عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی خبر نقد

نگاهي به مجموعه داستان «آسمان كوير، سرزمين ستارگان»نوشته سودابه محافظ

  رسوب خاطرات در ذهن

19 مرداد 1387 ساعت 18:25
«سودابه محافظ» نويسنده ايراني تبار ساكن آلمان است كه آثارش به زبان آلماني نوشته شده است. او جزو آن نسلي است كه در كودكي به اروپا مهاجرت كرده‌اند و زبان همان كشور مقصد را آموخته‌اند._
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)رضا قنبري: مجموعه داستان «آسمان كوير، سرزمين ستارگان» اولين مجموعه داستان اوست كه ترجمه مي‌شود و به قول خودش در مقدمه كتاب: «اين كه اولين ترجمه يكي از كتاب‌هايم درست به زبان فارسي است را هديه‌اي خارق‌العاده و بزرگ مي‌بينم».

او در مقدمه كتاب، خطاب به مخاطبان فارسي زبان مي‌نويسد: «نزديك به سي سال است كه دور از شهري زندگي مي‌كنم كه در آن به دنيا آمده‌ام و در دامنه دماوند قرار دارد. گرچه همچنان برف‌هاي قله اين كوه و عطر غبار تابستاني برگ‌هاي درخت چنار همسايه مان را به سان يك گوهر در خود حفظ كرده‌ام... كتاب ها رابطه نزديكي با درك متقابل دارند. از صميم قلب اميدوارم كه شايد مجموعه كوچك داستان‌هاي كوتاه من، پل كوچكي باشد براي نزديك كردن فاصله‌هاي قلبي».

فضاي داستان‌هاي «سودابه محافظ» را «دوگانگي‌هاي فرهنگي»، «مهاجرت»،
فضاي داستان‌هاي «سودابه محافظ» را «دوگانگي‌هاي فرهنگي»، «مهاجرت»، «تنش‌هاي فردي» و «گسستگي دروني» مي سازد، او كه خودش مهاجرت و بازخوردهاي آن را كاملا حس كرده در برخي داستان‌هايش به سراغ «سرگشتگي‌هاي عاطفي» و «درگيري‌هاي ذهني» مهاجران مي رود.
«تنش‌هاي فردي» و «گسستگي دروني» مي سازد، او كه خودش مهاجرت و بازخوردهاي آن را كاملا حس كرده در برخي داستان‌هايش  سراغ «سرگشتگي‌هاي عاطفي» و «درگيري‌هاي ذهني» مهاجران مي رود.

در داستان اول كتاب با نام «رسوب» دختري مهاجر در آلمان [شايد كنايه از خود نويسنده] كوه دماوند را با قله برف پوشش در جاهاي مختلفي از شهر برلين مي‌بيند، او پذيرفته است كه بايد با اين تصور كنار بيايد وگرنه احتمال دارد دچار پريشاني و عصبيت شود.

راوي آنچنان دماوند و تهران و برلين و خيابان‌هايش را با هم ادغام مي‌كند كه مخاطب ناخودآگاه عمق «دوگانگي‌ها» و «گسست‌هاي عاطفي-‌ ذهني» او را درك مي‌كند: «پس نفس را از سينه بيرون مي‌دهم، كمتر از يك دقيقه صبر مي‌كنم، بعد باز نفس مي‌كشم و به آن صخره عظيم و خارق‌العاده مي‌نگرم كه چنان ناگهاني در برلين كوچك و دوپاره من ظاهر شده است. آرامش دماوند تا اين پايين محسوس است و درخشش قهوه‌اي-‌ آبي دامنه پرچروك، چاك‌دار و ناهموارش ميان وطن جديد من قرار مي‌گيرد كه ديگر پير شده است». (ص 12).

سودابه محافظ در داستان رسوب به معناي درست كلمه، انساني را كه در وطني ديگر دچار تعلق خاطر و دلبستگي به وطن اول است به تصوير مي‌كشد، انساني كه هجوم خاطرات و تصوراتش، در ذهن او رسوب مي‌كند و او را در موقعيتي دوپاره قرار مي دهد.

در داستان «در مقابل اريكه خداوند»، نويسنده با ايجاد نقبي به خاطرات و تصورات
سودابه محافظ در داستان رسوب به معناي درست كلمه، انساني را كه در وطني ديگر دچار تعلق خاطر و دلبستگي به وطن اول است به تصوير مي‌كشد، انساني كه هجوم خاطرات و تصوراتش، در ذهن او رسوب مي‌كند و او را در موقعيتي دوپاره قرار مي دهد.
كودكي‌اش در ايران، زندگي دوگانه يك خانواده ثروتمند آلماني و يك خانواده فقير ايراني را نشان مي دهد. ناهيد كه در خانه آقا و خانم انگل هارت كار مي كند، زندگي سه فرزند و شوهرش را با كار در منزل اين زن و مرد آلماني تامين مي كند. اما آن‌ها او را اخراج مي‌كنند و به اين واسطه زندگي فقيرانه او دچار مشكلاتي بيشتر مي‌شود.

ناهيد چادر بر سر مي‌كند و تا آن سر شهر [شمال شهر] مي‌رود تا دوباره خانم «انگل هارت» را ببيند و با او صحبت كند. اما زماني كه او روبه‌روي اين زن آلماني مي‌نشيند، برخلاف تصور خواننده، نه درخواست كار و نه پول دارد، او آمده به خانم «آنگل هارت» بگويد به عنوان يك مادر و يك زن، نبايد توهين‌ها و كتك‌هاي شوهرش را تحمل كند، بلكه بايد از زندگي آن مرد برود!

نويسنده در طول داستان تقابل‌هاي عاطفي و ذهني آن دو را آشكار مي‌كند و به روشي جالب، زني اروپايي و مدرن را نشان مي دهد كه به مراتب در وضعيتي غيرانساني‌تر و نامناسب‌تر از يك زن ايراني سنتي زندگي مي‌كند و حالا زني كه به گمان خانم انگل هارت بدبخت و فقير و رنج‌خورده است؛ حقيقت زنانه -‌مادرانه‌اي را كه در اين زن آلماني گمشده است به او يادآور مي‌شود: «ناهيد با دقت كلمات خود را آماده مي‌كند، من آمده‌ام به شما بگويم كه اگر شوهرم، فرزند مرا به زمين مي انداخت، به او لگد مي‌زد، با كمربند كتك مي‌زد و جلوي همه نه فقط از اين طريق و طرق
سودابه محافظ در اين داستان نه تنها به تقابل‌ها و تضادهاي ميان اين دو زن [و دو فرهنگ] اشاره مي‌كند، بلكه به مفهوم از دست رفته خانواده مي‌پردازد.
ديگر كتك مي زد، خدا مرا ببخشد، بلكه او را براي ارضاي احساسات شهواني خود استفاده مي‌كرد كه در واقع بايد با يك بزرگسال انجام دهد، او را ترك مي‌كردم يا حتي اگر لازم بود به قتل مي‌رساندم». (ص 43)

سودابه محافظ در اين داستان نه تنها به تقابل‌ها و تضادهاي ميان اين دو زن [و دو فرهنگ] اشاره مي‌كند، بلكه به مفهوم از دست رفته خانواده مي‌پردازد.

داستان‌هاي اين نويسنده آلماني كه ايراني تبار است، به تم‌ها و موضوعاتي مي‌پردازد كه زندگي انسان امروز را تحت الشعاع قرار مي دهند. دوگانگي‌هاي فرهنگي، ذهن دو جايگاهي، تنهايي دروني، گسستگي‌هاي روحي و عاطفي و خاطرات و كابوس هاي كودكي درون مايه كارهاي او هستند.

محافظ براي بيان اين موضوعات و مفاهيم، با شيوه نگارشي خاص خود [جملات كوتاه ريتميك، استفاده از كلمات تاكيدي و جابه‌جايي افعال] سعي در اجراي داستاني آن‌ها دارد. در واقع نويسنده اين مفاهيم و موضوعات را در كنش داستاني شخصيت‌هاي آثارش و درون كاوي آن‌ها، اجرا مي‌كند و نشان مي‌دهد، شخصيت‌هايي كه عميقا در دوگانگي فرهنگي و گسستگي دروني به سر مي‌برند. 

مجموعه داستان«آسمان كوير،سرزمين ستارگان»سال1386در شمارگان1500نسخه و قيمت 1700 تومان توسط نشر چشمه عرضه شده است.
کد مطلب : 23869
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
رسوب خاطرات در ذهن
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل