در عصري كه انسانها به جد ميكوشند فاصلهها را از ميان بردارند و بر سرعت وسايل نقليه بيفزايند . در هر صورت استفاده بهينه از زمان اجباري سفر، امري ضروري به نظر ميرسد و فراهم آوردن زمينه مطالعه و كتابخواني، يكي از گزينههاي مناسب براي پركردن اينگونه اوقات به حساب ميآيد./
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ سوت قطار به صدا در ميآيد و چرخهاي بزرگ آن روي ريلهاي آهني حركت ميكنند.شمارش معكوس براي رسيدن به مقصد آغاز ميشود؛ اما گاهي اين شمارش معكوس آن قدر طولاني است كه چرتزدنهاي گاه و بيگاه، گپ و گفت با همكوپهايها و حتي تماشاي تلويزيون و بازي رايانهاي در قطارهاي شيك و پيشرفته امروزي نيز نميتوانند راه طولاني مقصد را كوتاه و ملال مسافرت را كم كند.
اما شايد راه ديگري هم باشد؛ كتاب و مطالعه. خواندن يك داستان كوتاه يا بلند، گشت و گذاري در دنياي جذاب كتابهاي شعر يا مطالعه يك مبحث سرگرم كننده در كتابچهاي جمع و جور، براي جبران اتلاف وقت.
اگر به همه اينها، زمان حضور مسافران در سالن انتظار پايانههاي مسافري قطارها را هم اضافه كنيم، آن وقت درمييابيم زمان نسبتا زيادي براي مطالعه و گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني وجود دارد كه متاسفانه تاكنون ميليونها ساعت از آن به هدر رفته است.
يكي از مسافران قطار تهران - تبريز در سالن انتظار پايانه مسافري تهران ميگويد: از جمله افرادي ام كه اصطلاحا به آنها «دائمالسفر» ميگويند. مجبورم به خاطر شغلم حداقل 20 روز درماه به سفر بروم. يك بار در قطار تهران - تبريز به پيشنهاد يكي از همسفران، كتابي را در زمينه مديريت و استفاده صحيح از زمان خواندم.

متولي كتاب و كتابخواني در كشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است؛ ولي رجا آمادگي دارد با همكاري اين وزارتخانه، زمينه را آماده كند تا كتاب به ايستگاهها يا قطارها راه پيدا كند و در بين مسافران توزيع شود
كتاب آنقدر برايم جالب بود كه مرا به مطالعه علاقهمند كرد. از آن زمان هميشه دنبال كتابهايي ام كه براي مطالعه در قطار مناسبند. خلاصه اينكه طي اين چند سال، كتابهاي زيادي در قطار خواندهام.
محمد بياضي ميافزايد: من در كيف شخصيام، در كنار مهر و سجاده و مفاتيح الجنان، همواره يك كتاب هم قرار ميدهم و در جريان رفت و برگشت بين تهران و تبريز آن را مطالعه ميكنم. هميشه به خودم ميگويم اگر آن روز با آن همسفر برخورد نميكردم و او مرا به كتابخواني تشويق نميكرد، چه ميشد؟ آيا من هرگز با كتاب دوست ميشدم؟ باور كنيد از روزي كه در مسافرتهايم كتاب ميخوانم، ديگر احساس تنهايي نميكنم.
كم نيستند افرادي كه در جريان سفر با قطار كتاب ميخوانند؛ اما نسبت آنها با افرادي كه كتاب نميخوانند، نسبتي نامتناسب است.
جواني دِشداشهپوش از شهرهاي جنوبي كه قصد سفر به سرزمين گرم جنوب ايران را دارد، خود را محمد پياهو معرفي ميكند. موضوع گزارش را با او درميان ميگذارم. ميگويد: خيلي خوب است كه در طول سفر كتاب بخوانيم، اما خب، نميشود. وقتي من پول خريدن كتاب را ندارم، دويست تومان مي دهم و يك روزنامه ورزشي يا مجله تاريخ گذشته ميخرم و در طول سفر ميخوانم. مگر به ما كتاب هم دادهاند و نخواندهايم!؟
پياهو ميافزايد: قبول داريد كه كتاب گران است؟ قبول داريد؟ باور كنيد ما پول قطار را هم به زور جور ميكنيم. شما كه دستتان ميرسد، به مسوولان قطار بگوييد چهار تا كتاب هم در كوپهها بگذارند. جاي دوري نميرود.
راستي! تا به حال فكر كردهايد اگر چند كتاب در هر كوپه يا واگن قرار دهند يا كتابفروشيها و كتابخانههايي در هر پايانه مسافري قطار وجود داشته باشد ـ و به اصطلاح كتاب را در دسترس مسافران قطار قرار

يك بار در قطار تهران - تبريز به پيشنهاد يكي از همسفران، كتابي را در زمينه مديريت و استفاده صحيح از زمان خواندم. كتاب آنقدر برايم جالب بود كه مرا به مطالعه علاقهمند كرد. از آن زمان هميشه دنبال كتابهايي ام كه براي مطالعه در قطار مناسبند. خلاصه اينكه طي اين چند سال، كتابهاي زيادي در قطار خواندهام
دهيم ـ آمار مطالعه چقدر افزايش خواهد يافت.
در بين مسافراني كه در سالن اصلي ايستگاه راهآهن منتظر سوار شدن به قطارند، آقايي مشغول مطالعه است. «مدير يك دقيقهاي» عنوان كتابي است كه اين مسافر شاهرود در حال خواندن آن است. در پاسخ به سوال گزارش ما ميگويد: مگر ميشود كسي با كتاب و كتابخواني مخالف باشد؟ البته شايد افراد بيسواد اينطور باشند! براي من كه يك دبيرم، كتاب و كتابخواني يعني همه چيز. من با قطار سفر ميكنم؛ اما همسفر و همدم من اين موجود آهني نيست، بلكه كلماتند كه بر ريل خطها حركت ميكنند.
زماني كه در كتابهاي مقطع ابتدايي، درس «دهقان فداكار» و ماجراي شجاعت او را ميخواندم، هميشه آن را در ذهنم مجسم ميكردم. وقتي براي اولين بار سوار قطار شدم، پيش خودم گفتم اي كاش ريزعلي جلوي قطار ما را هم بگيرد تا او را ببينم. حالا كه خودم داراي دو فرزندم و چندين شاگرد در مدرسه دارم و به آنها درس ميدهم، ميگويم اي كاش پاي داستانهايي زيبا مثل دهقان فداكار را به واگنها، كوپهها و صندليهاي قطار باز كنيم تا همه مسافران از بچهها گرفته تا آدمهاي مسن، با خواندن اين داستانهاي زيبا، لحظاتي فراموش نشدني را در ذهن ثبت كنند.
به جز مسافران، كاركنان قطار و پايانههاي مسافري قطار نيز افرادي اند كه ساعات زيادي را در اين پايانهها يا قطارها ميگذرانند و فراهم آوردن امكان مطالعه براي آنان نيز مفيد خواهد بود.
احمد سعيدي كه كارش را در راهآهن با سوزنباني شروع كرده و حالا رييس قطار است، ميگويد: خيلي اهل مطالعه نيستم، اما چون به ورزش بوكس علاقهمندم، بدم نميآيد كه اگر فرصتي شود، كتابهايي در زمينه اين رشته ورزشي بخوانم.
او با اشاره به وظايف زياد كاركنان يك قطار از رييس گرفته تا يك نيروي خدماتي ساده، ميگويد: ما كمتر فرصت مطالعه پيدا ميكنيم، اما اگر بگويم اصلا وقت كتاب خواندن نداريم، دروغ گفتهام. ضمن اينكه اگر كتاب در قطار قرار داده شود، ناخودآگاه ما نيز به خواندن آنها تشويق ميشويم.

از سالها پيش امكاناتي چون نمايش فيلم را براي آنها فراهم كردهايم. البته پر كردن اوقات فراغت مسافران با كتاب هم ميتواند گزينه مناسبي باشد
رجا آماده است مسعود جهاني، رييس گروه ارتباطات قطارهاي مسافري رجا از فعاليتهاي اين شركت براي گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني بين مسافران قطار خبر ميدهد و براي اينكه علاقهمندي خودرا به مقوله كتاب و كتابخواني بيان كند، ميگويد: من دو سه كتاب درباره قطار براي كودكان نوشتهام؛ «سفر خوب با قطار» و «يادها و خاطرهها» (زندگينامه شهيد بهنام محمدي) .
