مقايسه دو كتاب «سفر به گراي 270 درجه » و «در جبهه غرب خبری نیست» واکنش "بامر" و "ناصر" در برگشت یکسان نيست!
پايگاه رسمي انتشارات سوره مهر امروز(19 مرداد) مقاله مقايسه «سفر به گراي 270 درجه »و «در جبهه غرب خبری نیست» را به قلم يك دانشجوي دانشگاه راتجرز ایالت نیوجرسی منتشر كرد. به نظر مي رسد انتشار اين مقاله به سبب ناآشنايي نويسنده آن با فرهنگ حضور رزمندگان ايراني در جبهههاي جنگ هشت سال دفاع مقدس مناسب نبوده است و بر خلاف نگاه نويسنده آمريكايي كه در پايان مقاله نوشته: واکنش بامر و ناصر(شخصيتهاي دو اثر) در برگشت به خانه یکسان است، واکنش "بامر" و "ناصر" در برگشت یکسان نيست! نگاه ناصر «سفر به گراي 270 درجه » به جنگ را فقط با مطالعه كامل رمان ميتوان فهميد، نه با تكه برداري از آن. خبرنگار "ايبنا" منتقدان ادبي و همچنين نويسنده «سفر به گراي 270 درجه » را دعوت ميكند كه در حاشيه انتشار اين نقد آمريكايي، از اثر ايراني برگزيده اين سالها دفاع كنند._ به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، فیبی یوحنا، دانشجوي دانشگاه راتجرز ایالت نیوجرسی، طي مقالهاي به مقايسه دو كتاب «سفر به گراي 270 درجه» نوشته احمد دهقان و «در جبهه غرب خبری نیست» به قلم اریش ماریا رمارک پرداخته است.
فيبي يوحنا با قياس اين دو كتاب به بيان تفاوتها و شباهتهاي مفهومي موجود بين آنها پرداخته و بخشهايي از «سفر به گراي 270 درجه» و«در جبهه غرب خبری نیست» را به عنوان مثال و شاهد آورده است.
وي در آغاز اين مقاله، درباره موضوع كتاب «در جبهه غرب خبری نیست» نوشته است: این رمان، ترسیم کننده وقایع تلخ و اسفناک جنگ ویران کنندهای چون جنگ جهانی اول است. جنگی که در آن سربازان تنها به مرگ و ناامیدی می اندیشیدند نه به روزهای پیش از جنگ. این رمان اساسا" بیانگر انزوای نسل جنگ زدهای است که ناخودآگاه در خانههایشان از جنگ حمایت میکردند. گفتههای رمارک نه تنها نسل سربازانی که در جنگ جهانی اول میجنگیدند، بلکه تمام کسانی که متعاقب آن در جنگهای بعدی حضور داشتند را هم دربرمیگیرد.
اين دانشجوي دانشگاه راتجرز ایالت نیوجرسی، پس از مطالعه كتاب «سفر به گراي 270 درجه»، در تشريح و نقد موضوع اين كتاب ميافزايد: در رمان احمد دهقان، همان ایدهها از طریق یک سرباز جوان روایت میشود. تفاوت در سالها و فهم بیرحمیهای جنگ، وجود جنگ را خنثی نکرده است. بلکه به شمار کسانی که متحمل قساوت وغضب آن شدهاند، افزوده است. آغاز جنگ شاید مضحک به نظر برسد. جنگ در خانه، با تبلیغات مربوط به جنگ آغاز میشود.
فيبي يوحنا در ادامه مقاله خود پيامدهاي جنگ مانند: هجوم تبلیغات به جامعه و تفاوت وقایع طبیعی جنگ با آنچه که در رسانه ها به تصویر کشیده می شوند، سركوب احساسات سربازان توسط خودشان براي رسيدن به پيروزي و عدم توانايي ايجاد ارتباط سربازان بعد از اتمام جنگ با خانواده و جامعه را در اين دو كتاب مشترك دانسته و درنهايت، سرنوشت همه سربازان جنگ را به رغم وجود تفاوت مليت و اعتقاد بين آنها يكسان ميداند.
كتاب «سفر به گراي 270 درجه» نوشته احمد دهقان، درباره رزمنده جواني به نام ناصر است که درس را رها میکند و همراه دوستش، علی روانه منطقه جنگی جنوب میشود. در آنجا ضمن دیدار مجدد با دوستان سابقش، برای یک عملیات مهم آماده میشوند. در حین عملیات بسیاری از دوستانش شهید و مجروح میشوند و خود او نیز که جراحتی سطحی برداشته است، به پشت جبهه میآید. ناصر بعد از چند روز به شهر خود بازمیگردد و زندگی عادی را از سر میگیرد و مجدداً با دریافت تلگراف رسول (دوست نوجوان رزمندهاش که خبر از عملیات قریبالوقوع میدهد) خود را آماده بازگشت به منطقه میکند. اين كتاب سال 1386 توسط انتشارات سوره مهر به چاپ پنجم رسيده است.
كتاب «در جبهه غرب خبری نیست» به قلم اریش ماریا رمارک داستان دانشآموزان هجده، نوزده سالهای است که از سرِ کلاسهای دبیرستان و تحت تاثیرِ یک دبیرِ به جبهه جنگ میروند. اين كتاب سال 1385 و توسط نشر ناهيد در ايران به چاپ جديدي رسيده است.
متن كامل مقاله مقايسه «سفر به گراي 270 درجه »و «در جبهه غرب خبری نیست» نوشته فیبی یوحنا با ترجمه فهيمه محمدسمسار در پايگاه رسمي انتشارات سوره منتشر شده است. کد مطلب : 24110 |