«يوديت هرمان» از نويسندگان نسل جوان آلمان است كه بنا به آنچه مترجم كتاب «محمود حسينيزاد» در مقدمه كتاب نوشته، نويسندهاي نوآور و خلاق است كه آثارش مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفته و در چند كشور ترجمه شده است._
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)رضا قنبري: داستانهاي كتاب «اين سوي رودخانه ادر» به كشف روابط شخصي و خصوصي افراد، تنهايي دروني در دنياي صنعتي و سرمايهداري و لحظههاي خاص و از دست رفته آدمها ميپردازد.
نويسنده با لحني كه تا حدودي گزارش گونه و بيطرف است، داستاني درباره آدمهايي فرورفته در مغاك تنهايي و سردي روابط مينويسد، آدمهايي كه گاه تا مغز استخوان مبتلا به انزوا، تكرار در زندگي و ساده انديشي هستند.
شخصيتهاي آثار او بيشتر از آن كه با

«يوديت هرمان» با نثري زيبا و نگاهي موشكاف، به كشف تنهايي و عزلتنشيني «كوبرلينگ» ميپردازد،شخصيتي كه در حصار خانه و باغ كوچك خود احساس مالكيت، بودن، و لذت ميكند اما با ورود مهماناني ناخوانده دنياي خصوصي و امن او در هم ميريزد، به ويژه كه مهمان ناخوانده دختر يكي از دوستان اوست كه حالا با حضور خود «كوبرلينگ» را به ياد خاطرات گذشته مي اندازد، خاطراتي كه «كوبرلينگ» يك عمراز آن ها فرار ميكرده.
جهان پيراموني و حقايق و واقعيتهاي زندگي رودر رو باشند، با جهان عاطفي- ذهني خودشان روبهرو هستند و در آن جهان دروني زندگي ميكنند، جهاني (دروني) كه پر از لحظات هدر شده و اعتياد به تكرار و روزمرگي است.
در داستان اول كتاب يعني«هيچ چيز جز ارواح» يك زوج آلماني در حال سفري طولاني از سواحل شرقي به سواحل غربي آمريكا هستند، آنها هنگام عبور از كوير ناگزير در يك شهر كوچك كويري اتراق ميكنند تا شب را به صبح برسانند اما در اين شهر نيم مرده آنها با مردي به نام «بادي» آشنا مي شوند كه تمام داستان حول محور او شكل مي گيرد.
در داستان «هيچ چيز جز ارواح» راوي (الن) در لابهلاي شرح خاطراتش، بخشهايي ناگفته و پنهان از شخصيت خودش و همسرش «فليكس» را ميشناسد و كشف ميكند، خاطرات او در واقع كشفي است از سكوت و سكوني كه در زندگي او و همسرش وجود داشته، روابط عاطفي ميان اين زوج آلماني كه در ظاهر به شدت به هم علاقه مند هستند هسته اصلي داستان را تشكيل مي دهد.
نويسنده از همان شروع داستان فضايي ايجاد ميكند كه مخاطب به عمق ركود و روزمرگي زندگي «الن» پي ميبرد زني كه تنها خاطره مهم زندگياش ديدن يك آمريكايي درشت هيكل با رفتاري عجيب اما جذاب است...
در داستان ديگر كتاب به نام «اين سوي رودخانه ادر»، نويسنده نقبي ميزند به عمق لايههاي تنهايي و سكوت و انزواي مردي به نام «كوبر لينگ».
«يوديت هرمان»

نويسنده بيش از آنكه قضاوت كند يا نگاهي خاص و جانبدارانه از شخصيتهاي اين داستان داشته باشد سعي ميكند گزارش بيطرفانهاي از آدمهاي داستان و اتفاقات پيرامون داستان بدهد و به همين واسطه است كه نويسنده در سطور داستانش فضايي ايجاد ميكند كه مخاطب به تحليل و داوري رفتار و افكار آدمهاي داستان بپردازد، او مخاطب را در داستان «آن سوي رودخانه ادر» با تراژدي تلخ «پناه به خلوت و حريم خصوصي» و «فرار از واقعيات و اجتماع» رو در رو مي كند و مخاطب را به سوالاتي در اين موارد مواجه ميكند.
با نثري زيبا و نگاهي موشكاف، به كشف تنهايي و عزلتنشيني «كوبرلينگ» ميپردازد،شخصيتي كه در حصار خانه و باغ كوچك خود احساس مالكيت، بودن، و لذت ميكند اما با ورود مهماناني ناخوانده دنياي خصوصي و امن او در هم ميريزد، به ويژه كه مهمان ناخوانده دختر يكي از دوستان اوست كه حالا با حضور خود، «كوبرلينگ» را به ياد خاطرات گذشته مي اندازد، خاطراتي كه «كوبرلينگ» يك عمراز آن ها فرار ميكرده.
«يوديت هرمان» در لابهلاي سطور داستانش، با توجه به شرح و توصيفي كه از روحيات و رفتار «كوبرلينگ» ميدهد سعي ميكند اين شخصيت را مورد روانشناسي و رفتارشناسي قرار دهد تا مخاطب به عمق «ژرف ساختهاي» ذهني و روحي اين مرد پيببرد.
نويسنده پيش از آنكه قضاوت كند يا نگاهي خاص و جانبدارانه از شخصيتهاي اين داستان داشته باشد سعي ميكند گزارش بيطرفانهاي از آدمهاي داستان و اتفاقات پيرامون داستان بدهد و به همين واسطه است كه نويسنده در سطور داستانش فضايي ايجاد ميكند كه مخاطب به تحليل و داوري رفتار و افكار آدمهاي داستان بپردازد، او مخاطب را در داستان «آن سوي رودخانه ادر» با تراژدي تلخ «پناه به خلوت و حريم خصوصي» و «فرار از واقعيات و اجتماع» رو در رو مي كند و مخاطب را به سوالاتي در اين موارد مواجه ميكند.
داستانهاي كتاب «اين سوي رودخانه ادر» آيينهاي هستند در برابر جامعه صنعتي و سرمايهداري كه در آن روح انزوا طلبي و فرار از مصائب جامعه بر روح همزيستي و زندگي جمعي و عاطفي چيره شده است، داستانهايي كه در آن ها پس زمينه هاي سستي

در داستان هاي اين نويسنده باآدمهايي مواجهيم كه از حال حاضر به گذشته و خرده خاطراتشان پناه ميبرند و لايههاي سكوت و سكون بر تمام اجزا و ايام زندگيشان پيچيده شده است.
در روابط انساني خودش را به رخ ميكشد.
در داستان هاي اين نويسنده باآدمهايي مواجهيم كه از حال حاضر به گذشته و خرده خاطراتشان پناه ميبرند و لايههاي سكوت و سكون بر تمام اجزا و ايام زندگيشان پيچيده شده است.
«يوديت هرمان» شخصيتهايي خلق ميكند كه بازتاب جامعه آلمان و اروپا هستند، شخصيت هايي كه از يافتن رابطه پايدار و مبني بر عاطفه و خلاقيت عاجز هستند و به نوعي در «دم» زندگي ميكنند،آن ها به «روزمرگي» وحشتناكي دچار هستند كه راهي براي فرار از آن پيدا نميكنند، شايد به همين دليل [آينهوار بودن اين داستانها از زندگي اروپا] باشد كه از آثار او در اروپا استقبال شده زيرا مخاطبان اين داستانها، بخشهايي از خودشان را در شخصيتهاي كتاب و زندگي آنها پيدا ميكنند.
مجموعه داستان«اين سوي رودخانه ادر» سال1386با شمارگان2000نسخه و قيمت1600تومان توسط انتشارات افق عرضه شده است.