عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش تاريخ و جغرافيا

دكتر محمدتقي راشدمحصل:

  مرگ رستم، فرجام‌بخش تاريخ پهلواني شاهنامه است

7 شهريور 1387 ساعت 12:38
داستان رستم و شغاد در شاهنامه استاد توس، پايان زندگي قهرمان بزرگ حماسه جاودان فردوسي و فرجام بخش پهلواني است و يكي از گيراترين و دلنشين‌ترين بخش شاهنامه به شمار مي‌رود.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر محمدتقي راشدمحصل، متخصص فرهنگ و زبان‌هاي باستاني با بيان اين مطلب گفت: هنگامي كه رستم از شاهنامه برود، كلام فردوسي، فضاي حاكم بر داستان‌ها و شكوه سخن فردوسي رنگي ديگر مي‌گيرد.

وي كه در نهمين مجموعه از درس گفتارهاي فردوسي سخن مي‌گفت، با اشاره به نقش رستم از ديدگاه فردوسي افزود: اين‌ها عواملي هستند كه صحنه‌آرايي داستان شاهنامه را عوض مي‌كند، فردوسي را غمي فرامي‌گيرد و از اين روست كه در آغاز آن داستان از تنگ‌حالي و اندوه سخن مي‌گويد و كوتاه بيان مي‌كند و زمينه را براي بيان مرگ رستم آماده مي‌سازد. 

استاد فرهنگ و زبان‌هاي باستاني خاطرنشان كرد: اندوه از مقدمه داستان آشكار است و بي‌حوصلگي شاعر احساس كردنياست، اما نفوذ غم در خواننده ديده نمي‌شوذ بلكه بي‌ارزشي جهان، گذرايي زمان و بدعهدي روزگار بيشتر آشكار است.

وي افزود: مرگ
داستان رستم و شغاد ۳۴۸ بيت از شاهنامه را در برمي‌گيرد و يكي از جذاب‌ترين و گيراترين بخش از شاهنامه فردوسي به شمار مي‌رود
رستم نيز مانند زندگاني او حماسي است. رستم همراه با اسب باوفايش رخش، در چاهي پر از نيزه و خنجر که نابرادري او، شغاد بر سر راه او کنده بود، مي‌افتد و پيش از آن‌که بميرد، شغاد را با يک تير به درختي در فراز چاه مي‌دوزد.

راشدمحصل يادآور شد: داستان رستم و شغاد ۳۴۸ بيت از شاهنامه را در برمي‌گيرد و يكي از جذاب‌ترين و گيراترين بخش از شاهنامه فردوسي به شمار مي‌رود.

نويسنده كتاب «نجات‌بخشي در اديان» يادآور شد: عظمت رستم در شاهنامه به گونه‌اي است كه بعد از مرگ رستم، خود فردوسي نيز ديگر دل بسته‌ زندگي نيست و تمايل دارد شاهنامه‌اش را به پايان برساند لذا اين معني را مي‌توان از فضاي پاياني داستان رستم و شغاد بعد از نابودي خاندان زال دريافت.

وي افزود: وقتي رستم در فضاي شاهنامه نيست، سراينده و خواننده شاهنامه احساس تنهايي مي‌كند و خود را نوميد و بي‌ياور مي‌بيند. 

نويسنده كتاب اوستايي«سروش يسن» خاطرنشان كرد: به خوبي مي‌توان دريافت كه مقدمه داستان رستم و شغاد از دروني دردمند و پراندوه برمي‌خيزد. از اين روست كه سخت كوتاه است؛ گويي گوينده مي‌خواهد به عنوان يك رويداد آن را به قلم آورد.

وي افزود:
وقتي رستم در فضاي شاهنامه نيست، سراينده و خواننده شاهنامه احساس تنهايي مي‌كند و خود را نوميد و بي‌ياور مي‌بيند
راوي داستان، خود از خاندان رستم است و نژادش به سام نريمان مي‌كشد و نه تنها راوي است بلكه راوي روايت‌هاي رستمي نيز هست و زباني نغز و دلي آكنده از خرد دارد.

