گفتوگو با مسوول یک انتشارات بزرگ دولتي که به نظر میآید کمترین میزان نگرانی از بابت حواشی نشر دامنگيرشان شده باشد همواره باجذابيتهاي خاص روبهروست. آنچه از آنها بر میآید، به واقع برآیند میزان باور و تلاش آنها در کارشان است. همان چيزي كه شايد در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به خوبي ملموس است._
خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)ـ كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان براي همه ما شايد اولين جايي بود كه توانستيم لذت ورق زدن يك كتاب را در دستانمان لمس كنيم. خيلي از ما اولين جايي را كه در آن با كتاب مانوس شديم، كتابخانه هاي كانون بوده است. ديديم كه مي توان چند ورقي از يك كتاب را خواند و آنگاه همه آنچه شايد از ترس و يا شوق داشتن چيزي كه تنها متعلق به خودمان باشد، تا كنون آن را پنهان ميكرديم را با همه اطرافيانمان تقسيم كنيم.
سرآغاز قصه گويي نوين و چاپ كتاب براي همه كودكان در ايران بي شك ريشه در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان دارد.
براي ساعتي ميهمان اين مجموعه بوديم و با مدير آن گفتوگو كرديم
سرآغاز كلام ما با حميدرضا شاه آبادي، مدير انتشارات كانون، چگونگي توليد كتاب و فرآيند منتهي به چاپ كتاب در اين مركز بود:
ـ ما براي بررسي كتابهاي ارسالي، تعدادي شوراي تخصصي داريم كه در رشتههاي گوناگون كه براي هر يك از آنها تعريف شده است، فعاليت ميكنند. اين شوراها 10 مورد را شامل ميشود و موضوعات آن نيز داستان كودك، داستان نوجوان، ترجمه، كتابهاي مذهبي و مسائل نظري است. اين شوراها در حوزه هاي تخصصي خود كارهايي را كه به آنها رسيده است بررسي و درباره آن اظهار نظر مي كنند و اين ميتواند در حد تاييد و يا مشروط كردن يك كار باشد.حتي اگر كاري مناسب چاپ تشخيص داده نشود، شورا به نويسنده آن اثر مشورت مي دهد تا اينكه كار آنها تاييد شود. وقتي كتابي در شوراي تخصصي خود مناسب شناخته شد، در شوراي سياستگذاري و با حضور هيات مديره كانون، معاونت توليد، مديريت فروش و اشتراك مجموعه، كتاب از باب سياستهاي مركز و خط كاري و فرهنگي كانون بررسي ميشود. معمولاً كارهايي كه به اين مرحله ميرسند رد نميشود و در مواردي با انجام اصلاحات، مشكل آن رفع ميشود.
وي درباره نحوه انتخاب اعضاي شوراهاي كانون نيز ميگويد:
ـ هر يك از شوراها 5 عضو دارند كه يكي از آنها مديريت انتشارات است و يك نفر نيز از مشاوران و متخصصان كانون كه در استخدام كانون هستند. مابقي از متخصصان و صاحبنظران متخصصند كه از آنها براي حضور در شورا دعوت ميكنيم.
كانون هميشه در ارائه موضوعات گوناگون و متنوع در قالب كتاب براي كودكان براي كودك و نوجوان پيشگام بوده؛ اما آيا سفارشي هم براي توليد كتاب به خارج از مجموعه ميرود؟
شاه آبادي ميگويد:
ـ شوراهاي تخصصي ما تنها كار بررسي آثار رسيده از بيرون مجموعه را به عهده ندارند،

كانون حدود 650 كتابخانه و مركز فرهنگي و هنري ثابت دارد و تعدادي هم كتابخانه سيار و ثابت دارد تعداد 50 كتابفروشي كانون در تهران و به همين ميزان در سراسر كشور ما را همياري مي دهند ما علاوه بر كتابهاي كانون كتابهاي ساير ناشران را نيز مي خريم كه اين كتابها توسط كميته كتاب واحد فرهنگي و كميته انتخاب واحد فروش، براي فروشگاهها و كتابخانه ها انتخاب، تهيه و ارسال ميشود
بلكه در حوزه كاري خود سياستگذاري هم ميكنند. به عنوان مثال، در شوراي متون كهن گزيدههاي نثر فارسي را منتشر ميكنيم. به كساني كه در اين زمينه تخصص داشتهاند نيز سفارش توليد آن را دادهايم. در شوراي ترجمه هم هر چند وقت يك بار كتابهايي را انتخاب ميكنيم و براي ترجمه به مترجمان خارج از كانون ميدهيم. البته تعداد اين موارد زياد نيست؛ اما توجه داريم كه براي موضوعاتي مانند نگارش داستان يا سرايش شعر نميتوان به كسي سفارش داد؛ ولي اشعار موضوعي را ميتوان منتشر كرد.
