عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر نقد

نگاهي به كتاب «انه ايد-‌ اثر حماسي رم باستان» اثرويرژيل

  پير_جوان و مانا

8 مرداد 1387 ساعت 17:55
انگشت شمار هستند آن آثار ادبي كه انگار گذر سنگين و ويرانگر زمان، نمي‌تواند بر د امان آن‌ها حتي غباري بنشاند، و انه ايد اثر حماسي ويرژيل از زمره همين آثار پير-‌ جوان و ماناست كه ما با كوشش ستوده و شايان تحستين ميرجلال‌الدين كزازي با آن آشنا شده‌ايم._
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)محمد علي علومي :گروهي از اديبان غرب، جهت استخفاف اين اثر، نابجا، آن را تنها آميزه‌اي از ايلياد و اديسه دانسته‌اند، بي‌آن‌كه براي ويرژيل حقي از خلاقيت ادبي قايل باشند.

ماجرا كمابيش شبيه به شاهنامه فردوسي است. مآخذ و منابع حكيم، خداينامه‌هايي بود كه موضوعشان درگذشت بزرگان قوم ايراني قبل از اسلام بود. حكيم فردوسي، با پرداخت هنرمندانه، آن منابع را كه كم‌كم دستخوش تاراج اقوام بيگانه شده بود، باز به عالم انديشه و البته هنر درآورد.

در اين مقاله مختصر، خواسته و ناخواسته، مقايسه‌اي ميان حماسه غربي يعني انه‌ايد با حماسه ملي، شاهنامه به ميان خواهد آمد و ما، بي‌آن‌كه با پيشداوري كار كنيم و بي‌هيچ
ماجرا كمابيش شبيه به شاهنامه فردوسي است. مآخذ و منابع حكيم، خداينامه‌هايي بود كه موضوعشان درگذشت بزرگان قوم ايراني قبل از اسلام بود. حكيم فردوسي، با پرداخت هنرمندانه، آن منابع را كه كم‌كم دستخوش تاراج اقوام بيگانه شده بود، باز به عالم انديشه و البته هنر درآورد.
نوع تعصب، ناگزير مي‌بايد كه تفاوت‌ها را شناخته و آن همه را بپذيريم بي‌آن كه بخواهيم ارزش يكي را بيشتر از ديگري بدانيم.

الف-‌ به سبب تفاوت در نحوه زندگي اجتماعي و نحوه معيشت است كه ادراك هستي و تبيين آن نيز در ميان جهان شرق و غرب، از همان عهد باستان، تفاوت‌هايي اساسي يافته است، از آن جمله در انه ايد ما با فرديت مواجه هستيم و خالق اين اثر، قهرمان خود را اززواياي مختلف و در موقعيت‌هاي متفاوت، در معرض بررسي درآورده است.

ازباب نمونه، در كتاب دوم از انه ايد، آمده است: «ما، در سايه روشن پيش مي‌رويم و من كه تا اندكي پيش از آن، از رگبار تير و از رده فشرده يونانيان ورويارويي خويش در آوردگاه پرواييم نبود اينك از هر وزش و دم بادي در هوا به هراس در مي‌آيم، كمترين آوايي مرا نگران مي‌دارد، به درنگم بر مي‌انگيزد، مرا به يكسان بر همراهم و برباري كه بردوش مي‌كشم مي‌لرزاند»

اين بخش، مربوط به وقتي است كه انه ايد، پدر، همسر و فرزند خود را دارد از چنگ يونانيان كه حالا تروا را تسخير كرده‌اند به در مي‌برد.

ب-‌ توصيف اشخاص، مكان و ماجراها:

اين نوع بيان‌ها و توصيف‌ها در انه ايد، بسيار دقيق، عيني و چنان جزيي نگر است كه پس از مدت‌هاي مديد، ما مخاطبان امروز همه آن فضاها، اشخاص و رويدادها را در برابر مي‌بينيم: باز به عنوان مثال به
پيروس يوناني انگيخته و دمان، نيزه در مشت، درپي او مي‌شتابد تا كارش را بسازد. سرانجام به او مي‌رسد و به نيزه او را مي‌كوبد. مرد جوان به جايي مي‌رسد كه باب و مامش نشسته‌اند او در برابر شان به خاك مي‌افتد و جانش همراه با جويي از خون از پيكرش به در مي‌رود. پس، پريام كه از مرگ جوانش مست و خرد باخته است و درد و دريغ گلويش را مي‌فشارد، به دستي ناتوان و لرزان تير ناكارا به سوي دشمن مي‌افكند، تيري كه سپر برتري آن را بي‌درنگ به آوازي تيز، باز پس مي‌زند و به بيهودگي بر نوك سپر آويخته مي‌ماند. پيروس، پير لرزان را كه پاهايش در خون پسرش مي‌لغزد به سوي محراب مي‌كشد سپس به دست چپ، گيسوان او را فرو مي‌گيرد، به دست راست شمشير رخشانش را از نيام بر مي‌آورد و آن را تا دسته در پهلوي پريام فرو مي‌كند.»كه ما آشكارا، اين صحنه‌هاي كشتار را پس از سده‌هاي طولاني در برابر مي‌بينيم.
كتاب دوم از انه ايد رجوع مي‌كنيم، هنگامي است كه پسر حاكم تروا از برابر لشكر يونانيان مي‌گريزد:«در اين هنگام است كه پوليتس، يكي از پسران پريام، در ميانه تيرها در ميانه دشمنان، خسته و زخمي مي‌گريزد و از فرود رواق‌هاي دراز و از پهنه صحنه‌ها مي‌گذرد.

پيروس يوناني انگيخته و دمان، نيزه در مشت، درپي او مي‌شتابد تا كارش را بسازد. سرانجام به او مي‌رسد و به نيزه او را مي‌كوبد. مرد جوان به جايي مي‌رسد كه باب و مامش نشسته‌اند او در برابر شان به خاك مي‌افتد و جانش همراه با جويي از خون از پيكرش به در مي‌رود. پس، پريام كه از مرگ جوانش مست و خرد باخته است و درد و دريغ گلويش را مي‌فشارد، به دستي ناتوان و لرزان تير ناكارا به سوي دشمن مي‌افكند، تيري كه سپر برتري آن را بي‌درنگ به آوازي تيز، باز پس مي‌زند و به بيهودگي بر نوك سپر آويخته مي‌ماند. پيروس، پير لرزان را كه پاهايش در خون پسرش مي‌لغزد به سوي محراب مي‌كشد سپس به دست چپ، گيسوان او را فرو مي‌گيرد، به دست راست شمشير رخشانش را از نيام بر مي‌آورد و آن را تا دسته در پهلوي پريام فرو مي‌كند.»كه ما آشكارا، اين صحنه‌هاي كشتار را پس از سده‌هاي طولاني در برابر مي‌بينيم.

موضوع بسيار مهم اين است كه در ادبيات:

پ :فشردگي بيان، انتخاب و گزينش راوي، جاودانگي مي‌يابند. تفاوت اين جاودانگي با عكس، فيلم و يا مجسمه و تصاوير اعم از نقاشي و حجّاري در اين است كه:
1-‌ مخاطب محدوديت تصور ندارد 2-‌ برعكس آن، مخاطب گستردگي تصور را دارد از باب نمونه، ما مخاطبان هر كدام براساس پيش فرض‌هاي مبتني بر فرهنگ و درك و دريافت جمعي و فردي خود، ممكن است تصوري متفاوت از ديگري درباره انه ايد يا هر شخص حماسي ديگر، نظير رستم و يا اسفنديار داشته باشيم و حيرت انگيزتر اين است كه در دوره‌هاي مختلف زندگي، با تغييرات تدريجي در جهان نگري، باز هم تصورات فردي ما از شخص واحد حماسي، تغيير كرده و متفاوت مي‌شود و در عين حال حتي افراد وابسته به يك فرهنگ و حتي يك خانواده، بنا به روانكاوي فردي تصويري متفاوت از افراد ديگر خانواده از شخص حماسي دارند 3-‌ اگر تصويري از انه ايد يا رستم به شكل نقاشي يا حجاري باقي مانده بود اين اختلاف‌ها از بين نمي‌رفت اما كمتر مي‌شد 4-‌ در ادبيات، باز برخلاف نقاشي و مجسمه، ما با بازنمون جهان مواجه هستيم به اين معني كه رنگ، صدا، بو، طعم و زبري و نرمي جهان براي ما توصيف مي‌شود، اين ويژگي‌ها در هنرهاي ديگر نيست و يا كمتر است زيرا در مجسمه‌سازي محدوديت‌هايي
هم انه ايد و هم شاهنامه، به اين نكته توجه بسيار دارند و اين مهم به سبب سابقه ديرپاي رئاليسم در ادبيات است. واقعيت‌ها و واقعگرايي نويسنده را وا مي‌دارد كه همه ابعاد زندگي و از آن جمله باورها را بيان كند. مثال از انه ايد (كتاب دوم) و زماني است كه پدر انه ايد حاضر به ترك كردن تروا كه اينك به تصرف يوناني‌ها در آمده، نيست اما با بعضي نشانه‌ها، كه آن را از جانب آسمان و نيروهاي ماوراء مي‌پندارند، راضي مي‌شود كه شهر را ترك كند:«هنوز پيرمرد سخنانش را به پايان نبرده بود كه ناگاه، تندري در سوي چپ ما به غرش درآمد و ستاره‌اي كه در دل كهكشان فرو مي‌افتاد و در گذار خويش، دنباله‌اي پرفروغ پديد آورد. پدرم كه اين نشانه‌هاي آييني او را در شكسته است و به پذيرفتن خواست ما واداشته است بر مي‌خيزد تا خدايان را به نيايش فراخواند و ستاره سپند را بپرستد»
است كه در ادبيات نيست و همه موارد فوق در بخشي كه از انه ايد مطالعه كرديد، مشاهده مي‌شود.