مصحح متن كتاب «زند بهمن يسن به همراه آوانويسي» خاطرنشان كرد: در سراپرده زال، كنيزي بود نوازنده رود و سخنور كه هنگامي كه رودابه فرزندي به دنيا آورد، ستاره‌شناسان اختر او را تباه ديدند و زال غمگين از آنچه شنيده، با اندوه او را شغاد نام نهادند.

وي افزود: شغاد هنگامي كه توانا مي‌شود، سپهدار كابل، دختر خويش را به همسري او درمي‌آورد و اين يادآور پيوند رودابه دختر مهراب كابلي با زال پدر رستم و شغاد نيز هست و مي‌تواند از مقوله انتقال عوامل اسطوره‌اي به اسطوره ديگر نيز باشد. بدين سان شغاد در دربار شاه كابل عزت مي‌يابد و قدر مي‌بيند.

مولف كتاب «كتيبه هاي ايران باستان» خاطرنشان كرد: كابل باج‌گزار رستم است و شغاد اكنون كه دختر شاه كابل را به همسري گرفته است، انتظار دارد كه برادر از اين پس باج را ببخشد اما رستم چنين نمي‌كند و اين مسأله مهتر كابل را سخت گران مي‌آيد.

وي افزود: شغاد با مهتر كابل، گله خويش به گونه‌اي باز مي‌گويد
رخش، يار هميشگي رستم خاك ريخته و تازه را مي‌شناسد و از رفتن بازمي‌ماند اما رستم، شير ميدان رزم كه اسير تقدير است او را با تازيانه‌اي به حركت اجباري وامي‌دارد و به مرگ‌جاي هدايت مي‌كند
كه متضمن نوعي توهين به رستم نيز هست و اين دو نفر شبانه با هم رايزني مي‌كنند و بر نابودي رستم هم‌داستان مي‌شوند.

عضو هيأت علمي پژوهشگاه علوم‌انساني و مطالعات فرهنگي خاطرنشان كرد: اين تدبير و هم‌داستاني، رستم را به جنگ امير كابل مي‌كشاند. شاه كابل از رويارويي با رستم بيمناك است، بنابراين تا او را مي‌بيند، فريبكارانه او را مي‌ستايد و از كرده ناسنجيده خويش درباره شغاد پوزش مي‌خواهد.

وي افزود: شگفتا كه رخش، يار هميشگي رستم، خاك ريخته و تازه را مي‌شناسد و از رفتن بازمي‌ماند اما رستم، شير ميدان رزم كه اسير تقدير است، او را با تازيانه‌اي به حركت اجباري وامي‌دارد و به مرگ‌جاي هدايت مي‌كند.

مولف كتاب «اوستا» از مجموعه از ايران چه مي‌دانم، خاطرنشان كرد: گام نهادن بر رخش همان و سپاه و سوار به چاه درافتادن همان و فردوسي اينجاست كه مرگ قهرمان را كوتاه، راست و پرتأثير بيان مي‌كند. از ديدگاه فردوسي، سخن گفتن هرچه كوتاه‌تر از مرگ قلب تپنده مردي مردانه كه به تنهايي هويت ايراني در گستره تاريخ و پهنه زمين به‌شمار مي‌رود، سنجيده‌تر و بهتر است.

نهمين مجموعه از درس‌گفتارهای درباره فردوسی به «داستان رستم و شغاد» اختصاص داشت كه عصر ديروز(چهارشنبه) با سخنراني دكتر محمدتقي راشدمحصل، استاد فرهنگ و زبان‌هاي باستاني در شهركتاب مركزي برگزار شد.
کد مطلب : 24977
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
دكتر راشدمحصل
دكتر راشدمحصل
گزارشگر : آناهيد خزير
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل