18 جولاي، سالروز مرگ ياكوبسن زبانشناس هنرمند
«زبانشناسي بر خلاف تمامي رشتههاي علوم انساني، يكي از چند شاخه ديرينه زبان به شمار ميرود. ما امروز با سومريان كه نخستين دستورنويسان عهد باستان محسوب ميشوند، بيش از چهار هزار سال فاصله داريم. نظريههاي زباني و پژوهشهاي تجربي موجود نشانگر تلاش مداوم زبانشناسان از عهد باستان هند و يونان تا دوره موفقيتهاي قرون وسطا، رنسانس، عصر خرد و روشنگري و سرانجام روندهاي علمي گوناگون دو قرن اخير است. تجربه سرشار علمي و چند جانبه زبانشناسي، ما را بر آن ميدارد تا جايگاه اين علم را در ميان علوم انساني و چگونگي هماهنگي رشتههاي گوناگون را با اين علم، بدون تجاوز به حريم وظايف و ويژگيهاي هر رشته به پرسش گذاريم.» (ياكوبسن، روندهاي بنيادين در دانش زبان، ترجمه كوروش صفوي) خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا): امكان ندارد در جلسه نقد ادبي كتابي نشسته باشي و يادي از نظريههاي ياكوبسن نشود. بعيد است در خصوص سبكشناسي و مطالعات ادبيات سخن به ميان بيايد و نامي از ياكوبسن برده نشود. چه برسد به كلاسهاي زبانشناسي و آواشناسي و ... .
ياكوبسن فقط يك زبانشناس نبود. آواشناسي، لغتشناسي، ادبيات، نقاشي آوانگارد، شعر و زيباييشناسي از حوزههاي فعاليت او بوده است.
رومن ياكوبسن(Roman Jakobson) يازده اكتبر 1896 در يك خانواده متمول شهر مسكو به دنيا آمد. از همان كودكي علاقمند به زبان بود. تحصيلات خود را در «موسسه زبانهاي شرقي لازارو» آغاز كرد و در 23 سالگي رشته زبانشناسي تاريخي – تطبيقي دانشگاه مسكو را به پابان رسانيد. سال 1915 و در دوران دانشجويي عضو حلقه زبانشناسي مسكو بود، سپس وارد دنياي شعر و هنر آوانگارد شد.
او يكي از بنيانگذاران حلقه زبانشناسي پراگ بود و فعاليت خود را در 29 سالگي شروع كرد. ياكوبسن از 1920 تا 1939 را در چكسلواكي سپري كرد و در پايان دهه سوم قرن حاضر استاد ممتاز فقهاللغه روسي و ادبيات كهن چك در دانشگاه ماساريك چكسلواكي شد.
او با شروع جنگ جهاني دوم، به اسكانديناوي رفت و از همانجا با حلقه زبانشناسي كپنهاك و متفكراني چون لويي يلمزلف ارتباط برقرار كرد. با كشيده شدن جنگ به غرب، در سال 1941 به ايالات متحده آمريكا و مدرسه عالي علوم انساني نيويورك رفت. در آنجا با كلود لوي استراوس، يكي از مهرههاي شاخص ساختگرايي آشنا شد كه تأثير بسياري بر كارهاي وي گذاشت. سپس او در دانشگاه كلمبيا به تدريس زبانشناسي پرداخت.
در امريكا با زبانشناسان آمريكايي بسياري از جمله فرانس بوآز، بنجامين ورف و لئونارد بلومفيلد آشنا شد. در 53 سالگي با سمت استاد استادان در دانشگاه هاروارد به تدريس زبان و ادبيات اسلاوي و زبانشناسي همگاني پرداخت و تا بازنشستگي در همانجا مشغول بود و از سال 1957 در انيستيو تكنولوژي ماساچوست MIT نيز به تدريس و پژوهش پرداخت.
ردهشناسي زبان، نشانداري و همگانيهاي زبان سه ايده اصلي وي نقش مهمي امروزه در زبانشناسي بر عهده دارد.
جمعبندي فعاليتهاي ياكوبسن كار بسيار دشواري است. اما دستاوردهاي او توسط آرمسترانگ و اسكونولد در كتابي با عنوان Roman Jakobson: Echoes of His Scholarship آمده است.
مجموعه نوشتههاي ياكوبسن در زمينه سبكشناسي، ادبيات، نقد ادبي، زبانشناسي و ديگر زمينههاي وابسته، به بيش از دويست عنوان كتاب ميرسد.
او در 18 جولاي 1982در سن 86 سالگي در بوستون از دنيا رفت.
برخي از آثار رومن ياكوبسن عبارتند از:
- زبان كودك، زبانپريشي و جهانيهاي آوايي 1971 - شش خطابه درباره آوا و معني 1978 - چهارچوب زبان 1980 - الگوي آوايي زبان 1979 - گفتگوها 1980 - روندهاي بنيادين در دانش زبان كه سال گذشته با ترجمه دكتر كوروش صفوي از سوي نشر هرمس در ايران منتشر شد. کد مطلب : 21663 |