ت-‌ توجه به جزييات در بسياري از بخش‌هاي شاهنامه آمده است و منظور، آن بخش‌هايي است كه حكيم، جهان و يا ماجراها را توصيف مي‌كند، اين توضيح‌ها و شرح‌ها در مقاله‌اي ديگر كه به بررسي شاهنامه مي‌پردازد، به طور نسبتا مفصل خواهد آمد. 

ث-‌ كاركرد تمثيل: هم در انه ايد و هم در شاهنامه با اين كاركرد مواجه هستيم جز آن كه در شاهنامه با ايجاز بيان شده و در انه ايد متاثر از شيوه مسلط، اين تمثيل‌ها گسترده‌اند: «من بدان شبان مي‌مانم كه از ستيغ صخره‌اي، هنگامه و آشوبي را مي‌شنود كه نمي‌داند از چيست او سرگشته بر جاي ماند، آن هنگامه، آشوبي است كه در آن زمان بر مي‌خيزد كه بادهاي نيم روزين، خشماگين و توفانخيز مي‌وزند و سراي را به آتش مي كشند يا سيلاب لگام‌گسيخته و دمان از آب‌هاي كوهستان، كشتزارها را فرو مي‌روبد، خوشه‌هاي پرمايه را كه بار و بهره خاك است به يغما مي‌برد، جنگل‌ها را مي‌كند و در مي‌كشد»،اين تمثيل زماني است كه تروا دارد به تسخير يوناني‌ها در مي‌آيد كه متناسب با آن صحبت از سيلاب و هياهو است.

ج-‌ توجه به باورهاي رايج در فرهنگ مردم:
هم انه ايد و هم شاهنامه، به اين نكته توجه بسيار دارند و اين مهم به سبب سابقه ديرپاي رئاليسم در ادبيات است. واقعيت‌ها و واقعگرايي نويسنده را وا مي‌دارد كه همه ابعاد زندگي و از آن جمله باورها را بيان كند. مثال از انه ايد (كتاب دوم) و زماني است كه پدر انه ايد حاضر به ترك كردن تروا كه اينك به تصرف يوناني‌ها در آمده، نيست اما با بعضي نشانه‌ها، كه آن را از جانب آسمان و نيروهاي ماوراء مي‌پندارند، راضي مي‌شود كه شهر را ترك كند:«هنوز پيرمرد سخنانش را به پايان نبرده بود كه ناگاه، تندري در سوي چپ ما به غرش درآمد و ستاره‌اي كه در دل كهكشان فرو مي‌افتاد و در گذار خويش، دنباله‌اي پرفروغ پديد آورد. پدرم كه اين نشانه‌هاي آييني او را در شكسته است و به پذيرفتن خواست ما واداشته است بر مي‌خيزد تا خدايان را به نيايش فراخواند و ستاره سپند را بپرستد»

سخن آخر-‌ گفته شد كه ترجمه آقاي كزازي از اين اثر ترجمه برجسته‌اي است اما با مطالعه انه ايد، برخواننده معلوم مي‌شود كه ويرايشي جزيي، مي توانست موارد بسيار اندك از عدم يكدستي ترجمه را برطرف كند به خصوص كه از علايم سجاوندي گاهي بسيار زياد و گاهي نابجا استفاده شده است.
کد مطلب : 23571
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
پير_جوان و مانا
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل