از جمله ضروريات يك ترجمه درست، دقت در نوشتن اسامي خاص است؛ ضرورتي كه اين روزها در ترجمه كتبي و شفاهي از زبانهاي بيگانه به زبان فارسي، خيلي جدي گرفته نميشود._
خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، سعيد سعيدي: در برخي از كتابها به اسامي خارجي افراد، مكانها، گروهها و... برميخوريم كه در يك كتاب، روزنامه يا مجله ديگر با ديكتهاي متفاوت نوشته شده است يا در بيان شفاهي آن توسط گزارشگران و مفسران به گونهاي ديگر بيان ميشود.
در اين ميان، اسامي اهالي ورزش و سينما به علت پرمخاطب بودن اين حوزهها و مكتوبات و گزارشهاي رسانهاي، بيشتر مورد آزمون و خطا قرار ميگيرد.
دايره اين آزمون و خطا به حدي گسترده است كه خوانندگان رسانههاي مكتوب و مخاطبان رسانههاي ديداري و شنيداري، گاهي دچار سردرگمي ميشوند.
بهانهاي براي شروع
اخيرا نشر «علم و حركت» كتابي با عنوان «روانشناسي كاربردي در فوتبال» منتشر كرده كه نويسنده آن «اريكسون» چهره سرشناس مربيگري فوتبال جهان است.
اين پيرمرد سوئدي كه اخيرا از سرمربيگري تيم منچسترسيتي انگليس بركنار شده، با تصدي سمت سرمربيگري تيم ملي انگليس به اوج شهرت رسيد.
و اما حكايت ارتباط اريكسون با اين گزارش و بسياري از گزارشگران تلويزيوني و راديويي و همچنين نويسندگان و مترجمان مطبوعات: مدتها بحث بر سر اين موضوع بود كه نام اين مربي با «سون» است يا «اسون» و اين اختلاف در رسانهها شنيداري و ديداري به همراه روزنامهها و مجلات ورزشي، بيشتر ديده ميشد.
بعد از مدتها اين اجماع حاصل شد كه «اسون» (با كسره الف) درست است و حالا كتابي كه نشر علم و حركت منتشر كرده، به اختلافي جديد دامن ميزند. در حالي كه بسياري، نام كامل اين مربي را «اسون گوران اريكسون» تلفظ ميكنند و مينويسند، در كتاب روانشناسي كاربردي فوتبال، نام اين مربي به عنوان يكي از مولفان اين كتاب «اسون

بسياري از مترجمان به ريشهيابي يك نام خاص نميپردازند، در صورتي كه بايد براي نوشتن يا تلفظ يك اسم خاص به ريشه آن دقت كرد. بايد توجه داشت كه يك بازيكن ورزشي يا يك بازيگر عرصه سينما و تلويزيون اهل چه كشوري است و در آن كشور چه زبان و ادبياتي حاكم است و آن اسم چگونه تلفظ ميشود
يوران اريكسون» نوشته شده است.
مجتبي الميري، مترجم اين كتاب كه دانشجوي مقطع كارشناسي ارشد رشته تربيت بدني است و در فوتبال نيز تخصص دارد، تاكيد ميكند: نام اين مربي «اسون يوران اريكسون» است كه برخي نويسندگان و گزارشگران آن را به اشتباه به «اسون گوران اريكسون» مينويسند و تلفظ ميكنند.
وي ميافزايد: ايراد اصلي اين است كه اكثر مترجمان، به ريشه نام و محل تولد اشخاص توجه ندارند و عموما نام آنها را بر مبناي تلفظ انگليسي بيان ميكنند. در چنين شرايطي به جاي «يوران» در نام «اريكسون» از «گوران» استفاده ميكنند كه البته اشتباه است.
الميري ميگويد: مدتها بود كه در رسانهها، خصوصاً در شبكه سوم سيما نام مهاجم تيم ملي فرانسه را كه قبلا در باشگاه انگليسي آرسنال باز ميكرد، «هانري» تلفظ ميكردند، در صورتي كه «آنري» تلفظ صحيح نام اوست. جالب اينكه ماهها يا سالها طول كشيد تا اين اشتباه در تلويزيون، راديو و روزنامههاي ورزشي كشور ما تصحيح شود.
فردوسيپور هم اشتباه ميكند!
روبن شاهوردي، مدير نشر علم و حركت كه كتاب روانشناسي كاربردي در فوتبال را منتشر كرده است، در اينباره ميگويد: واقعيت اين است كه بسياري از مترجمان به ريشهيابي يك نام خاص نميپردازند، در صورتي كه بايد براي نوشتن يا تلفظ يك اسم خاص به ريشه آن دقت كرد. بايد توجه داشت كه يك بازيكن ورزشي يا يك بازيگر عرصه سينما و تلويزيون اهل چه كشوري است و در آن كشور چه زبان و ادبياتي حاكم است و آن اسم چگونه تلفظ ميشود.
شاهوردي در ادامه بر ضرورت مطالعه بيشتر مترجمان و گزارشگران تاكيد ميكند و ميگويد: ضرورت دارد اين افراد هنگام ترجمه اسامي خاص از كتابهايي مثل فرهنگ نامهاي خاص يا فرهنگ تلفظ نامها، استفاده كنند.
مديرمسوول نشر علم و حركت ميافزايد: طبق فرهنگ نامهاي خاص، سرمربي سابق تيم ملي انگليس «اسون يوران اريكسون» نام دارد و «يوران» درست است نه «گوران» چون اين فرد، سوئدي است و در سوئد به او «يوران» ميگويند نه «گوران» و اين مطلب در كتاب فرهنگ نامهاي خاص نيز به چشم ميخورد.
شاهوردي در واكنش به ايراد خبرنگار ايبنا مبني بر اينكه «اگر حرف شما درست است، پس چرا در رسانهاي فراگير مثل سيما، از عنوان «گوران» به جاي «يوران» استفاده

