«نازنين فراهاني» با اشاره به علاقهاش به مطالعه ميگويد: شايد بهتر باشد در مدارس به ادبيات و فرهنگ غني كشورمان بيشتر توجه شود. حتي ميتوانيم دانشآموزان را بيش از پيش به موزهها و گالريها ببريم و آنها را از نزديك با مشاهير و چهرههاي ماندگار كشورمان آشنا سازيم.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، «نازنين فراهاني» نويسنده و بازيگر جوان سينما و تلويزيون كشورمان، از جمله هنرمنداني است كه علاوه بر حضور مستمر در سينما و تلويزيون، به حوزه ادبيات و مطالعه نيز علاقه زيادي دارد و آن طور كه خودش مي گويد، از كودكي به كتابخواني روي آورده و هنوز هم پس از گذشت بيش از دو دهه نخستين كتابي را كه مطالعه كرده و شور و اشتياقي را كه همراه دوستانش براي خريد كتاب داشته به ياد مي آورد و همه آن خاطرات شيرين را در خاطراتش به ثبت رسانده است.
«نازنين فراهاني» سال 1352 در تهران متولد شد. وي فارغ التحصيل روزنامه نگاري از دانشگاه علامه طباطبايي است. همچنين اين هنرمند، فعاليت مطبوعاتي خود را از سال 1372 تجربه و بازي در سينما را از سال 1378 با فيلم «زير پوست شهر» به كارگرداني «رخشان بني اعتماد» آغاز كرد، سپس در فيلم هايي چون، «فرود در غربت»، «وقتي همه خواب بودند»، «تهران ساعت 7 صبح»، و از «كنار هم مي گذريم» به ايفاي نقش پرداخت.
علاقه «نازنين فراهاني» به كتاب و كتابخواني و همچنين توجه و دغدغه وي به توليد آثار اقتباسي در سينما و تلويزيون، بهانه اي شد كه از او دعوت كنيم تا با حضور در

راستش ميخواهم بگويم چرا اقتباس ادبي كم داريم، ولي بيشتر دلم ميخواهد بگويم دستمان درد نكند كه ادبيات را كمتر دستمالي كردهايم. البته بحث اقتباس ادبي، در كشورهايي كه ميتوان به آنها سينماي خاص خودشان را نسبت داد، مثل ايتاليا يا فرانسه، بحث ديگري است.
محل خبرگزاري كتاب(ايبنا) با ما درباره موضوعات ذكر شده به گفت و گو بنشيند.
«نازنين فراهاني» در آغاز اين گفتوگو گفت: كلاس چهارم دبستان بودم که کتاب برایم جالب شد. شاید علاقه خواهرم به کتاب در این زمینه موثر بود. در مقطع راهنمايي بودم كه كتاب «سه قطره خون» اثر «صادق هدايت» به دستم رسيد، آن كتاب را خواندم. آن زمان چیزی از کتاب نفهمیدم. فقط فهمیدم این کتاب با بقیه فرق دارد. بعد از این سال ها بود که کم کم کتاب های خارجی هم به دستم رسید.
فراهاني با اشاره به اين كه او و همسن و سالانش عاشق و تشنه كتاب و كتابخواني بودند، تصريح كرد: نسل من و دوستاني كه با آنها در ارتباط بودم تشنه و عاشق كتاب و مطالعه بودند. يادم هست، كتاب 10 جلدي «غرش طوفان» را 15 روزه خواندم، بدون اغراق 15 روز.
اين بازيگر ادامه داد: هر کتاب را یک روز درمیان می خواندم و چون کتاب را قرض گرفته بودم باید هر جلد را که تمام می کردم به صاحبش پس می دادم تا بعدی را به من بدهد. من دیوانه کتاب بودم. گاهی دلم برای آن روزها تنگ می شود. نه این که الان کتاب نخوانم ولی عطش آن سال ها چیز دیگری بود. کتاب خریدن و اولین لحظه باز کردن اولین صفحه آن خيلي دلچسب بود. من تب و تاب آن روزها را از یاد نمی برم ؛ یادش به خیر. شاید برای آن بود که من تفریح بیشتری نداشتم. نمی دانم. فقط می دانم با کتاب من همه تفریح های دنیا را داشتم .
وي افزود: در آن سالها كتابهاي تاريخي، ادبي، علمي و... بيش از كتابهاي روانشناسي و عاطفي مخاطب داشت. علاوه بر آن رد و بدل كردن يا هديه دادن كتاب در ميان مردم نيز به يك فرهنگ تبديل شده بود. يادم است من و دوستانم مدام به هم كتاب امانت مي داديم.
بازيگر «تهران ساعت 7 صبح» در ادامه به كاهش قيمت كتاب و تاثیر آن در گسترش فرهنگ كتابخواني و افزايش ميزان مطالعه

آیا ما بچه مدرسهایها را به موزه و گالری میبریم؟ آیا آنها هنرمندان را میشناسند؟ آیا دانشآموزان در مدرسه به درستی با ادبیات و نویسندگان ما آشنا میشوند؟
اشاره كرد و گفت: در آن سالها کتاب ارزان بود. مخاطبان دغدغه خريد كتاب را نداشتند. ما هر پنجشنبه خیابان انقلاب توی کتابفروشی ها پرسه می زدیم و با دست پر و یک دنیا خوش حالی برمی گشتیم. و حالا این روزها كتاب هاي بي كيفيت و كم محتواي 60، 70 صفحه اي با قيمت 2500 تومان به فروش مي رسند.
فراهاني با اشاره به اين كه فاصله مردم از كتاب و كاهش زمان مطالعه تنها به دليل گران بودن كتاب نيست، گفت: عوامل مختلف ديگري هستند كه باعث شده نسل امروز با كتاب بيگانه باشد، در واقع پيشرفت تكنولوژي، تهيه و تكثير انواع بازي هاي جذاب كامپيوتري، توليد فيلم هاي انيميشن و... از جمله مواردي اند كه ديگر زماني را براي مطالعه باقي نمي گذارند.
اين بازيگر تلويزيون به راه كارهاي موجود براي تشويق مردم به كتابخواني اشاره كرد و يادآور شد: بايد شرايطي فراهم شود كه علاقه به مطالعه از دوران كودكي شكل بگيرد. آیا مدارس ما برای شاگردان خود شرایطی را فراهم می کنند که این نیاز از کودکی در آنها به وجود بیاید؟ آیا ما بچه مدرسه ای ها را به موزه و گالری می بریم؟ آیا آنها هنرمندان را می شناسند؟ شاید فکر می کنیم که بچه ها از آثار هنری چیزی دستگیرشان نمی شود و این اشتباه بزرگ ماست که همواره تکرار کرده ایم. چرا مدارس برای بچه ها دوره های بازدید از نمایشگاه های نقاشی و عکاسی ترتیب نمی دهند؟ آیا دانش آموزان در مدرسه به درستی با ادبیات و نویسندگان ما آشنا می شوند؟
فراهاني ادامه داد: مي توان زندگي نامه و خدمات مشاهير كشورمان را همراه با جذابيت هاي تصويري مانند كتاب هاي كميك استريپ و نمايش فيلم هاي انيميشن به

اقتباس ادبي در ايران و در كشوري كه ادبياتش غني و پرمايه است به ندرت اتفاق ميافتد، شايد يكي از دلايل آن، ترس فيلمنامه نويسان از نزديك شدن به آثار ادبي است. به شخصه اميدوارم اين ترس تا اطلاع ثانوي پابرجا بماند!
كودكان و نوجوانان معرفي كنيم.
وي افزود: يكي از دلايلي كه كتاب هاي «تن تن» و «هري پاتر» با استقبال جهاني مواجه مي شوند، همان جذابيت هاي تصويري و نوع پرداختن به شخصيت هاي داستان بوده است.
مهمان گروه فرهنگ و ادب خبرگزاري كتاب ايران در بخش ديگري از صحبت هاي خود به اهميت توليد آثار اقتباسي در سينما و تلويزيون اشاره كرد و اظهار داشت: به عنوان يك شيفته سينما و شيفته ادبيات، هرچه فكر ميكنم ميبينم در اين كم رونقي بازار سينما،همان بهتر كه كمتر سراغ ادبيات ميرويم. زيرا حداقل لطفي كه مي توانيم به ادبیات بکنیم اين است كه آن را خراب نكنيم.
وي افزود: راستش مي خواهم بگويم چرا اقتباس ادبي كم داريم، ولي بيشتر دلم ميخواهد بگويم، دستمان درد نكند كه ادبيات را كمتر دستمالي كردهايم. البته بحث اقتباس ادبي، در كشورهايي كه ميتوان به آنها سينماي خاص خودشان را نسبت داد، مثل سينماي ايتاليا، سينماي فرانسه يا امروزه سينماي هاليوود، بحث ديگري است. اگرچه سينما، هميشه در ذات خود، در به تصوير كشيدنِ آثار ادبي، نميتواند به طور كامل وفادارانه عمل كند و بيشتر فيلمهاي اقتباسي در قياس با اصل خود ضعيف بوده اند. ولی اگر فيلمهاي موفق را جدا از ادبيات و با توانايي و ظرفيت سينما نگاه كنيم، در سينماي دنيا با فيلمهاي موفقي در اين زمينه روبهرو هستيم.
فراهاني با اشاره به اينكه، ذات سينما با ادبيات متفاوت است و ادبيات ميتواند تنها، دستمايه خوبي براي خلق يك اثر خوب سينمايي باشد تصريح كرد: «برباد رفته» يكي از بهترين فيلمهاي كلاسيك سينما، اقتباسي ادبي است. اقتباسي كه تا آنجا كه توانسته به اثر وفادار مانده و

تسلط نداشتن بيشتر فيلمنامهنويسان به ادبيات كشور، مانع نزديك شدن آنها به حوزه ادبيات ميشود و به همين دليل بسياري از فيلمنامه نويسان ما، به جاي رجوع به ادبيات ايراني، بيشتر تمايل به كپي برداري و ايرانيزه كردن فيلمهاي موفق خارجي دارند (كه در اين مورد هم ما هيچگاه موفق نبودهايم)
به جرات ميتوان گفت كه به ماندگاري رمان زيباي «مارگريت ميچل» نيز كمك كرده است.
اين بازيگر سينما خاطرنشان كرد: اين جادوي سينماست. فيلمهايي كه برگرفته از آثار گراهمگرين است نيز، فيلمهايياند كه اگرچه به لحاظ تاثير، قابل قياس با نوشتههاي گرين نيستند، اما فيلمهايي قابل توجه بودهاند. در اين ميان، گاهي نيز كسي مانند فيليپ كافمن، از بس شيفته ميلان كوندرا و رمان بينظيرش «بارهستي» ميشود، دست به اقتباسي ميزند كه ناموفق از آب درميآيد يا تبديل رمان «تصوير دوريانگري» به سينما تأسفبرانگيز است.
اين بازيگر سينماي ايران با اشاره به اين كه اقتباس ادبي در ايران و در كشوري كه ادبياتش غني و پرمايه است به ندرت اتفاق ميافتد، گفت: شايد يكي از دلايل آن، ترس فيلمنامه نويسان از نزديك شدن به آثار ادبيست. به شخصه اميدوارم اين ترس تا اطلاع ثانوي پابرجا بماند!
فراهاني ادامه داد: تسلط نداشتن فيلمنامهنويسان (نه همه آنها) به ادبيات كشورمان، مانع نزديك شدنشان به حوزه ادبيات ميشود و به همين دليل بسياري از فيلمنامه نويسان ايراني، به جاي رجوع به ادبيات ايراني، بيشتر تمايل به كپي برداري و ايرانيزه كردن فيلمهاي موفق خارجي دارند (كه در اين مورد هم ما هيچگاه موفق نبودهايم). شايد به جاي پرداختن به اينكه چرا اقتباس ادبي، در ايران كم اتفاق ميافتد، بهتر باشد به مشكلات مهمتري كه در عرصه فيلمنامهنويسي وجود دارد، بپردازيم.
وي در پايان بااشاره به اين مطلب كه امروزه، ستارهسالاري نيز كار فيلمنامهنويسان را آسان كرده ،افزود: نقشهاي اول فيلمها معمولا تخت و بدون پيچيدگي و نياز به بازيگري در مرحله اجرا، نوشته ميشوند. تنها سختيِ فيلمنامهنويسان ( تأكيد ميكنم به جز عدهاي معدود) نوشتنِ نقشي كوتاه، با پيشبيني اجرايي فوقالعاده است.