مدير انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان همچنين درباره فعاليتهاي مكمل توليد كتاب در كانون ميگويد:
ـ ما، در كانون كار اصلي خود را چاپ كتاب ميدانيم؛ اما بعضي كارهاي جنبي را نيز براي تقويت مجموعه در نظر داريم مانند جلسات نقد قصه و يا پژوهش و نگارش براي كتاب.
رمز موفقيت كار يك موسسه نشر ايجاد سيستم مناسبي است براي دريافت ميزان بازخورد يك اثر ميان مخاطبان و كانون نيز براي اين كار برنامه ويژه اي تدارك ديده است.
شاهآبادي در اين باره ميگويد:
ـ مجموعه كانون به واسطه وجود مراكز فرهنگي و هنري متعدد و گستره وسيعي از مخاطبان خود، از كتابهايي كه بيشتر مورد توجه مخاطبانشان قرار ميگيرند و نيز اظهار نظر آنها مطلع ميشود و همچنين كتابهايي كه خوانده نميشود نيز براي ما بازخورد دارد. كتابهايي كه كارت امانت آنها پر شده است، يعني مخاطبان زيادي دارند و علاوه بر همه اينها، گفتوگوي مربيان با كودكان و نوجوانان عضو كانون نيز موثر است. خود مربيان نيز معمولا درباره كتابهاي كانون نظراتشان را براي ما ميفرستند. همه اين موارد، به اضافه فهرست و ميزان فروش كتابها ما از موفقيت يا عدم موفقيت يك اثر آگاه ميكند. ما در بعضي موارد پژوهش هم داريم، مثلا يك پژوهش مفصل درباره نحوه استقبال از كتابهاي ديني انجام دادهايم و اين به ما امكان سياستگذاري مناسب را ميدهد.
وي در پاسخ به ميزان مراكز فعال كانون در سطح كشور نيز ميگويد:
كانون، حدود 650 كتابخانه و مركز فرهنگي و هنري ثابت دارد و تعدادي هم كتابخانه سيار داريم. 50 كتابفروشي كانون در تهران و به همين ميزان در سراسر كشور ما را ياري مي دهند.
شاه آبادي درباره نحوه تامين كتابهاي كتابخانهها وابسته به كانون نيز ميگويد:
ـ ما علاوه بر كتابهاي خودمان بخشي از كتابهاي ساير ناشران را نيز ميخريم. اين كتابها توسط كميته كتاب واحد فرهنگي و كميته انتخاب واحد فروش انتخاب و براي فروشگاهها و كتابخانه ها ارسال ميشود.
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بر اساسي تعريف و ماهيت خود گسترهاي به وسعت تمام مخاطبان كودك و نوجوان دارد؛ اما راه ورود به اين دنياي وسيع و همراه شدن با كودكان و نوجوانان در دنياي آنها چيست؟
ـ مدير انتشارات كانون در پاسخ به اين سوال ميگويد:
ـ از نظر ما، اولين و مهمترين شرط براي چاپ يك اثر، صرفاً اصالت آن است، نه نويسنده اثر. البته از افرادي كار قبول ميكنيم كه سابق بر اين يك كار چاپ شده در حد مقاله يا داستان يا يادداشت داشته باشند. دليل اين امر هم اين است كه اگر به عنوان يك نهاد شناختهشده، اين ميزان توجه را نداشته باشيم، با سيل عظيمي از مراجعهكننده و اثر پيشنهادي روبهرو ميشويم، بدون

سابقه كار يك نويسنده براي ما ملاك نيست و كيفيت كار مهم است گاه نويسندهاي شناخته شده اثري را براي ما آورده و آن را به دليل كيفيت پايين رد كرده ايم، حتي شورا خواستار اين بوده كه اثر با مسووليت نويسنده به لحاظ محتوايي چاپ شود ولي در نهايت به اين نكته رسيديم كه شان كانون از همه چيز با ارزش تر است و بايد از اعتبارمان به درستي دفاع كنيم
اينكه آن افراد اطلاع دقيق از حوزهاي كه مدعي فعاليت در آن هستند، داشته باشند.
پروسه بررسي اين مقدار كتاب بسيار وقتگير و انرژي بر است. با وجود اين، هنوز روزانه تعداد زيادي مراجعه كننده داريم كه به عنوان مثال كتابهاي سطحبندي شده زبان را كه از بازار تهيه و ترجمه كردهاند براي چاپ پيش ما ميآورند. بررسي اين حجم عمده كار، وقت زيادي از ما ميگيرد؛ ولي تلاش ميكنيم از افرادي اثر بپذيريم كه در كار خود خبرهترند. با اين حال، به مسوولان دريافت اثر سفارش كردهايم اگر نويسندهاي كاري را براي بررسي آورد، حتي اگر كار منتشر شده هم نداشت ولي كارش داراي ارزش بود، آن را بپذيرند. از اين هم كه بگذريم، سابقه كار يك نويسنده براي ما ملاك نيست و كيفيت كار مهم است. مواردي بوده كه نويسنده هاي شناخته شده اثري را براي ما آورده اند و آن را به دليل كيفيت پايين رد كردهايم، حتي شورا خواستار اين بود كه اثر با مسووليت نويسنده به لحاظ محتوايي چاپ شود؛ ولي در نهايت به اين نكته رسيديم كه شان كانون از همه چيز با ارزشتر است و بايد از اعتبارمان به درستي دفاع كنيم.
كانون با وجود مشكلاتي كه در بررسي و انتخاب آثار پيش رو دارد، خود نيز از چرخه نوشتن و توليد كتاب براي مخاطبانش غافل نبوده و در اين راه نيز گام برداشته است.
شاه آبادي درباره پروسه توليد كتاب در كانون مي گويد:
ـ كارشناسان ما عمدتا نويسندگان و شاعراني هستند كه در امر نشر و نيز كارشناسي در كميته هاي تخصصي كانون به كار گماشته شدهاند. البته ما شيوهنامهاي براي توليد كتاب توسط اين افراد نداريم. استفاده از نظرات تخصصي اين افراد براي ما مهمتر است.
سخن كه به اينجا ميرسد، از حميدرضا شاهآبادي ميخواهيم نه به عنوان مدير كانون، بلكه به عنوان يك كارشناس ادبيات كودك و نوجوان در ترسيم فضاي ادبيات كودك و نوجوان به ما كمك كند:
ـ فضاي ادبيات كودك و نوجوان، امروز فضايي است آكنده از بيم و اميد. گاه در مقطعي، فضا خيلي سنگين ميشود و ما با بحران خلاقيت روبهرو ميشويم.و به تبع آن كارهاي مناسب به ندرت نوشته ميشوند و در مقطعي بارقههاي اميد در دل اهالي قلم جان ميگيرد و درمييابيم كه شرايط در حال بهبود است.
آنچه در شرايط فعلي وجود دارد پذيرفتني نيست. ما در اين حوزه با فقدان خلاقيت و نوآوري روبهرو هستيم و به نوعي در حال درجا زدنيم. نويسندگان و فعالان ادبي اين حوزه كار را جدي نميگيرند. آثار زيادي را ميخوانيم كه حس ميشود با كمي دقتنظر و بازنويسي ميتواند بهتر و با كيفيتتر ارائه شود. در شوراها مواردي پيش آمده كه از نويسندهاي تقاضاي بازنويسي را كردهايم و او مخالفت كرده يا تمايل نداشته و يا حوصله نداشته يا تعصب به متن از خودنشان ميداده است؛ در كل معدل كار نامطلوب است اما گاهي هم بارقه هاي اميد ديده ميشود.