هنگام تلفظ نام يك ورزشكار يا هنرمند بايد به مليت و خاستگاه و زبان ملي او توجه شود.
ميشود؟»، ميگويد: اين را هم بايد به پاي اشتباه و كم اطلاعي افراد گذاشت! گزارشگر معروفي مثل عادل فردوسيپور هم كه به انگليسي تسلط دارد، اشتباه ميكند.
وي ميافزايد: جالبتر اين كه گاهي گزارشگران يا مترجمان كتاب به چگونگي چينش يك اسم چند بخشي هنگام تلفظ يا نگارش دقت نميكنند. مثلا «اميرعباس» صميمي را امير «عباسصميمي» تلفظ ميكنند يا مينويسند. اين واقعا بد است. البته ويراستاران هم در اين زمينه بايد يار و مددكار مترجمان باشند.
خارجي پيشكش، فارسي را پاس بداريم!
امير حاجرضايي، چهره نام آشناي فوتبال ايران كه سالهاست به عنوان مفسر در عرصه رسانههاي مكتوب قلم ميزند و در تلويزيون نيز به تفسير مسابقات مهم ميپردازد، در اينباره ميگويد: به نظر من، دقت در ترجمه و نگارش و تلفظ نبايد به اسامي خارجي محدود شود؛ بلكه بايد در زبان فارسي نيز دقت كنيم تا مشگلاتي از اين دست به وجود نيايد. من خودم دقت ميكنم هنگام تلفظ كلمه «وجدان»، «و» آن را با علامت كسره تلفظ ميكنم. بعضي افراد، فراغ (با كسره ف) را با فتحه تلفظ ميكنند كه هم معني و هم نگارش كلمه را عوض ميكند. در اين گونه موارد بايد گفت كه دقت در ترجمه اسامي خاص پيشكشمان باشد، بهتر است فارسي را پاس بداريم!
وي كه سابقه عضويت در كادر سرمربيگري تيم ملي فوتبال ايران را نيز دارد، ميافزايد: به نظر من هنگام تلفظ نام يك ورزشكار يا هنرمند بايد به مليت و خاستگاه و زبان ملي او توجه شود. مدتها بود كه نام يك بازيكن اسپانيايي «سرجيو راموس» تلفظ ميشد، اما بعدا گزارشگران و نويسندگان تلويزيون و مطبوعات متوجه شدند در زبان اسپانيولي به اين بازيكن «سرخيو» ميگويند نه «سرجيو». يا زماني كه «كاسياس» حفاظت از دروازه تيم رئال مادريد اسپانيا را بر عهده گرفت، عدهاي نام او را «كاسيلاس» تلفظ ميكردند و مينوشتند چون دو

نويسندگان و مترجمان رسالت بزرگي برعهده دارند و بايد با آگاهي و تسلط كامل به زبان مبدا و مقصد به ترجمه بپردازند
حرف «ال» در نام او به كار رفته است، اما بعد از تحقيق متوجه شدند كه اين دو حرف اصلا خوانده نميشود.
حاجرضايي ميافزايد: اگر كسي به انجام صحيح كاري علاقهمند باشد، براي آن وقت و انرژي ميگذارد و براي تحقيق و مطالعه به كتابهاي مرجع و افراد متخصصي مراجعه ميكند. من معتقدم مترجمان و گزارشگران بايد همواره مطالعه و تحقيق كنند. البته اگر صاحبان قلم نيز به نگارش كتابهاي در اين حوزه اقدام كنند، به ارتقاي فرهنگ جامعه كمك خواهد شد. به نظر من ترمينالوژي يا اصطلاحشناسي بايد جدي گرفته شود.
حاجرضايي كه علاقه زيادي به مطالعه در حوزههاي مختلف ادبي و هنري دارد، ميگويد: مشكلات موجود در اين حوزه هرگز به ورزش محدود نميشود، بلكه مدتها در جامعه اين ابهام وجود داشت كه حرف جيم در نام «جبران خليل جبران» نويسده معروف لبناني، با ضمه تلفظ ميشود يا با كسره! خود من مدتها به دنبال آن بودم كه رمان مشهور محمود دولتآبادي به نام «كليدر» را چگونه تلفظ كنم. آيا حرف «كاف» آن را با «ضمه»، «كسره» يا «فتحه» بخوانم. در نهايت هم يكي از اهالي كوهپايهاي در سبزوار كه رمان كليدر به آنجا مربوط ميشد، تلفظ صحيح آن را به من ياد داد.
وي ميافزايد: نويسندگان و مترجمان در اين زمينه، رسالت بزرگي برعهده دارند و بايد با آگاهي و تسلط كامل به زبان مبدا و مقصد به ترجمه بپردازند.
وي ميافزايد: حتي در عرصه سينما هم چنين مشكلاتي ديده ميشود. مثلا نام جشنواره معروف فيلم در فرانسه كه «كن» است، مدتها به اشتباه «كان» نوشته يا تلفظ ميشد. يا در تلفظ نام كارگردان معروف يوناني به نام «تئو آنجلوپولوس» اختلاف نظر وجود داشت و هنوز هم عدهاي معتقدند بايد آن را «آنگولوپولس» تلفظ كرد.
مسلما، تحقيق و مطالعه مترجمان و گزارشگران براي بيان يا نگارش صحيح اسامي خاص، ضرورتي انكارناپذير است و نگارش، ترجمه و انتشار اينگونه كتابها نيز با گرايشهاي تخصصي نبايد ناديده گرفته شود.