در نشست هفتگي شهر كتاب مركزي آثار ويتگنشتاين در ايران بررسي شد
روز گذشته، در نشست هفتگي شهر كتاب مركزي، آثار و انديشههاي ويتگنشتاين در ايران بررسي شد. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در سلسله نشستهاي هفتگي شهر كتاب مركزي، روز سهشنبه 20 آذرماه نشست «ويتگنشتاين در ايران» با حضور آقايان بابك عباسي،مالك حسيني، علياصغر محمدخاني و مينو حجت برگزار شد.
در ابتداي مراسم علياصغر محمدخاني از ادامه داشتن اين بحث در هفته آينده خبر داد و گفت: دنباله بحث امروز، هفته آينده در همين روز، با موضوع «پژوهشهاي فلسفي ويتگنشتاين» برگزار ميشود.
وي هدف از برگزاري اين نشست را بررسي 3 كتاب؛ «در باب يقين»، «برگهها» و «آبي»، ترجمه مالك حسيني كه توسط انتشارات هرمس منتشرشده، عنوان كرد و افزود: مالك حسيني پيشتاز بررسي افكار ويتگنشتاين در ايران و خارج از ايران است. مالك حسيني، عضو هئيت علمي دانشنامه جهان اسلام و كارشناس ارشد فلسفه دانشگاه تهران و مترجم 3 اثر ويتگنشتاين است. وي پس از تعريف مختصري از زندگي ويتگنشتاين، زمان شناخت وي در ايران را مربوط به سال 1970 ميلادي، يعني تقريباً 20 سال پس از وفاتش دانست.
حسيني معتقد است با اينكه ويتگنشتاين دير به ايران راه يافته، اما پس از ورود در 15 سال اخير افكار او در جامعه رشد فزايندهاي داشتهاست، وي در ادامه افزود: ويتگنشتاين در ايران اولين بار توسط منوچهر بزرگمهر در سال 1351 معرفي و شناخته شد و پس از آن افراد ديگري مثل شمسالدين اديب سلطاني، شرفالدين خراساني و شاپور اعتماد در شناخت بيشتر او به ايرانيان كمك كردند.
ويتگنشتاين فيلسوفي است كه دورههاي زندگي متفاوتي دارد، به طوريكه ميتوان دورههاي زندگي او را با توجه به افكار او به دو دوره «ويتگنشتاين متقدم» و «متاخر» تقسيم كرد كه بحث عمده امروز مربوط به ويتگنشتاين متاخر است.
در سال 1370 تب ويتگنشتاين در ايران شدت گرفت و كتابهاي زيادي كه تعداد آنها حدود 40 اثر است از او چاپ شد ندو در سال 1383 بيش از صد مقاله از او منتشر شد.
وي توجه علمي به ويتگنشتاين را مرهون جلسات درس و توضيحات مفيد مصطفي ملكيان دانست.
حسيني در پايان، مختصري از 3 اثر ترجمه شده خود را به شرح زير بيان كرد: «در باب يقين» بخش عمدهاي از يادداشتهاي يكسال و نيم اخير زندگي اوست، «برگهها» گزيدهاي از يادداشتهاي او در سالهاي 1929_1948 است كه توسط خود او انتخاب شده و «آبي» كه آخرين اثر موجود از وي در ايران است، درسهايي است كه به دانشجويان خود ارائه ميكردهاست.
پس از مالك حسيني، مينو حجت، در مورد «در باب يقين» سخنراني كرد و گفت: هنگام خواندن آثار ويتگنشتاين دچار اعجاب و شگفتي در مقابل تعابير پيچيده و در عين حال ساده يا همان سهل ممتنع شدم و جالب اينكه روح ويتگنشتاين در آثارش ملموس است و كندوكاو ذهني وي را ميتوان حس كرد.
از ديگر ويژگيهاي سبك او ميتوان به دگرگون بودن و گسستهگوييهاي وي اشاره كرد كه حتي با وجود اين بينظمي لذتبخش است.
حجت، كار كردن روي آثار ويتگنشتاين و فهم او را به مانند راه رفتن بر لبه تيغ تشبيه كرد و گفت: هنگام خواندن آثار وي بايد مراقب باشيم نوشتههاي او را در ذهنمان تحريف نكنيم، اين نگراني را بنده هم در ترجمه آثار وي داشتم زيرا او فاقد فلسفهورزيهاي معمولي است.
او در مورد«درباب يقين» افزود: اين اثر در مورد باور، شك و يقين است و نكات مربوط به اين مسائل را در بندهاي مختلفي از كتاب آوردهاست؛ از جمله اعتقادات وي در اين كتاب اين است كه مجموعه باورهاي ما از اعمال ما سرچشمه گرفتهاست و عمل ما با باور ما گره خوردهاست.
وي پس از توضيحات ديگر در مورد كتاب گفت: نكته مهم در مورد «در باب يقين» اين است كه يقين از نظر ويتگنشتاين شدت و ضعف دارد و امكان خطا هم در آن وجود دارد اما امكان خطا در كل اين مجموعه وجود ندارد زيرا ما هميشه با مجموعهاي از اين باورها زندگي ميكنيم.
بابك عباسي آخرين سخنران نشست، درباره اخلاق و دين از منظر ويتگنشتاين سخنراني كرد.
وي درباره كتاب «درباره اخلاق و دين» گفت: اين اثر در حال حاضر زير چاپ است و هنوز روانه بازار كتاب نشدهاست.
اين كتاب از نظر مفهوم سنگين است و براي تسلط بيشتر و فهم آن ميتوانيم از «در باب يقين» كمك بگيريم.
عباسي درسگفتارهاي ويتگنشتاين را به 3 دسته «زيباييشناسي»، «ديني» و «روانشناسي» تقسيم كرد و درسگفتارهاي ديني را از جمله درسگفتارهاي مهم به عنوان منبع مطالعات ديني ناميد.
وي پس از قرائت چند بند از اين درسگفتارها گفت: از نظر ويتگنشتاين باور ديني با باور غيرديني تناقض ندارد و اشخاص معتقد با غيرمعتقد با هم در تناقض نيستند و اينطور نيست كه بگوييم 2 نفر با يك نظر مخالف هستند بلكه 2 نفر هستند با 2 گونه انديشه.
ويتگنشتاين در بازي زباني خود در مسائل ديني به جاي كلمه «باور» از «ايمان و اصول اعتقادي» استفاده كردهاست.
عباسي در پايان گفت: نتيجه اينكه نظر ويتگنشتاين در مورد ايمان تجويزي و توصيهاي نيست، او معتقد است انسان يا ايمان دارد يا ندارد و اين مسئله را با مشاهده اعمال وي متوجه ميشويم، شايد به خاطر اينگونه افكار اوست كه او را مبدع «بازيهاي زباني» ناميدهاند.
اين جلسه با پرسش و پاسخ ميان حاضران و استادان حاضر پايان يافت. کد مطلب : 12826 |