عناوين همه اخبار
  بهار قرآن/87
  هفته دولت/87
  نمايشگاه كتاب-21
  كتاب سال
  انقلاب اسلامي
  دفاع مقدس
  يادمان
  هفته كتاب
  ادبيات
  انديشه
  دين
  پرونده
  هنر
  چاپ و نشر
  دانش و فناوری
  تاريخ و جغرافيا
  کودک و نوجوان
  اجتماعی و سياسی
  بين الملل
  عکس
  كتابخانه
  سراي اهل قلم
  گزارش
  گفتگو
  نقد
  گزارش تصويري
  پربيننده ترين مطالب
  نسخه تلکس
  اخبار در تلفن همراه
  خروجيهای RSS
  سايتهای ديگر
داخلی مصاحبه چاپ و نشر

بيگانه‌اي ميان ما - گفت‌وگوهايي درباره كميك استريپ/4

  كاظم طلايي: درك صحيحي از كميك استريپ وجود ندارد

18 شهريور 1387 ساعت 14:55
گفت‌وگو با كاظم طلايي، تصويرگر، تصويرساز و ناشر كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان از دو منظر قابل توجه است: نخست سابقه او در تصويرسازي براي كودكان و نوجوانان و فعاليت وي در زمينه توليد كارهاي كميك استريپ و ديگر، آشنايي‌اش با موضوع به عنوان يك متخصص و كسي كه خود در انتشار اين آثار نيز سابقه دارد._

خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ  گفت‌وگو با كاظم طلايي را با طرح اين موضوع آغاز كرديم كه متن و تصوير چگونه مي توانند مكمل هم باشند و در عين حال هويتي مستقل داشته باشند و نيز با شرح تفاوت‌هاي تصويرسازي و كميك استريپ.

طلايي مي‌گويد:
ـ عموماً تصويرسازي و هنر همديگر را پوشش مي‌دهند. هرچه گروه سني مخاطب پايين‌تر بيايد، ارتباط بين متن و تصوير بيش‌تر مي‌شود؛ تا جايي كه گاهي متن در كار نيست و تصوير به خودي خود حاوي متن نيز خواهد بود و يك كتاب به صورت كاملا تصويري، كاركرد خود را مي‌يابد. با افزايش سن مخاطب، نياز به تصوير و نيز كاركرد فرم آن نيز تغيير مي‌كند و نگاه تصويرساز به تصوير نيز تغيير خواهد كرد. در واقع رمز و راز تصوير براي گروه‌هاي سني بالاتر به دليل ايجاد تعامل، بيش‌تر خواهد شد؛ اما در گروه‌هاي سني پايين‌تر، تصاوير شفاف‌تر و گوياتر خواهد بود.

وقتي مي‌گوييم تصويري خوب است، يعني بايد محتوي و پيام خود را به بهترين نحو ارائه دهد. گاهي ما مي‌خواهيم تصوير از اين موضوع نيز يك قدم جلوتر رود؛ يعني علاوه بر شرح موضوع، به محتوا و غناي آن نيز بيفزايد و در واقع سواد بصري مخاطب را بالا ببرد و دنياي نويسنده را در ذهن خواننده عميق تر و ماندني‌تر كند. هر چه اين ارتباط تنگاتنگ‌تر شود ارزش بصري آن تصوير نيز افزايش خواهد يافت.

طلايي در تشريح ميزان استقلال تصوير و عدم وابستگي آن به متن براي كار تصوير سازي و استريپ نيز مي‌گويد:
ـ در شرح يك تصوير، اگر قرار است هيچ متني به كار نرود، بايد آن را نقاشي بناميم. اين دقيقا به اين معناست كه ذهنيت تصوير مستقلا مورد نظر ما باشد و محتواي خاصي غير از خود آن محتوا براي آن نياز نداشته باشيم. اما تصويرساز براي متن و محتواي معيني تصوير ايجاد مي‌كند. اين محتوا را هم يا نويسنده ايجاد كرده و يا تصويرگر، در ذهنش آن را پرورانده است. وقتي صحبت از بيان احساسات و بيان خويشتن

هرچه گروه سني مخاطب پايين‌تر باشد، ارتباط بين متن و تصوير بيش‌تر مي‌شود، تا جايي كه گاهي متني در كار نيست و تصوير به خودي خود حاوي متن نيز خواهد بود
دروني انسان سخن به ميان مي‌آيد، يك اثر هنري شكل مي‌گيرد كه نمايانگر حس آن هنرمند است. در تصويرسازي خيلي آزادي عمل نداريم و بايد پايبند به محتوايي باشيم كه به ما داده‌اند يا آن را در ذهن خود بر اساس متن ايجاد كرده‌ايم. ميزان موفقيت يك فرد به انتقال مناسب اين متون وابسته است و عيار كار او نيز به اين صورت معين مي‌شود. در واقع ارزش تصويرسازي به انتقال محتوا و سهل‌الوصول بودن و عميق بودن يك موضوع است.

با اين مقدمه، بايد پرسيد آيا جنس تصاوير موجود در كميك استريپ، نقاشي است يا تصوير سازي؟
طلايي معتقد است:
تصاويري كه در كميك استريپ مي بينيم، ساختاري است مابين سينما و تصويرسازي؛ زيرا تصاويري است كه برخي عناصر سينمايي را وام گرفته و با تلفيق آن‌ها به خود شكل داده است. در استريپ، پلان‌بندي‌ها، تركيب‌ها و زاويه‌هاي ديد از نگاه سينمايي توليدكننده وام گرفته مي‌شود. تنوع تصوير، رويكرد و عمق آن‌ها را نيز تصويرسازي معين مي‌كند. در كميك استريپ، بر خلاف سينما، تصاوير به واقعيت نزديك‌تر است .

يكي از نكاتي كه به درك درست ما از كميك استريپ كمك مي‌كند، آگاهي يافتن به عناصر و داشته‌هاي آن است؛ اين‌كه بدانيم محتواي آن بر چه اساسي شگل گرفته است. طلايي عناصر يك اثر كميك استريپ را اين‌گونه بيان مي‌كند:
ـ بر خلاف تصويرسازي كه يك كادر و فريم داريم، در استريپ، به تعداد زيادي كادر و فريم نياز داريم و اين تكثر كادر و فريم هستند كه متن را تعريف مي‌كنند و رابطه تنگاتنگ متن و تصوير در اين‌جا خود را نشان مي‌دهد. هر فريم براي خود حرفي براي گفتن دارد و خود را مستقلا شرح مي‌دهد؛ ولي ماندگاري تصاوير در كميك استريپ به مراتب بيش‌تر از يك مجموعه تصويري سينمايي است. تصاوير و متون كوتاه كميك استريپ، با تعريف خود، برداشت نهايي را در ذهن خواننده شكل مي‌دهد.

مهم‌ترين كاركرد كميك استريپ براي ما روايتي است كه از داستان ارائه مي‌دهد؛ ولي آيا يك اثر استريپ داستان‌ساز است و يا روايت‌كننده محض داستان؟

طلايي مي‌گويد:
ـ نوع داستان‌گويي كميك استريپ به نوع كاركرد سينمايي آن وابسته است. در كارهاي سينمايي، همانند كارهاي استريپ نوين، در يك نما سه كادر متحرك و در ارتباط با هم ديده مي‌شود. اين
در شرح يك تصوير، اگر قرار است هيچ متني به كار نرود بايد آن را نقاشي بناميم اين دقيقا به اين معناست كه ذهنيت تصوير مستقلا مورد نظر ما باشد و محتواي خاصي غير از خود آن محتوا براي آن نياز نداشته باشيم. اما تصويرساز براي متن و محتواي معيني تصوير ايجاد مي‌كند
در واقع همان ارتباط منطقي بين تصاوير است كه در كميك استريپ آن را به خوبي لمس مي‌كنيم. عمق داستاني و ميزان تحركي كه از تصاوير مد نظر داريم در بيان متحرك آن‌ها تامين خواهد شد و آثار استريپ هم مشغول‌ بهره‌ بردن از اين فلسفه است، با اين تفاوت كه استريپ، دوبعدي است و كار سينمايي، سه بعدي. و لذا اكثر مخاطبان جدي سينما مخاطب كار استريپ نيز هستند.

صرف نظر از نوع روايت، يك اثر استريپ را از كدام دريچه بايد نگريست؟ آيا يك اثر تصويري روايت‌كننده همان چيزي است كه تنها خود قادر به روايت آن است و يا راوي عناصر مستتر در متن؟

مدير انتشارات طلايي مي‌گويد:
ـ من اين موضوع را از اين دريچه مي‌بينم كه تنوع تصويري در كتاب‌ها، باعث جذب مخاطب خواهد شد و لذا اگر يك اثر استريپ، مخاطبان زيادي را جذب كند، بسيار مطلوب است؛ زيرا اين كاركرد در كشور ما كم رخ مي دهد و اين به دليل درك نادرست ناشران از اين موضوع است. در بسياري از كشورها بهره‌برداري‌هاي قابل توجهي از اين موضوع صورت گرفته و گستره كاري بسيار وسيعي براي طراحان حرفه‌اي آن به وجود آورده است.

در كميك استريپ، غالبا از تصاويري رئاليستي براي بيان مطالب بهره مي‌گيرند. به اين معني كه يك اثر استريپ، برخلاف تصويرسازي ـ كه بر پايه تصاوير انتزاعي و تك فريمي تراوش شده از ذهن يك تصويرگر شكل مي‌گيرد ـ بر اساس حالات و شكل‌هاي صحيح و گوناگون يك موضوع و كنش هاي گوناگون آن شخصيت به وجود مي آيد.
در كشور ما، تعداد تصويرگراني كه بر اساس درك درست هنري كار مي‌كنند بسيار كم هستند؛ از اين رو بايد كار اين تعداد اندك، به خوبي درك شود.

