انسان براي اداره پيرامون خود و نظارت بر آن تلاش بسيار ميكند تا يك تمدن را در سراسر محيط خويش گسترش دهد.
انسان در اين مسير فعاليتهاي متفاوتي را انجام داده تا همواره بر اين تمدن نظارت كند. يكي از اساسيترين فعاليتها «هنر» است که به طور آگاهانه به وسیله بعضی از نشانههای خارجی، احساسات، شناخت و دریافتی را که انسان در زندگی داشته است به دیگران منتقل میکند چنان که دیگران از آن متأثر شوند و آن را تجربه کنند.
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) ـ منوچهر اكبرلو: از میان هنرها «هنر تئاتر» نمایانگر قدرت نمادسازی و نمایهسازی انسان است. از میان هنرها، هنر تئاتر، تنها هنری است که عنصر مادی و اصلی آن انسان است، مادهای که توانایی و ارایه تمام آنچه در بروز خلاقیت هنری لازم است را دارا میباشد.
بزرگترین ویژگی هنر تئاتر، نوع و فرم ارتباط آن با تماشاچی و مخاطب است. در جستوجوی هنر تئاتر، بیگمان نیازمند شناخت چگونگی این ارتباط هستیم که از کنکاش و جستوجو برای یافتن کلیه وسایل و امکانات ارتباطی خود، برای ترغیب و اشتراک با مخاطب بهره ميگيرد.
مخاطبان تئاتر نماهای بسیار متفاوت و گوناگونی را براساس گستره احساس، تخیل و هوش خود بازسازی

کارگردان یک تئاتر بهتر از تماشاگران میداند که برای تئاتر خود، به چه میزان دقت و تلاش صورت گرفته است. با این وجود، آن ها نمیدا نند که تماشاگران تا چه حد این تئاتر را دوست دارند. آنها در عمل نمیتوانند از کیفیت آرمانی تئاتر خود مطمئن باشند، حتی اگر بیشترین تلاش ممکن به کار رفته باشد.
میکنند.
تئاتر تجربه زیباشناختی و هستیشناسی مخاطبان خویش را در خدمت گسترش بخشیدن به تجربه حیات انسانی در میآورد،
در هنر تئاتر این نوع ارتباط، یک کنش متقابل و همزمانی است زیرا توفیق هنر تئاتر با حضور تماشاگر حاصل میشود.
شناخت کافی از فرهنگ، خواستهها، آرمانها و نیازهای مخاطب، همچنین شناخت کافی از سبکها و مکاتب و تجربهای اجرایی موجب ارتباط کامل بین مخاطب و اثر هنری میشود.
آن گاه که تئاتر به هماهنگ کردن سیستماتیک اجزای خود میاندیشد کلیدیترین نقش را در این هماهنگسازی، مخاطب برعهده دارد.
آن گاه که برای داشتن تئاتر بهتر تلاش میشود، شناخت عمیق مخاطب محور اصلی تمام این تلاش هاست، برای داشتن تئاتر خوب باید مخاطب را خوب شناخت. اگر تماشاگر در خلاقیت هنر تئاتر سهم دارد شناخت سهم مخاطب دو سؤال را به همراه دارد:
1ـ مخاطب چه سهمی در هنر تئاتر دارد؟
2ـ هنرمند تئاتر سهم مخاطب را چگونه میپردازد؟
مقالات این کتاب به این دو پرسش بنیادین تئاتر و ارتباطش با مخاطب میپردازد.
بحث الگوی مصرف،از جمله مباحث مطرح در این کتاب است،در بحث الگوی مصرف موارد زیادی مطرح میشود؛ از جمله روش مصرف در اقشار مختلف اجتماعی، عادت مصرف در جوامع مختلف، رفتار مصرفی، عوامل مؤثر بر مصرف، سطح و نحوه مصرف، نوع مصرف، بینش حاکم بر مصرف، عطش مصرف، میزان بهرهمندی

