويد: «شايد اين مشكل، صبغه تاريخي هم داشته باشد.» سپس در تشريح نيازهايي از جامعه كه كتاب مي تواند آن را برآورده كند مي‌گويد:
ـ اين كلام شايد غير روشنفكرانه باشد اما در ميان خانواده‌هاي ايراني لباس بخش بزرگي از نيازهاي روزمره را تشكيل مي دهد، اگر كتاب كاربردي مناسبي راجع به خياطي در اختيار خانواده باشد به ميزان زيادي از هزينه هاي خانوار كاهش مي يابد. گرفتاري بزرگ نشر ما اين است كه خود را تنها به انديشه هاي روشنفكرانه نزديك كرده است. كم فروش‌ترين كتاب‌هاي دنيا در كشور ما ترجمه شده است. براي مثال مي توانيم آمار فروش كتاب‌هاي ويليام فاكنر و هري پاتر را در ايران و آمريكا مقايسه كنيم، همه چيز واضح است.
يك كتاب آشپزي خوب به چه ميزاني مي تواند در خانواده ها آرامش ايجاد كند و يا يك كتاب خياطي؟ با ترويج كتاب‌هاي عامه فهم و كاربردي، مطالعه كاربردي نيز كم كم به مطالعه عميق تبديل مي‌شود و مردم به كتاب به اصطلاح متعالي نيز رو مي‌آورند. براي رشد رونق نشر بايد به سراغ چيزي رفت كه مردم مي خواهند. كتاب بايد براي ناشر به صورت كالايي ديده شود كه درآمد مالي آني دارد. همچنين بايد استفاده مادي ملموس براي خواننده داشته باشد تا او به آن راغب شود.

کد مطلب : 25291
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
مطالعه كاربردي؛ حلقه مفقوده مطالعه است
گزارشگر : حميد نورشمس
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل