رضا سيد حسيني از لغزش برخي استادان در انتشار كتابهايي درباره مكتبهاي ادبي غرب سخن گفت.
عصر ديروز، حوزه هنري استان تهران ميزبان رضا سيدحسيني بود تا در اولين جلسه از يك سلسله سخنراني به مدت 10 جلسه، از مكتبهاي ادبي و برداشتهاي ناصواب از اين مقوله در منابع و اذهان سالهاي اخير بگويد.در اين جلسه سيد حسيني گفت:از مدتي پيش ميبينم اين استادان اقدام به انتشار كتابهايي درباره مكتبهاي ادبي غرب كردهاند و در اين كتابها نيز لغزشهاي بسياري به چشم ميخورد و مطالب آنها، شامل نكات گمراه كنندهاي براي دانشجويان است.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، سيدحسيني در آغاز اين جلسه گفت: من همواره مخالف تدريس مكتبهاي ادبي از سوي خودم بودم. چون برداشت شخصيام اين بود كه كتابي دو جلدي تاليف كردهام و استادان هم مشغول تدريس آن هستند.
سيدحسيني قصد خود را از برپايي اين كلاسها، تشويق جوانان به كتاب خواندن و مطالعه بيشتر عنوان كرد و افزود: نخستين گرفتاري ما در نامگذاري مكتب هاي ادبي رخ ميدهد. مثلا اخيرا يكي از اساتيد كتابي نوشته و در آن به مكتبي با نام «كلاسيسم» پرداخته است.
اين پژوهشگر و مترجم ادبي تاكيد كرد: ما هيچ مكتبي به نام «كلاسيسم» نداريم. بلكه «كلاسيسيسم» داريم. اين مكتب در نيمه دوم قرن 17 در فرانسه پا گرفت و معناي آن تقليد از ادبيات

نخستين گرفتاري ما در نامگذاري مكتب هاي ادبي رخ ميدهد. مثلا اخيرا يكي از اساتيد كتابي نوشته و در آن به مكتبي با نام «كلاسيسم» پرداخته است
يونان و روم قديم بود.
سيدحسيني يادآور شد: مشكل اصلي در نامگذاري اين مكتب به فارسي از آنجا ناشي شده كه در مورد مكتب «رومانتيسم»، دو تلفظ به انگليسي و فرانسه وجود دارد. در انگليس «رومانتيسيسم» ميگويند و در فرانسه «رومانتيسم»، به همين دليل تصور شده كه «كلاسيسيسم» هم دو تلفظ دارد.
وي در ادامه با بيان اين كه عدهاي ديگر تصور ميكنند كه مكتب «كلاسيسيسم» در يونان و روم وجود داشته تا به قرنهاي جديد رسيده، تصريح كرد: اين طور نيست. ادبيات يونان كه به تبع فلسفه يونان به وجود آمده بود، مربوط به قرن 4 پيش از ميلاد است و پس از آن، در امپراتوري روم، اصولا اعتنايي به آن نميشد.
اين مترجم ادامه داد: دليل عدم توجه روميها به ميراث ادبي يونان اين است كه روميها عموما جنگجو بودند و اصلا اعتنايي به ادبيات و به ويژه ادبيات يونان كه حكم كشور شكست خورده را در مقابل آنان داشت، نداشتند.
سيدحسيني با اشاره به دو اديب بزرگ روم، يعني «هوراس» و «ويرژيل»، خاطر نشان كرد: ويرژيل به تشويق امپراتور وقت روم و به سفارش او مامور خلق اثري ادبي براي مقابله با ادبيات يونان شكست خورده شد.
او از اين كار دل خوشي نداشت و پس از بيمارياش در اواخر عمر، به دوستانش سفارش كرد كه به محض مرگ او، دست نوشتههايش را كه همان «انهايد» باشد، بسوزانند. ولي دوستانش به سفارش او عمل نكردند و بخت با روم يار بود كه «انهايد» ماند.
وي در ادامه يادآور شد: ماحصل و ميراث فرهنگي يونان نه در رم غربي و امپراتوري رم، كه در رم شرقي و قسطنطنيه

عدهاي ديگر تصور ميكنند مكتب «كلاسيسيسم» در يونان و روم وجود داشته تا به قرنهاي جديد رسيده است. اين طور نيست. ادبيات يونان كه به تبع فلسفه يونان به وجود آمده بود، مربوط به قرن 4 پيش از ميلاد است و پس از آن، در امپراتوري روم، اصولا اعتنايي به آن نميشد
و در واقع، تركيه امروزي باقي ماند.
سيدحسيني در بخش ديگر سخنانش گفت: اروپا از قومهاي مختلف تشكيل شده كه هر كدام گوشهاي را تحت تصرف داشتند و الگوي حكومتي آنها نيز امپراتوري رم بود. گنجينه يونان در قسطنطنيه حفظ شد تا سلطان محمد فاتح آمد و به كتابخانهها حمله كردند و كتابدارها هم با كتابهايشان تا آنجا كه ميتوانستند، به ايتاليا گريختند.
وي تاكيد كرد: در واقع مسلمانها پيش از اروپاييها از اين فرهنگ بهره گرفته بودند و آشنايي اوليه اروپاييها با فرهنگ يونان از طريق ترجمههاي عربي اين آثار بود كه بعدها در قرن 15به لاتين ترجمه شد. پس از اين بود كه اروپاييها با فرهنگ يونان به طور مستقيم تماس گرفتند.
سيدحسيني در ادامه و در پاسخ به سوال يكي از حاضران ناچار از اشاره به سبك باروك شد و آن را با سوررئاليسم مقايسه كرد.
در اين بخش از جلسه يكي ديگر از حاضران سبك باروك و گوتيك را مشابه سبك هندي در شعر فارسي دانست. سيدحسيني مخالفت كرد و سبك هندي را همتاي سمبوليسم عنوان كرد. در ادامه بحث به انحراف كشيده شد و به خواجه نصيرالدين طوسي و ابنسينا رسيد.
سيدحسيني گفت: از لفظ «پوئتيكا» را بايد رفع شبهه كرد. در اين مساله حتي بزرگان ما نيز چون خواجه نصير اشتباه كردهاند. «پوئتيكا» از ريشه يوناني و به معناي آفريدن و ساختن است و منظور از آن، همان طور كه «تودوروف» و «ژرار ژنه» گفتهاند، «راهنماي آفرينش ادبي» است.
وي با اشاره به كلاسهايي در فرهنگسراي نياوران درباره كتاب ارسطو در اين باره ادامه داد: چون لفظ «پوئزيس» به معناي شعر است، لفظ «پوئتيكا» را هم به «فن شعر» برگرداندهاند و تصور ميكنند كه آن كتاب ارسطو درباره صنايع شعري است، حتي خواجه نصير دچار اين اشتباه شده. اما ابنسينا فهميده كه مراد از آن لفظ چيز ديگري است.