عدم اطمینان دربارة میزان مطابقت واقعی یک تئاتر با سلیقه تماشاگر برطرف نخواهد شد؛ مگر آن که آن ها آن تئاتر را تجربه کرده باشند.
مصرف و ... .
در ساختار اقتصادی جامعه، سه نظام تولید، توزیع و مصرف وجود دارد که نظام مصرف، شامل متغیرهای جمعیت، فعالیت و فضاست.
به عبارت دیگر، میزان و نوع مصرف یا تقاضا در جامعه، تابع ابعاد کمّی و کیفی جمعیت، نوع فعالیتهایی که این جمعیت به آن اشتغال دارند و نحوة توزیع این دو متغیر در فضاهای زیستی کشور است.
ویژگیهای کمّی و کیفی جمعیت، تعیینکنندة ظرفیت بالقوة نظام مصرف در جامعه است. میزان رشد جمعیت و تغییرات در تمایلات آنها، بر تقاضا برای انواع کالاها و خدمات تأثیر میگذارد، این تقاضا همچنین تابع نوعی فعالیت است که جمعیت به آن اشتغال دارد و از آن کسب درآمد میکند.
محل سکونت و نحوة توزیع جمعیت و فعالیتها نیز پشتوانه شکلگیری خدمات و عرضه کالاست و به این ترتیب، میزان دسترسي جمعیت به انواع کالاها و خدمات را تعیین خواهد کرد.
اما درباره تئاتر باید گفت که کیفیت یک تئاتر، ماهیتاً دارای جنبههای قوی ذهنی است و باید بتوان برای ارزیابی آن، از روشهایی

شناخت کافی از فرهنگ، خواسته ها، آرمانها و نیازهای مخاطب، همچنین شناخت کافی از سبک ها و مکاتب و تجربهای اجرایی موجب ارتباط کامل بین مخاطب و اثر هنری میشود.
بكر استفاده کرد.
با توجه به این که اثر هنری خلق شده توسط هنرمند حاصل سالها تلاش و تلفیق کردن مهارتهای فنی و خلاقیت او است، میتوان این گونه استنباط کرد که یکی از مهمترین روشهای ارزیابی کیفیت اثر، میزان توانایی به کارگیری خلاقیتهای هنری با استفاده از تکنیکهای متداول و یا غیرمتعارف موجود در آن هنر خواهد بود.
کارگردان یک تئاتر بهتر از تماشاگران میداند که برای تئاتر خود، به چه میزان دقت و تلاش صورت گرفته است. با این وجود، آنها نمیدانند که تماشاگران تا چه حد این تئاتر را دوست دارند. آنها در عمل نمیتوانند از کیفیت آرمانی تئاتر خود مطمئن باشند، حتی اگر بیشترین تلاش ممکن به کار رفته باشد.
به عبارت دیگر، اساس استقبال از یک تئاتر را نه کارگردان میداند و نه تماشاگر. بنابراین هنگامی که کیفیت آن براساس معیارهای ذهنی ارزیابی میشود، اطلاعات دو طرف ناقص خواهد بود.
عدم اطمینان دربارة میزان مطابقت واقعی یک تئاتر با سلیقه تماشاگر برطرف نخواهد شد؛ مگر آن که آنها آن تئاتر را تجربه کرده باشند.
برخی از مباحث کتاب عبارتند

به عبارت دیگر، اساس استقبال از یک تئاتر را نه کارگردان میداند و نه تماشاگر. بنابراین هنگامی که کیفیت آن براساس معیارهای ذهنی ارزیابی میشود، اطلاعات دو طرف ناقص خواهد بود.
از: بررسی جایگاه مخاطب در تئاتر، به مثابة یک کالا(منوچهر اکبرلو)؛ مخاطب تئاتر؛ فعال، منفعل و خنثی(امیرکاوس بالازاده)؛ تحلیلی بر تعامل تئاتر و مخاطب بر اساس نظریه نمایشی گافمن(آرش پژمان)؛ فرایندهای دریافت محتوای نمایشنامه از خواندن متن تا تماشای نمایش(بهرام جلالیپور)؛ تأثیر متقابل تئاتر و مخاطب(خدیجه خدادادیپور)؛ بررسی جایگاه مخاطب در تئاتر از دیدگاه نشانهشناسی فرهنگی(فرزان سجودی)؛ مخاطبشناسی تئاتر کودک و نوجوان(سیدحسین فداییحسین)؛ اصول زیبایی شناختی مخاطب در گذر زمان(بهزاد قادری)؛ تئاتر و ویژگیهای مخاطب عام و خاص در ایران و جهان(احمد کامیابیمسک)؛ نقش تماشاگران در روند دگرگونیهای تئاتر سده بیستم(رضا کوچکزاده)؛ شناخت تماشاگر(حبیبالله لزگی)؛ چرا دانشجوی تئاتر با پیش داوری تئاتر میبیند؟(شکوفه ماسوری) و تأثیر تکنولوژی مدرن بر مخاطب تئاتر(مشهود محسنیان).
این کتاب مرجع خوبی است برای کسانی که در زمینه جایگاه مخاطب در هنر به ویژه هنر تئاتر؛ نیازمند ماخذ بر اساس جامعه ایرانی هستند.
كتاب «تئاتر و مخاطب» به تازگي توسط انتشارات نمايش عرضه شده است.