عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی گزارش ادبيات

رضا سيدحسيني:

  "قيصر" كارهاي مهمي ‌كرد كه هيچ از آنها نگفت

23 آبان 1386 ساعت 12:35
رضا سيدحسيني در نشست «قيصر امين‌پور در عرصه زبان و تحقيق» كه عصر ديروز در شهر كتاب برگزار شد، به ويراستاري‌هاي امين‌‌پور و نثر درخشان او اشاره كرد. به گفته سيدحسيني، امين‌پور هيچ گاه از ويرايش‌هاي خود به مقالات او و ديگران، چيزي به زبان نمي‌آورد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، سيدحسيني در ابتداي سخنان خود با بيان اين كه "تا به حال نتوانسته‌ام راجع به قيصر چيزي بنويسم"، افزود: سخنان امروز من، تنها
به تدريج من متوجه شدم كه او نه تنها عالم است، بلكه كارهايي مي‌كند و هرگز از آنها چيزي نمي‌گويد. مثلا، او ويرايش برخي مقالات ما را به عهده داشت و تنها پس از چاپ مي‌ديديم كه مقالاتمان با نثر بهتري ارايه شده، تعجب مي‌كرديم و بعدها فهميديم كه اين تاثير ويرايش قيصر با آن نثر درخشان است.
تجديد خاطره است و يا شايد درد دل.
 
وي با اشاره به مدتي كه در انتشارات سروش به تهيه «فرهنگ آثار» اشتغال داشت، گفت: در همان زمان قيصر نيز در طبقه چهارم انتشارات و در نشريه سروش نوجوان حضور داشت و ما همديگر را زياد مي‌ديديم. او بسيار بي‌ادعا بود. 

سيدحسيني ادامه داد: به تدريج من متوجه شدم كه او نه تنها عالم است، بلكه كارهايي مي‌كند و هرگز از آنها چيزي نمي‌گويد. مثلا، او ويرايش برخي مقالات ما را به عهده داشت و تنها پس از چاپ مي‌ديديم كه مقالاتمان با نثر بهتري ارايه شده، تعجب مي‌كرديم  و بعدها فهميديم كه اين تاثير ويرايش قيصر با آن نثر درخشان است. 

وي با اشاره به حضور امين‌پور در مراسم ختم پسرش «بابك» يادآور شد: در آن مراسم، قيصر دو قصيده بسيار زيبا و دشوار خاقاني را كه اين
پس از جلسه، به او گفتم تعجب مي‌كنم از اين كه سه شاعر چون خاقاني و حافظ و جامي از سه دوره مختلف در قرن‌هاي 6 و 8 و 9 هجري، هر سه يك وزن را براي سرودن مرثيه براي فرزندانشان انتخاب كرده‌اند و بخش‌هايي از تركيب بند جامي را در سوگ پسرش براي او خواندم.او در بين اين مرثيه، چنان گريه بلندي سر داد كه حيرت‌انگيز بود.
شاعر در مرگ فرزندش سروده است، قرائت كرد. 

مولف «مكتب‌هاي ادبي» با بيان خاطره‌اي از ديدار او در جلسه‌اي از جلسات مركز تحقيقات وزارت ارشاد، خاطرنشان كرد: پس از جلسه، به او گفتم تعجب مي‌كنم از اين كه سه شاعر چون خاقاني و حافظ و جامي از سه دوره مختلف در قرن‌هاي 6 و 8 و 9 هجري، هر سه يك وزن را براي سرودن مرثيه براي فرزندانشان انتخاب كرده‌اند و بخش‌هايي از تركيب بند جامي را در سوگ پسرش براي او خواندم. 

سيدحسيني ادامه داد: او در بين اين مرثيه، چنان گريه بلندي سر داد كه حيرت‌انگيز بود. 

وي با بيان اين كه «به محض اين كه قدري حالش بهتر مي‌شد، براي ديدن دوستان به سروش مي‌آمد»، اضافه كرد: دست پروردگانش در سروش، به راستي فدايي او بودند. به هر حال اين اواخر چهره او نشان مي‌داد كه قيصر ماندني نيست. از مدت‌ها قبل اين غصه مرا گرفته بود
دست پروردگانش در سروش، به راستي فدايي او بودند. به هر حال اين اواخر چهره او نشان مي‌داد كه قيصر ماندني نيست.
و مي‌دانستم او رفتني است. 

سيدحسيني در پايان، سه بند از تركيب‌بند مشهور جامي در سوگ فرزندش را به همراه دو غزل «سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايم» و «گفتي غزل بگو چه بگويم مجال نيست» از قيصر براي حاضران خواند. همچنين شعر نيمايي كوتاهي نيز قرائت كرد كه چنين بود: 

اتفاق افتاد/ آن سان كه برگ/ آن اتفاق زرد مي‌افتد
افتاد/ آن سان كه مرگ/ آن اتفاق سرد مي‌افتد
اما او/ سبز و گرم بود كه افتاد.

کد مطلب : 11358
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
رضا سيدحسيني
رضا سيدحسيني
گزارشگر : حامد هاتف
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل