در نشست بررسی رمان «سفر به گراي 270 درجه» مطرح شد نقش شخصیتهای الگو و کهن ادب فارسي در ادبيات دفاعمقدس
ادبيات دفاع مقدس نخستین موقعیتی است كه در آن شخصیتهای الگو و کهنی از ادبيات فارسي كنار هم قرار ميگيرند. در رمان «سفر به گراي 270 درجه» این شخصيتها ملموستر ساخته ميشوند و حرفهاي بسیاری براي گفتن دارند. به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) نشست نقد و بررسي رمان «سفر به گراي 270 درجه» با حضور احمد دهقان، نویسنده کتاب، رضا اميرخاني، داستاننویس و ابراهيم زاهديمطلق، نويسنده و روزنامهنگار در فرهنگسراي بانو برگزار شد.
ابراهيم زاهديمطلق در آغاز این نشست گفت: شانس داشتم رمان «سفر به گراي 270 درجه» را قبل از چاپ بخوانم. وقتي دستنوشتههاي احمد دهقان را خواندم، از سادگی و روانی آنها تحت تأثير قرار گرفتم. در اين كتاب انبوهي از خاطرات جنگ جمع شده بود كه در ذهن دهقان وجود داشت. نكته برجسته كتاب همين است كه خاطرات نویسنده را از جنگ حمل ميكند و ريز و دقيق و حتي وجب به وجب خاك جبهه را به تصوير ميكشد. همانند نوجواني 15 ساله كه ميخواهد چشمش را روي دنيا باز كند. يكبار هم بعد از اين كه تقريباً كار تمام شده بود، نویسنده در جمع دوستان داستاننويس فصل اول را خواند.
زاهديمطلق افزود: احمد دهقان در حدود 15 سالگي وارد جنگ شده و به قول خودش تا آخر جنگ در جبهه بوده است. وقتي هم از جنگ برميگردد، شخصيت وي شكل گرفته است. معتقد است كه جنگ او را نويسنده كرده است و اگر وارد جنگ نميشد مهندس مخابرات يا مردمشناس ميشد.
این روزنامهنگار تصریح کرد: من گفتوگوهايي با احمد دهقان داشتم. ميگفت که نميخواهد پاورقينويس روزنامه باشد و دوست دارد براي كتاب كار كند و نويسنده شود. به همين دليل كار را جدي گرفت و در حدود يكسال بيش از 300 رمان خواند. گفتنش كار آساني است و فقط اهل كتاب ميدانند چه ميگويم. سپس اراده كرد بنويسد.
وي در ادامه يادآور شد: وقتي كار نوشتن «سفر به گراي 270 درجه» تمام شد با احمد دهقان صحبتي داشتم. مرا ياد استيون اسپيلبرگ انداخت كه بعد از ساخت فيلم «نجات سرباز رايان» گفت: ميخواستم چيزي بسازم كه اگر كهنهسربازان بعدها ديدند، بگويند این فيلم شبيه جنگ يا جنگ شبيه اين فيلم بوده است. دهقان هم گفت كه اين كتاب را نوشته تا بچههايي که در جنگ بودند، اعم از بسيجي، ارتشي و سرباز بگويند اين رمان شبيه جنگ و يا جنگ شبيه اين رمان بوده است.
نويسنده كتاب «نسل باروت» اظهار داشت: كارهاي ديگر احمد دهقان مانند: پرنده و تانك، سال بازگشت، روزهاي آخر و ستارههاي شلمچه خواندني هستند. با توجه به اين كه كتابهايي در قالب زندگينامه و خاطره نويسي و حتی براي كودكان و نوجوانان دارد، در کتاب خاطره «روزهاي آخر» هم شخصيتپردازي كرده است.
زاهدي مطلق افزود: در رمان «سفر به گراي 270 درجه» شخصيت ناصر واقعي و از دوستان صميمي احمد دهقان است که در جبهه شهيد ميشود. حضور ناصر را در همه جاي كتاب و زندگی نویسنده ميتوان احساس كرد. حتي دهقان اسم ناصر را براي پسرش انتخاب ميكند. ناصر به مرخصي میآید تا امتحان بدهد. از طرف دوستان مؤاخذه ميشود كه از جبهه برگشتهاي تا درسخوان بشوي و از طرفي به وسيله تلگراف و تلفن به جبهه فراخوانده ميشود تا در عملياتي كه در پيش است، شركت کند. عراق در منطقه جنگی، در زاویه 270 درجهاي ما بود و سفر به گراي 270 درجه معنی سفر به منطقه جنگي دارد.
