ليلا صادقي در مراسم بزرگداشت عمران صلاحي عمران در داستان هايش به همه چيز مي خندند
عمران پند نمي دهد. انتقاد نمي كند و تنها با كنار هم چيدن تصويرهاي واقع گرايانه، چهره اي از خودمان را در قاب يك داستان به خودمان نشان مي دهد كه تا به حال به آن نگاه نكرده ايم. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، ليلا صادقي نويسنده در مراسم بزرگداشت عمران صلاحي با خواندن متني درباره وي با عنوان «حتا اگر از داستان بيرون رفته باشد» پرداخت و گفت: عمران صلاحي عجيب ترين گل دنيا را از يكي از خواب هايش چيده و به عالم بيداري آورده بود و همين باعث دردسرش شد.
وي افزود:اين گل قريحه هنري او بود كه در زمينه طنز، شعر، داستان، رمان، حكايت، كاريكاتور، فيلمنامه و آثار تحقيقي او به بيداري آورده و باعث شد كه از او هنرمندي بسازد نه متعلق به خواب ها و نه بيداري ها. زبان داستاني عمران به گونهاي است كه با ارجاع استعاري به جامعه خود بازميگردد.
نويسنده كتاب "اگه اون ليلاست پس من كيم ؟"،افزود: داستانهاي عمران بازتابدهنده انواع بحران در لايههاي اجتماع هستند؛ اجتماعي از افرادي كه دچار بحران مالي، ارتباطي، ذهني، هويتي و اجتماعي هستند. عمران پند نميدهد و انتقاد نميكند؛ بلكه تنها با كنار هم چيدن تصاوير واقعگرايانه، چهرهاي از خود را در حول يك داستان به خودمان نشان ميدهد.
صادقي با بيان اين مطلب كه مخاطب هايي كه شخصيت هاي داستان هاي عمران هستند، با ديدن خودشان در آينه داستان از خنده روده بر مي شوند،گفت :از آنجا كه زبان، بازتاب اجتماع است، زبان داستان هاي او تناقض هايي را كنار هم مي چيند كه خنده دارند.
وي افزود:زبان داستاني او به گونه اي است كه با ارجاع استعاري به جامعه خود برمي گردد و به بيان دردها، معضلات و بحران هويتي انسان هايي مي پردازد كه در داستان خنده دارند و در بيرون از داستان ترحم انگيز، غم انگيز و همه انگيزهاي ديگري كه دل را آشوب مي كنند.
صادقي ادامه داد:با تأويل اين تناقض هاي زباني، تصوير جامعه اي ساخته مي شود كه بايد به بدبختي هايش خنديد، براي تحمل بدبختي خنده لازم است و داستان هاي او بازتاب دهنده انواع بحران در لايه هاي اجتماع است. اجتماعي از افرادي كه دچار بحران مالي، ارتباطي، ذهني، هويتي و اجتماعي اند و مي توانند بحران خود را صادر كنند، براي تسكين اين همه تناقض بايد خنديد. در داستان هاي عمران به همه دنيا مي شود خنديد.
نويسنده" وقت كن كه بگذرم " با بيان اين مطلب كه در داستان هاي عمران به همه دنيا مي شود خنديد، گفت :اما در پس اين خنده شايد گريه مردي در آب باشد. عمران پند نمي دهد. انتقاد نمي كند و تنها با كنار هم چيدن تصويرهاي واقع گرايانه، چهره اي از خودمان را در قاب يك داستان به خودمان نشان مي دهد كه تا به حال به آن نگاه نكرده ايم.
وي افزود:شخصيت هاي داستان او توصيف نمي شوند، يعني نيازي به توصيف شدن ندارند، چرا كه با شنيدن دست گل هايي كه به آب مي دهند، مي توانيم به شخصيت آنها و طرز فكرشان پي ببريم. سوژه داستاني او گاهي يك بازي زباني است، چنانكه تهران را به صورت ته ران مي بيند و دارالخلافه را به صورت مركز خلافكاري، گاهي يك عبارت زباني به صورت يك نقيضه سر به سر خواننده مي گذارد.
صادقي گفت :گاهي يك واقعيت تاريخي به صورت روايتي جديد بازسازي مي شود، مثل تاريخچه مختصر توسعه شهر تهران، گاهي يكي از شخصيت هاي معروف يا يكي از آدم هايي كه متعارف بودنشان، نوعي تعارف است، به زير سؤال برده مي شوند و گاهي هم توجيه يك عمل نامتعارف بواسطه يك نظريه علمي، مانند عدم وجود جاذبه زمين در برخي نقاط كه باعث بالا رفتن مردم از ديوار همسايه مي شود.
وي با بيان اين مطلب كه داستان هاي طنز آميز عمران صلاحي به گونه اي است كه هر مخاطبي بنا به بافت اجتماعي، فرهنگي، فردي و سياسي خود به نوعي دست به تفسير داستان مي زند،گفت :اين داستان ها را مي توان داستان موقعيت خواند كه به شدت بافت محورند مانند زبان، چنانكه هر فردي با بافت هويتي، اجتماعي و جغرافيايي خاصي كه دارد، به گونه اي متفاوت از ديگران به تفسير و توليد معني مي پردازد و به اندازه همه افرادي كه يك اثر را مي خوانند، تكثر معنايي ايجاد مي شود.
صادقي با تاكيد بر زبان در داستان هاي عمران صلاحي افزود :زبان فضاهاي داستاني او را مي سازد،باعث توليد طنز مي شود و با چيدمان واژگاني، نقض اصول چهارگانه شكل گيري ارتباط، شگردهاي آوايي _ واژگاني، كاربرد استعاره و مجاز به چهره پردازي و خنده پردازي دست مي زند. چنانچه با هماوايي كلنگ و تفنگ عبارتي مي سازد كه بي لياقتي يكي از شخصيت هاي تاريخي را تداعي مي كند: «آقامحمد خان قاجار به جاي تير و تفنگ، بيل و كلنگ به دست مردم مي دهد.»
وي افزود:عمران با تغيير جايگاه يك واج يا جايگزيني آن با اوجي ديگر، معنا را به كل تغيير مي دهد، مثل رئاليسم به صورت رياليسم. همچنين كنش طنز گونه بواسطه ابهام هاي واژگاني در زبان او متبلور ميشود.
صادقي ادامه داد :در واقع طنز زباني و موقعيتي سنگ بناي طرح هاي داستاني او را مي سازد كه خطاي گفتار بواسطه افكار سركوب شده در ناخودآگاه فعال مي شود و به منزله وسيله اي براي پنهان كردن احساسات و افكار در متن، انرژي ساكن مخاطب را آزاد مي كند. اما اين هدف متن نيست، بلكه يكي از پيامدهاي كنش خواندن متن است كه البته در پس اين خنده، گريه اي نهفته است.
کد مطلب : 10170 |