شاه آبادي در ادامه بيان مي كند: اين امر زاييده شرايط اين روز ما است و در دهه هاي قبل به اين شكل ديده نميشد و ميافزايد:
ـ دهه 60، دهه طلايي ادبيات كودك و نوجوان ما بود. كارهاي زيادي در آن دوره باكيفيت چاپ ميشد. كارهايي كه خيلي از آنها هنوز هم قابل اعتنا و در خور توجهند و با شمارگان بالا چاپ ميشوند. از اواسط دهه 7

آنچه در حال حاضر وجود دارد پذيرفتني نيست ما در اين حوزه با فقدان خلاقيت و نوآوري روبهرو هستيم و به نوعي درحال درجا زدنيم نويسندگان و فعالان ادبي اين حوزه كار را جدي نميگيرند.آثار زيادي را ميخوانيم كه حس ميشود با كمي دقت نظر و بازنويسي بيشتر ميتوانست بهتر و با كيفيت تر ارائه شود
اما، افت و خيز و بيم و اميدي زيادي را ديدهايم. تعداد مدعيان به اين موضوع زيادتر شده، ولي افرادي كه بتوان به آنها اعتنا كرد و حضورشان را مايه اميدواري دانست كمند. ما هيچ محكي براي سنجش توانايي يك نويسنده نداريم. ما در حوزه تصويرگري كتاب كودك چندين دانشكده هنري داريم كه كار تصويرگران را درجهبندي و رتبهبندي ميكنند؛ اما در حوزه نويسندگي، نويسندگان ما خودآموختهاند و مكاني براي تعليم آنها وجود ندارد و اين، گاهي در حد ادعاي فردي هم موضوع را تنزل ميدهد. از سويي كشش بازار نيز تعداد ناشران را افزايش داده و در نتيجه مدعيان اين حوزه نيز به مقدار زيادي به چشم ميآيد.
حال اين سوال مطرح ميشود كه چرا ورود به اين حوزه با اصطكاك زيادي روبهروست و ما نميتوانيم برخوردهاي جزمي با اين حوزه را روانتر كنيم؟ يعني به واقع، خلاقيت از ذهن نويسندگان رخت بربسته است؟
شاه آبادي ميگويد:
ـ مسائل زيادي در اين ميان وجود دارد كه بايد حتما در نظر گرفته شود، يكي از آنها نبود محرك هاي لازم است. ما وقتي كار با كيفيتي را خلق كنيم توقع داريم كه ديده شويم و نام ما پرآوازه شود؛ ولي هميشه اين امكان فراهم نيست. يك فيلمساز با كار خود تا مدتها در معرض ديد مخاطب است؛ ولي يك نويسنده نه، بسياري از افرادي كه با كتاب در ارتباطند ممكن است كار شما را تاييد كنند و يا تاييد نكنند، و تنها يك حق التاليف مختصر عايد نويسنده ميشود. جاذبه هايي كه در ابتدا شما را به كار فرا ميخواند كمكم در نظرتان رنگ ميبازد.
واقعيت تلخ ديگر اين است كه معدل آگاهي در ميان فعالان حوزه ادبيات كودك بسيار پايين است. افراد مسلطي كه كار خود را بلدند كم نيستند، اما نتيجه كلي، مطلوب نيست. اين مساله درمورد منتقدان نيز صادق است. در ادبيات كودك و نوجوان كتابهاي نظري بسيار كم است و ما خيلي در اين موضوع فقيريم. يعني تقريباً كاري كه ما در حوزه نظري ادبيات كودك و نوجوان انجام دادهايم در مقايسه با ساير كشورهاي جهان در حد صفر است. اين موضوع با مراجعه به يك كتابخانه به راحتي قابل درك است. خود آموختگي و ادعاهاي فردي هيچ گاه ما را از اين بنبست رها نميكند.
مساله ادبيات وارداتي از جمله موضوعاتي است كه ما نيز امروزه با آن درگيريم و سنگيني آن را بر شانههاي خود حس ميكنيم. به راستي حدود اين مساله تا كجاست؟
مدير انتشارات كانون ميگويد:
ـ در خود كانون، ما حدود 30 درصد از توليداتمان، ترجمه است. من به شخصه اين ميزان را لازم ميدانم و مخاطب هم به آن پاسخ ميدهد و محركهاي لازم را هم براي نويسندهها ايجاد ميكند. ولي بعضي از موسسه هاي نشر، به طرز نگران كنندهاي به ترجمه بها ميدهند. ترجمههايي گاه نامرتبط با متن اصلي كتاب.
شاه آبادي درباره با ميزان مطلوب ترجمه مي گويد:
ـ من شخصا با ترجمه مخالفتي ندارم. اين خيلي طبيعي است كه بگرديم و بهترين تاليفات نويسندگان متعلق به ساير فرهنگها را شناسايي و براي مخاطب ايراني منتشر كنيم. عدم استفاده از ادبيات ملل ديگر، يعني استفاده نكردن از ميزان زيادي از تجربه نوع بشر و اين صحيح نيست. ما قدرت تشخيص داريم و بر اساس آن

معدل آگاهي در ميان فعالان حوزه ادبيات كودك بسيار پايين است افراد مسلطي كه به خوبي كار ميكنند كم نيستند اما معدل كار پايين است و اين معدل پايين حتي در بين منتقدان نيز ديده ميشود در ادبيات كودك و نوجوان كتابهاي نظري بسيار كم است و ما خيلي در اين موضوع فقيريم
مي توانيم اثر مطلوب جامعه ايراني را تهيه كنيم.