آيا كميك استريپ، محاطب را از متن بي‌نياز مي‌كند؟

طلايي معتقد است:
ـ خيلي از نويسندگان اعتقادي به تصويرگري ندارند و خواهان درگيري ذهن مخاطب با اصل داستان هستند. از نظر اين افراد، درونمايه اثر بايد بدون واسطه توسط مخاطب درك شود. از نظر اين افراد، كتابي كه تصويرگري ندارد، به تعداد خوانندگانش درونمايه خواهد داشت؛ اما تصوير، ذهن مخاطب را به ذهن تصويرگر آن نزديك مي‌كند. اما بايد توجه داشت مخاطبان ما يك دست نيستند و بايد براي مخاطبان مختلف خوراك هاي گوناگون فراهم كنيم. بعضي از افراد با خواندن متن با آن ارتباط نمي گيرند و به فتو رمان توجه بيش‌تري نشان مي‌دهند. ما بايد براي سلايق مختلف خوراك‌هاي گوناگون تهيه كنيم.

طلايي در تشريح وضعيت امروز كميك استريپ و نيز جهت‌گيري مورد نياز براي حركت آن مي‌گويد:
ـ بحث كميك استريپ در كشور ما از مدت‌ها
تنوع تصويري در كتاب باعث جذب مخاطب خواهد شد و لذا اگر يك اثر استريپ، مخاطبان زيادي را جذب كند بسيار مطلوب است؛ زيرا اين كاركرد در كشور ما كم رخ مي دهد كه آن هم به دليل عدم درك صحيح ناشران از اين موضوع است
قبل به صورت ابتر وجود داشته است و در حد چندين مصاحبه در 12 سال قبل و مخالفت‌هاي بي مورد درباره آن ناتمام ماند؛ ولي اكنون نياز به اين نوع كار ملموس‌تر شده است.

در همه جاي دنيا درصد قابل توجهي از آثار مكتوب را كميك استريپ تشكيل مي‌دهد و اين‌گونه هم نيست كه تنها به موضوعات طنز محدود باشد؛ بلكه زندگي‌نامه قهرمانان ملي و ورزشي و حتي ادبيات كلاسيك جهان در قالب كميك استريپ ارائه مي‌شود. ما در خيلي از تصويرسازي‌هاي قديمي خود، ردپاي استريپ را مي‌بينيم. حتي در نقاشي‌هاي قهوه‌خانه‌اي و يا كتاب‌هاي چاپ سنگي. ولي آن را رشد نداده‌ايم. امروزه براي رشد كميك استريب و خارج كردن آن از انزوا به يك جهش نياز داريم.

تصويرساز ايراني با كمك هويت ايراني ـ اسلامي خود مي‌تواند فرهنگ كشور خود را در قالب استريپ به جهان معرفي كند. همان‌طور كه در سينما به بومي‌سازي مشغوليم، در كار استريپ هم مي توانيم آن را صورت دهيم. كميك استريپ، يك تكنيك حاص ندارد و تنوع آن زياد است. در اين مقوله با يك تكنيك روبه‌رو نيستيم. شيوه‌هاي كار متفاوت است و ذهنيت هنرمند و وابستگي‌هاي دروني اوست به كارش هويت مي‌دهد. ممكن است در اين راه حتي به تصاوير و فرم‌هاي بكر و جديد برسيم كه مخاطب را نبه وجد بياورد. البته بايد توجه داشت كه هزينه‌هاي كار استريپ زياد است و اين، محدوديت ايجاد مي‌كند. از اين رو بايد توسط نهادهاي فرهنگي حمايت شود تا تصويرسازان هم كار را رونق دهند و هم احساس رضايتمندي بكنند. 

كاظم طلايي، سال 1342 در يكي از روستاهاي همدان به دنيا آمد. سال 1359 ديپلم خود را در رشته رياضي گرفت و سال 1361 مدرك فوق ديپلم را در رشته آموزش ابتدايي از «دانشگاه شهيد رجايي» اخذ كرد. 

وي چند سالي در مدرسه‌هاي روستايي به تدريس پرداخت. سپس تحصيلاتش را در دانشكده هنر تهران ادامه داد و در سال 1365، گواهينامه كارشناسي گرافيك، در سال 1369 كارشناسي ارتباط تصويري و در سال 1372، مدرك كارشناسي ارشد پويانمايي (انيميشين) را دريافت كرد. 

اين هنرمند كه مرحله ممتاز خوشنويسي را هم گذرانده، ضمن داوري در چند جشنواره تصويرسازي كشوري و بين‌المللي و داوري چندين دوره جشنواره مطبوعات كودك و نوجوان و تصويرگري متن و روي جلد بيش از يكصد كتاب كودك و نوجوان و بزرگسال را هم به انجام رسانده و با مطبوعات مختلف اين گروه‌هاي سني از جمله به عنوان مديريت هنري مجلات رشد همكاري داشته است.

کد مطلب : 24533
ارسال اين مطلب به دوستان دريافت فايل مطلب نسخه قابل چاپ
كاظم طلايي: درك صحيحي از كميك استريپ وجود ندارد
گزارشگر : حميد نورشمس
تايپ فارسیتايپ انگليسی
آدرس ايميل :
نظر شما :
نمايش آدرس ايميل