نويسنده كتاب «سقوط در سكوت» ادامه داد: مهمترين و بزرگترين كار و اتفاق در كارهاي احمد دهقان تصويرگري و تصويرپردازي اوست. در اكثر كارها طبيعت را دخالت داده و با جزء جزء شنهاي بيابان تصوير سازی كرده است. دهقان در اين كتاب موفق شده از آدمهاي آن زمان هم تصويرسازی كند. در جايي رزمندهاي را توصيف ميكند كه خون زخمش ميجوشد و شنهاي روي صورتش را ميشويد.
اين نويسنده و روزنامهنگار افزود: ادبيات حاكم بر جنگ، ادبيات حاكم بر «سفر به گراي 270 درجه» است. در جايي دوست ناصر آمده است كه وي را به جبهه ببرد. صحنههاي شوخي و طنزهاي جبهه را ميبينيم. ميتوان گفت تلميح به كار گرفته شده است. مانند اين جمله: «اومدني هستي يا ميخواهي بروي كوفه مطب بزني!» که يك نگاه انتقادي به رفتار ناصر دارد.
زاهدي مطلق گفت: گاهي اوقات آنقدر اطلاعات از جبهه در اين رمان سرازير ميشود كه واقعاً با كمي از اين اطلاعات ميتوان رمان ديگري نوشت. اطلاعاتي كه دهقان در اين رمان آورده، پردازش شده است و كسي كه جنگ را نديده ميتواند با آنها جنگ را درك كند. حتی بعد از فصلهاي دو و سه، رمان اتفاق محور ميشود.
وی افزود: چند نشانه در آثار احمد دهقان هستند كه بارها ديده ميشوند. قطار، كاميون و نشانههايي از طبيعت كه نوع توصيف آنها متفاوت است. در كتاب «روزهاي آخر» كاميونها و اتوبوسها كاملاً گلمالي و استتار شده و پر از بسيجي هستند و به سمت خط ميروند. نویسنده سكوت داخل اتوبوس را توضيح ميدهد و از دايرهاي در شيشه جلو غروب خورشيد را توصيف ميكند كه در حال دست و پا زدن است. در حالی که اتوبوس به سمت خطر و مرگ ميرود.
در ادامه نشست نقد و بررسي رمان «سفر به گراي 270 درجه» رضا اميرخاني گفت: این رمان در زمان چاپ اول بهترين كتاب دفاع مقدس بوده است و نظيري در ادبيات و رمان دفاع مقدس ندارد. همين كه كتابي جزو نخستین رمانهاي واقعگرايانه است و مخاطبان ادبيات دفاع مقدس هنوز دور هم جمع ميشوند و درباره اين كتاب حرف ميزنند، نشان مانايي اين كتاب است.
نويسنده «من او» افزود: به نظر ميرسد ما دو الگوی كهن در ادبيات امروز داريم که در مقاطع مختلف، بسته به شرايط زمان، گاهی یکی از اين دو بر ديگري پيشي گرفته است. به گمانم كسي كه تاريخ و ادبيات زبان فارسي مديون آن است، حكيم ابوالقاسم فردوسي است. فردوسي در شاهنامه پهلوان ايراني را به ما معرفي ميكند كه به شدت متفاوت با ساير پهلواناني است كه ما در جهان، چه قبلتر و چه بعدتر ديدهايم. نخستین ويژگي پهلوان فردوسي شايد منتقد بودن او به دستگاه و دربار حاكم است و او با آرماني بالاتر از بقاياي نظام زمان خویش به جنگاوري ميپردازد. نكته بعدي كه در جايجاي شاهنامه به شدت ديده ميشود «خردمند»ی است و اين ويژگي پهلوانان شاهنامه است. پهلوان خردمند يكي از ويژگيهاي كهن الگويي ما در ادبيات فارسي است. پهلواناني هستند كه بايد بايستند تا تمدن و فرهنگ فارسي را حفظ كنند.
نويسنده «از به» در ادامه يادآور شد: در دورهاي كه نظامهاي مستقر، استقرار بيشتري پيدا ميكنند و فضاي بستهاي را به وجود ميآورند و زمينه چالشهاي بيروني را كم ميكنند، شخصيت ديگری در ادبيات ايران ظهور ميكند که «رند» است و در اشعار حافظ ديده ميشود. «پهلوان» شاهنامه و «رند» حافظ دو قطبند و هر بار يكي بر ديگري مسلط ميشد.
رضا اميرخاني اظهار داشت: ادبيات دفاع مقدس نخستین جايي است كه پهلوان و رند كنار هم ديگر قرار ميگيرند. گاهي اوقات و در بعضي داستانها مانند «سفر به گراي 270 درجه» تفاوتها و مرزهاي مميز بين پهلوان و رند روشنتر ميشود و گاهي اوقات هم اين دو در هم تنیده میشوند و اينها ويژگيهاي ادبيات دفاع مقدس ماست. با وجود اين كه آثار درخشاني در ادبيات دفاع مقدس خلق شده است، اما هنوز آنقدر بالا نيست كه ما بتوانيم شخصيت كهن الگو شده در ادبيات دفاع مقدس را پيدا كنيم. كشف ويژگيهاي اين شخصيت يكي از وظايف مخاطبان و منتقدان آثار ادبيات دفاع مقدس است.
نويسنده كتاب «بيوتن» افزود: «سفر به گراي 270 درجه» طليعهدار كاروان ادبيات دفاع مقدس است. ما پيش از منتشرشدن اين كتاب در دوران پهلواني دفاع مقدس بوديم و به دوران رندي نرسيده بوديم. امروز پهلوان و رند دفاع مقدس به قدري به هم نزديك شدهاند كه ما يك شخصيت جديد در ادبيات دفاع مقدس خواهیم داشت.
رضا اميرخاني گفت: رمانهاي خوبي درموضوع دفاع مقدس داشتهايم و داريم و زحمت فراوانی كشيده شده است. ولي به نوعي در آنها فقط به پهلوانان دفاع مقدس پرداخته شده است. براي نخستین بار در رمان «سفر به گراي 270 درجه» شخصيت پهلوان و شخصيت رند، ملموستر ساخته ميشوند و حرفهاي بسیاری براي گفتن دارند.
در ادامه نشست نقد و بررسي، احمد دهقان نويسنده رمان «سفر به گراي 270 درجه» گفت: نويسندگان جهان در هر دورهاي به دنبال بهترين و پربارترين سوژهها ميروند و براي نوشتن، جنگ پربارترين سوژه است. خيليها دنبال اين سوژه ميروند تا داستان خود را بنويسند. «زنگها براي كه به صدا درميآيند» زندگينامه ارنست همينگوي در يك عمليات پارتيزاني و «وداع با اسلحه» او داستان کاملی از زندگي خودش است كه رفته و جنگ را تجربه كرده تا بنويسد.
نويسنده كتاب «سال بازگشت» افزود: ما در زندگي روزمره عشقها و نفرتهاي بزرگي داريم كه همه اينها را در كنار هم و در جنگ میتوان پيدا كرد. جنگ فقط لحظههاي نبرد و ديدن آنها نيست. فراتر و به يك موضوع انساني رسيدن و آن را درك كردن و به بهترين نحو در ديد خواننده قراردادن است. اين جاست كه موضوع جنگ فراتر از زدوخورد و درگيري، ميتواند حرفهاي بزرگتري بزند و همه انسانها در باره آن بيانديشند و حرف بزنند.
احمد دهقان اظهار داشت: به نظر ميرسد جنگ ميتواند سوژههاي بزرگی براي نوشتن بدهد. من به عنوان يك نويسنده ايراني از این منظر به جنگ، زندگي آدمها و موضوعات انساني در جنگ نگاه کردهام و «سفر به گراي 270 درجه» تلاشي در اين راه بوده است.
در پایان نشست نقد و بررسي كتاب «سفر به گراي 270 درجه» احمد دهقان، رضا اميرخاني و ابراهيم زاهديمطلق به سوالات حاضران پاسخ دادند. این نشست عصر سيام مرداد ماه در فرهنگسراي بانو برگزار شد. کد مطلب : 24728 |