ولي رجوع زياد به ترجمه، آيا جريان تاليف كتاب را كند و تنبل نميكند؟
شاه آبادي در پاسخ، اينگونه موضع ميگيرد:
ـ انتشار آثار ترجمهاي ما را از توليد بي نياز نمي كند. در شرايط طبيعي اين كار نه تنها جاي ادبيات خودي را تنگ نمي كند، كه از خيلي جهات باعث رشد ادبيات ماست. اتفاق بد زماني رخ مي دهد كه ناشراني چشم خود را به كلي به روي اثر ايراني ميبندند و تنها به اين فكر هستند كه كاري حاضر و آماده را منتشر كنند.
ما بايد جلوي اين اقدامات را بگيريم. اگر كارهايي را توليد كنيم كه بتواند از نظر جذابيت و كيفيت نظر مخاطب داخلي را جلب كند، حتما سمت و سوي انتشار كتاب به سمت توليد داخلي حركت ميكند.
در پايان نيز شاهآبادي خصوصيات يك موسسه نشر موفق را اين گونه تبيين ميكند:
ـ ما در كشورمان با تعداد زيادي ناشر اسمي مواجهيم. اين موضوع دلايل زيادي دارد. در گذشته با داشتن چند شرط جزئي مثل داشتن ليسانس و تاهل و سابقه كار فرهنگي ميشد مجوز نشر دريافت كرد. اما بايد توجه داشت كه وجهه فرهنگي، تنها بخشي از وجوه نشر را شامل ميشود و بخش عظيمي از نشر، صنعتي است. طبق اين تعريف، كتاب تنها يك كالاي فرهنگي نيست؛ بلكه يك كالاي تجاري به حساب ميآيد و بايد براي آن بازاريابي و بازارسازي انجام شود. بازاريابي يعني رساندن كتاب در بهترين شكل ممكن به دست مصرف كننده و رساندن و نشاندن سود حاصل از آن در جاي خود به درستي و طي كردن اين پروسه صنعت را به سوي يك پروسه تجاري سودآور سوق ميدهد.
كتابخواني با اين شيوه زياد ميشود و بازار مناسب كتاب را شاهد خواهيم بود. ناشر بايد بتواند دقيقا ًمانند يك كالاي صنعتي روي كتاب سرمايه گذاري كند، آن را معرفي كند و از همه بخواهد كه به آن مراجعه كنند.
با اين شرايط است كه نشر ما توانايي جهاني شدن را پيدا مي كند. همانطور كه يك صنعتگر با توجه به نيازهاي بازار و بعد از اشباع بازار داخلي به صادرات رو ميآورد، اگر ناشر بتواند بازار داخلي را كاملاً تغذيه كند به انديشه جهاني شدن ميافتد. در كشور ما اساساً تعريف كتاب و كتابخواني غلط است. همه ما شنيدهايم كه در خارج از كشور كتابخواني عمومي است؛ اما اين عموميت يعني چي؟ يعني خواندن كتابهايي سبك و راحت كه مختص عموم مردم است. مثلا در ژاپن، مسافران در ايستگاههاي مترو كتابهاي كميك استريپي را ميخرند، در طول سفر آن را ميخوانند و بعد از رسيدن به مقصد آن را به مكانهاي معيني تحويل ميدهند تا دوباره در چرخه توزيع يا بازيافت قرار گيرند. در ايران كتابخواني يك كار جدي و عبوٍس است و كتاب يعني حجمي عظيم از كاغذ و مطلب كه بايد در سكوت محض آن را خواند و اطلاعات زيادي از آن گرفت. خوب، اين تعريف و حجم بالاي مطالب، براي عموم مردم قابل استفاده نيست؛ پس بايد كتابها را تفكيك كرد، كتاب براي سرگرمي، كتاب براي رفع خستگي، براي رفع مشكلات، راهنماي كارهاي منزل، براي يادگيري ورزش، اسباب بازي بچه ها و...
بايد اين فرهنگ عبوس و تيره كتابخواني در كشور ما دوباره تعريف شود و به عقيده من نگاه صنعتي به نشر اين مشكل را حل خواهد کرد.