جهاني با اشاره به اينكه پركردن وقت مسافران قطار، از دغدغههاي مسوولان اين شركت نيز هست، ميگويد: براي اين كار، به ذوق و سليقه مسافران نگاه ميكنيم. از سالها پيش امكاناتي چون نمايش فيلم را براي آنها فراهم كردهايم. البته پر كردن اوقات فراغت مسافران با كتاب هم ميتواند گزينه مناسبي باشد.
وي از حمل و نقل مسافر با قطار به عنوان ماموريت اصلي شركت مسافري رجا نام ميبرد و در عين حال ميافزايد: متولي كتاب و كتابخواني در كشور ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است؛ ولي ما آمادهايم با همكاري اين وزارتخانه، زمينه را آماده كنيم تا كتاب به داخل ايستگاهها يا قطارها راه پيدا كند و در بين مسافران توزيع شود.
جهاني با اشاره به وجود كتابخانههايي بسيار كوچك در برخي از قطارهاي اين شركت ميگويد: قصد داريم پروژه «كتاب مسافر» را امسال اجرايي كنيم. با يكي از شركتهاي تعاوني هم در حال مذاكرهايم و توافقات اوليه هم حاصل شده است. بر اساس اين طرح، چهار عنوان كتاب ـ هر يك در شمارگان پنج هزار نسخه ـ را بين مسافران شركت رجا، رايگان توزيع ميكنيم. گزيدهاي از اشعار امام خميني(ره) و شاعران متعهد كشور، سلامت و بهداشت، موضوعات اين كتابها يند.

قصد داريم پروژه «كتاب مسافر» را امسال اجرايي كنيم. با يكي از شركتهاي تعاوني هم در حال مذاكرهايم و توافقات اوليه هم حاصل شده است
وي ادامه ميدهد: وظيفه ما، ايجاد بستر لازم براي گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني در بين مسافران قطار است، اما به هيچوجه نميتوانيم وارد قضاياي مالي اين طرحها شويم و بايد شركتهايي وظيفه حمايت مالي از اين طرحها را برعهده بگيرند.
شركت رجا، شركتي زيانده است؛ چون هزينه دريافتي ما از مسافران، تقريبا يك پنجم قيمت تمام شده بليت است و بقيه اين خسران مالي از سوي دولت در قالب يارانه پرداخت ميشود. بنابراين وظيفه اصلي ما، حمل و نقل مسافر و توسعه شبكه حمل و نقل مسافري است. با اين حال اگر شركتها يا وزارتخانهها بخواهند در اين زمينه قدم بردارند، ما نيز آنها را همراهي ميكنيم.
وي در پاسخ به پيشنهاد ايبنا، مبني بر اختصاص يك واگن يا كوپه از هر قطار به كتابخانه، ميگويد: اين امر به دلايل مختلف، از جمله استاندارد كشنده قطار (لوكوموتيو) و كمبود شديد ظرفيت قطارها براي حمل و نقل مسافر، عملي نخواهد بود. در عين حال ميتوان به طرحهايي چون ارائه كتاب در قالب تكنولوژيهاي ارزانقيمت و سهلالوصول، نظير لوح فشرده فكر كرد.
رييس گروه ارتباطات قطارهاي مسافري رجا، همچنين از وجود آرشيو تخصصي در مراكز گوناگون اين شركت خبر ميدهد كه كتابهاي گوناگون همراه با فيلم و لوح فشرده را در خود جاي دادهاند و كاركنان اين شركت از آن استفاده ميكنند.
وي درباره امكان مطالعه براي كاركنان داخل قطار نظير لوكوموتيورانان، نيروهاي انتظامي و روساي قطار ميگويد: فقط روساي قطار و لوكوموتيورانان زير نظر شركت رجا كار ميكنند. اين افراد ميتوانند از آرشيوهاي شركت و كتابهاي موجود در قطارنيز استفاده كنند.