عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر نقد

كوتاه درباره مجموعه داستان «چيزي در همين حدود»

  داستان آدم‌هاي مچاله در خود

10 ارديبهشت 1387 ساعت 11:00
مجموعه داستان «چيزي در همين حدود» دومين مجموعه داستان «به‌روژ ئاكره‌يي» است، فضاي داستان‌هاي اين نويسنده مربوط به زندگي در مهاجرت و مسايل بيروني و دروني زندگي در مهاجرت است.
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) ـ رضا قنبري: ئاكره‌اي با لحني بسيار خونسرد و فاصله گرفته با احساسي‌گري مي‌نويسد و به اين واسطه حقيقت نهفته در زندگي آدم‌هاي داستان‌ها را آشكار مي‌كند؛ داستان‌هاي او از لحني سرد و غيرعاطفي بهره مي‌برند و نويسنده صرفا در مقام يك راوي واقع‌بين و بي‌طرف عمل مي‌كند.

در داستان «دريچه»؛ مردي، عروسكي را براي دخترش خريده و به خانه مي‌رود تا آن را به دختر بدهد؛ اما وقتي به خانه مي‌رسد و مخاطب مي‌فهمد در قفل شده و همسر مرد بيرون از خانه است، اولين سوال در ذهنش شكل مي‌گيرد: آيا مرد حق ورود به اين خانه را ندارد؟ دختر و پدر مجبور مي‌شوند از طريق به دريچه انداختن نامه‌ها همديگر را ببينند و صحبت كنند؛ و اين صحنه كه به شكلي
«ئاكره‌يي» با اتكا به همين فاصله گرفتن از احساسي‌گري و پرداختن به عمق آدم‌ها؛ داستان‌هايي خلق مي‌كند كه مدام مخاطب را به درگيري ذهني-‌ عاطفي با آدم‌هاي داستان مي‌كشاند و مخاطب هر لحظه سويه اي تازه در ذهنش ايجاد مي‌شود.
هوشمندانه طراحي و نوشته شده، فاصله‌هاي موجود و آينده را ميان دختر و پدر به تصوير مي‌كشد...

«ئاكره‌يي» با اتكا به همين فاصله گرفتن از احساسي‌گري و پرداختن به عمق آدم‌ها؛ داستان‌هايي خلق مي‌كند كه مدام مخاطب را به درگيري ذهني-‌‌عاطفي با آدم‌هاي داستان مي‌كشاند و مخاطب هر لحظه سويه‌اي تازه در ذهنش ايجاد مي‌شود. آنجا كه او تند و تيز و بي‌پرده، روابط و عواطف هدر رفته آدم‌هاي داستان‌ها را نشان مي‌دهد و غمي پنهان را آشكار مي‌كند؛ آدم‌هايي را مي‌بينيم كه مچاله شده در خود و سرگردان در ثانيه‌ها و ساعت‌هاي آينده و حال، رها شده‌اند و در عمق فاجعه زندگي مي‌كنند.

داستان «عصر يكشنبه» نمونه كاملي از اين نگاه است: «... كلاغي خيس و مردني دورتر از پرنده‌هاي دريايي مي‌پلكيد. گفتم: «به اينم بدين گناه داره... نيگاش كن!». كيوان گفت: «خودش بياد برداره» و تكه پرت كرد طرف كلاغ. پرنده دريايي نان را قاپيد و رفت كنار آب نشست. كلاغ مردني توي سنگريزه‌ها دنبال چيزي مي‌گشت كه ديگر نبود. سيمين گفت: «اين‌جوري دعواشون مي‌شه. بيا، تو اين تكه‌رو براي پرنده‌هاي دريايي ريز كن، من و كيوان به اين كلاغه مي‌ديم». نان را دراز كرد طرفم. دلم مي‌خواست
نويسنده كتاب، در داستان «آينه شكسته»، تنهايي روحي و افسردگي يك مهاجر را كه گاهي دست به قلم مي‌برد به تصوير مي‌كشد.
كار ديگري مي‌كردم، گفتم: «اشكال نداره من يه خرده قدم بزنم؟». نان را گرفتم و به كيوان دادم. گرفت و گفت: «ولي زود بيا، خب؟». سيمين چيزي نگفت. سرش را خم كرده بود و با خرده‌هاي نان، بازي مي‌كرد. رفتم. روز آخر تعطيلات كيوان بود. فردا بر مي‌گشت پيش مادرش كه در شهر ديگري با مرد ديگري زندگي مي‌كرد...». (قسمتي از داستان عصر يكشنبه‌).

نويسنده كتاب، در داستان «آينه شكسته»، تنهايي روحي و افسردگي يك مهاجر را كه گاهي دست به قلم مي‌برد به تصوير مي‌كشد. نويسنده‌اي كه هر بار منتظر تلفن زني است اما همين كه زن زنگ مي‌زند، نويسنده كلمات را در ذهنش گم مي‌كند! «ئا كره‌يي» آدم‌هاي داستان‌هايش را از وضعيت حال كه رنج‌‌آور يا كسل‌كننده است به كودكي‌ها و خاطرات گذشته مي‌فرستد، اما آدم‌هاي داستان كه هر كدام روحي سرد شده و شكنجه شده دارند؛ در كودكي و گذشته‌هاي خود نيز، ايمني و آرامش نمي‌يابند!... 

مجموعه داستان «چيزي در همين حدود» سال 86 توسط نشر چشمه عرضه شده است.
کد مطلب : 18938
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
داستان آدم‌هاي مچاله در خود
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل