تاليف مثنوي معنوي سال ها پس از ناپديد شدن شمس آغاز شد و او در شكل گيري اين اثر بزرگ تاثير فراواني داشت.
احمدنژاد در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) به تاثير افزايش سن در نوع زبان و نگاه افراد اشاره كرد و گفت: با بالا رفتن سن، تجربيات فرد بيشتر ميشود و اين افزايش تجربه، طبيعتا

رابطه شمس و مولوي و آن عيش روحاني بين اين دو، هميشه به صورت راز بوده و همواره نيز راز خواهد ماند و هر كه در اين رابطه چيزي گفته، گفتهاش غير دقيق است.
خود را در زبان و نگاه فرد نشان ميدهد.
وي با بيان اين كه دوره ديدار مولوي با شمس و از دست دادن او، دوره پوست شكني، كنار گذاشتن محدوديتها و ذوق و شادماني روحي مولوي بوده است، افزود: رابطه شمس و مولوي و آن عيش روحاني بين اين دو، هميشه به صورت راز بوده و همواره نيز راز خواهد بود و هر كه در اين رابطه چيزي گفته، گفتهاش غير دقيق است.
احمدنژاد تاكيد كرد: بايد توجه خاص داشت به اين كه پس از ناپديد شدن شمس كه مولوي دو بار براي يافتنش به شام سفر كرد، اين عيش

«مثنوي»، «ديوان كبير» ويراستاري شده است. انديشههاي تشكيلدهنده مثنوي، همان انديشههاي غزليات شمس است كه با افزايش سن و پختگي بيشتر مولانا، به نوعي ويرايش شدهاند. اما نبايد از ياد برد كه مولوي، در مثنوي هم هرگاه «خورشيد» ميگويد، به ياد شمس ميافتد و منقلب ميشود.
و عشق روحاني، با نوعي تجربه همراه ميشود. مثنوي معنوي حاصل همين دوران پختگي است.
اين استاد ادبيات كلاسيك فارسي، به جنبه تعليمي مثنوي اشاره كرد و افزود: «مثنوي»، «ديوان كبير» ويراستاري شده است. انديشههاي تشكيلدهنده مثنوي، همان انديشههاي غزليات شمس است كه با فزايش سن و پختگي بيشتر مولانا، به نوعي ويرايش شدهاند. اما نبايد از ياد برد كه مولوي، در مثنوي هم هرگاه «خورشيد» ميگويد، به ياد شمس ميافتد و منقلب ميشود.
احمدنژاد در پايان به اختلاف نظر اهل ادب درباره اين دو اثر پرداخت و يادآور شد: برخي ميگويند اگر غزليات زيباي شمس شعر است، پس مثنوي چيست؟ و اگر مثنوي شعر است، پس جايگاه غزليات كدام است؟ در واقع اين دو اثر، هر دو ارجمند و محصول دو دوره مختلف از حالات روحي مولوياند.