داستان بيژن و منيژه، خاستگاه پارتي دارد و رواج داستانهاي غنايي و عاشقانه در اين دوره شكل ميگيرد، اين داستان تنها در شاهنامه فردوسي باقيمانده و در هيچ منبع ديگري مشاهده نميشود.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، ابوالفضل خطيبي شاهنامهپژوه و معاون گروه فرهنگنويسي فرهنگستان زبان و ادب فارسي با بيان اين مطلب گفت: داستان بيژن و منيژه جزو ادبيات پارتي است، يك ويژگي ادبيات پارتي رواج داستانهاي غنايي و عاشقانه است كه داستان بيژن و منيژه و ويس و رامين اين ادبيات را دربردارد.
وي كه عصر چهارشنبه در هفتمين مجموعه از درس گفتارهاي فردوسي سخن ميگفت با اشاره به ويس و رامين افزود: ويس و رامين از نگاه امروزي بيبندوباريهاي اخلاقي دارد و ميبينيم كه رزم و بزم در شاهنامه دو روي سكه است كه در كنار هم در شاهنامه مطرح ميشود.
مولف «برگزيده مقالات درباره شاهنامه» خاطرنشان كرد: خطبه در داستان بيژن و منيژه بسيار مهم است و ارتباطي با متن داستان دارد، خطبه يا پيش درآمد داستان ذهن خواننده را براي ورود به داستان آماده

در زمان ساسانيان دين زرتشتي شكل ميگيرد، حكومت رسمي ميشود و ادبيات ديني بر ساير ادبيات پيشي ميگيرد
ميكند.
وي افزود: در زمان اشكانيان و پارتيان دين رسمي وجود نداشت و هر ولايتي حاكمي مستقل داشت و ميبينيم كه در ادبيات پارتي داستانهاي عاشقانه شكل گرفته است. اما در زمان ساسانيان دين زرتشتي شكل ميگيرد، حكومت رسمي ميشود و ادبيات ديني بر ساير ادبيات پيشي ميگيرد.
مولف «تقديرباوري در شاهنامه و ويس و رامين» خاطرنشان كرد: در دوره ساساني دين رسمي سراسر امپراتوري ساساني را فراگرفت و در اين زمان اندرزنامههايي نظير بزرگمهر و انوشيروان نوشته شده است.
وي افزود: ويژگي ديگر دوره ساسانيان رواج داستانهاي تاريخي است كه امروز به دست ما رسيده است و ميبينيم متأخرين آن داستان بهرام چوبين نامك است كه اطلاعات دقيقي را از آن دوران به ما عرضه ميكند.
اين شاهنامهپژوه يادآور شد: ويژگي ادبيات دوره ساساني در داستانهاي تاريخي و اندرزنامههاست كه در شاهنامه صفحهاي نيست كه از اندرز تهي باشد و نياكان ما در دوره ساسانيان به اين نوع ادبي اهميت ميدادند.
وي افزود: شاهنامه اثري جاويدان است كه اندرزهاي بسيار زيبا و زندگي

ويژگي ديگر دوره ساسانيان رواج داستانهاي تاريخي است كه امروز به دست ما رسيده است و ميبينيم متأخرين آن داستان بهرام چوبين نامك است
ساز در آن وجود دارد، اين اندرزها در سراسر شاهنامه وجود دارد و اين يكي از ويژگيهاي بارز ادبيات ساساني است.
معاون سردبير نامه ايران باستان در بخش مطالعات بينالمللي ايران يادآور شد: فردوسي شاعري نيست كه در متن دچار تنگنا شود و بايد شاهنامه با تلفظ خود فردوسي خوانده شود زيرا ممكن است كه وزن و قافيه در آن گم شود.
مولف دفتر هفتم شاهنامه خالقي مطلق افزود: در آينده كه همه كشورها در دهكده جهاني گرد هم ميآيند همه فرهنگها، خردهفرهنگها و مذاهب در اين دهكده بلعيده ميشود و ايرانيان با اتكاء به شاهنامه كه شالوده محكمي است و اندرزنامههاي غني و زندگي سازي دارد ميتوانند هويت ملي و فرهنگي خود را حفظ كنند.
وي به نقش زمانه در رويدادها اشاره كرد و گفت: در شاهنامه سپهر به معناي تقدير است و به نوعي زمانه واكنش كردار آدمي است كه اگر كردار پادشاه بد بود زمانه با او بد است و اگر كردار پادشاه خوب باشد زمانه با او خوب است.
اين شاهنامهپژوه خاطرنشان كرد: در شاهنامه بهروشني آشكار است كه تا زماني كه پادشاه با عدالت حكومت ميكند خورنه (فر و شكوه) را دارد و به محض اينكه پايش را از عدالت بيرون

در شاهنامه صفحهاي نيست كه از اندرز تهي باشد و نياكان ما در دوره ساسانيان به اين نوع ادبي اهميت ميدادند
ميگذارد اين خورنه از او دور ميشود و ميبينيم كه زمانه و تقدير يار پادشاه عادل است.
وي افزود: يكي از مسائل مهم شاهنامه بحث تقدير و جبرگرايي است كه ميبينيم تمام شاعران ما جبرگرا بودهاند و اين جبرگرايي در رگ و پي ايرانيان نفوذ دارد و همه چيز از قبل پيشبيني شده است.
پژوهشگر مدخل «بيژن و منيژه در دانشنامه ايران» گفت: حاكمان در شاهنامه اسير جبرند و در مهابهاراتا و رامايانا نيز تقدير و جبرگرايي مشاهده ميشود ايزدان اسير دست تقدير و سرنوشت هستند و اين مسأله در بينش هند و ايراني وجود دارد.
وي افزود: در شاهنامه سگالش به معناي انديشيدن و فكر كردن است و آنچه تقدير و سرنوشت است اتفاق ميافتد و همه چيز از قبل مشخص و هويداست. نقش چون و چراي تقدير در سراسر شاهنامه وجود دارد و تقدير مكتوب شده بر پيشاني برنميگردد و اين مسأله در بين ايرانيان از گذشتههاي كهن بوده و تا امروز نيز وجود دارد.
هفتمین مجموعه از درسگفتارهای درباره فردوسی به «ساختار و درونمايه داستان بيژن و منيژه» اختصاص داشت كه عصر چهارشنبه 19 تيرماه در شهر كتاب مركزي برگزار شد.