خاكهاي كاغذي دلشوره دارند
شعرهاي ضياءالدين خالقي در "دل شورههاي من و خاك كاغذي"، مبتني بر درك خاص شاعر از جريانات مختلف شعر دو دهه گذشته است. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، خالقي در اين مجموعه از زبانهاي مختلفي براي القاي درك خود از پديدهها به خواننده استفاده ميكند. او گاه زباني فخيم را به كار مي گيرد و زماني، زباني بسيار ساده و سهل.
خالقي به پديدههاي محيط پيرامون توجه خاص دارد. چك چك آب و باغها و جادهها و عطرهاي شبانه و سيب و آسمان، در شعر او حضوري مدام دارند. او شاعري انديشمند است و تصاويري را به كار ميگيرد كه از نوعي انديشه گي شاعرانه ناشي شده اند:
چكه / چكه/ چكه/ ميچكد:/ زمان/ از همين شير آبي/ كه دارد هرز ميرود . و در شعر "يك شب باران" ميخوانيم: آن قدر باريد/ كه من به سوگواري انسان/ ايمان آوردم.
شاعر در جستوجوي حلقههاي پيوند بين محيط طبيعت اطراف و دل مشغوليهاي تاريخي زندگي بشري است. زمان در شعر او، يك موتيف دايمي است كه از زواياي گونهگون ظهور ميكند. اين شعرها، در واقع پاسخهاي يك شاعر معاصر است به دردهاي تاريخي انسان از خلال انديشه بر محيط پيراموني.
ولي شعر خالقي از همان نقطهاي ضربه ميخورد كه شعر غالب شاعران معاصر. او موجز نمينويسد و قدر لحظههاي موفق شعرش را نميداند.
"دل شورههاي من و خاك كاغذي" را انتشارات داستان سرا در شمارگان 1200 نسخه و با قيمت 2500 تومان، در زمستان 85 منتشر كرده است. کد مطلب : 4460 |