ايرانيان نخستين تاريخنگاران جهان هستند و گزارشها و كتابهاي كهن بر اين گواهند كه ايرانيان از ارج، بايستگي و تاريخنگاري آگاه بودهاند.
اميد عطاييفرد، پژوهشگر تاريخ ايران باستان با بيان اين مطلب به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: ايرانيان باستان تاريخشان را بر پوست، تومار، كتيبه، و نيز بر ستونهاي سنگي، صخرهها و سينه كوهها مينوشتند.
وي افزود: انبوهي از پيماننامهها (منشور، توقيعات، عهدنامهها) و نامهنگاريهايي كه سرچشمه آن خط ديندبيره بوده، دانش و خرد ايرانيان را به تصوير ميكشد.
نويسنده كتاب «شگفتيهاي ايران باستان» خاطرنشان كرد: شاهنامه كهنترين گواه بر آگاهي ايرانيان از ارزش تاريخنگاري است. بررسي اين اثر سترگ همواره از موضوعات مورد علاقه محققان، پژوهندگان ايراني و ايرانشناسان بوده است. انبوهي از آثار تحقيقي گوناگون درباره اين

شاهنامه كهنترين گواه بر آگاهي ايرانيان از ارزش تاريخنگاري است
اثر ارزشمند تاريخي، بازتاب صحت همين مدعاست.
وي درباره ضرورت بازنگري و بازخواني متون كهن به طور اعم و شاهنامه به طور اخص يادآور شد: متون كهن، چه نظم و چه نثر، در بردارنده حافظه تاريخي مردم ايران در زمينههاي گوناگون است. اگر بنا باشد كه به اين متون به چشم افسانههاي ساختگي و آثاري صرفا ادبي نگاه شود، آگاهيهاي گرانبها و ارزشمندي از بين ميرود.
اين پژوهشگر تاريخ ايران باستان گفت: شاهنامه فردوسي و ديگر دفترهاي همبسته با آن نه تنها درباره ايران كه درباره كشورهاي ديگر نيز گزارشهاي سودمندي در بردارند. دقت، درستي و امانتداري شاهنامه نويسان در بازگويي تاريخ كهن ايران نقش بسزايي دارد.
نویسنده کتاب «پيامبر آريايي» شاهنامه را بزرگترین شاهکار ادبی بشر خواند و گفت: فردوسی بزرگ، بی هیچ گزافهای شاهکار خود را کاخ بلند، بیگزند، و زندهگر فرهنگ ایران دانسته و بزرگان،

متون كهن، چه نظم و چه نثر، در بردارنده حافظه تاريخي مردم ايران در زمينههاي گوناگون است
بینشوران و سخنوران نیز او را بزرگترین ادبشناس و سخن سرای ایران و جهان به شمار آوردهاند.
وي افزود: اگر شاهنامه را برترين شاهكار ادبي ميخوانيم از اين روست كه شاهنامه به زيباترين و شيواترين زبان جهان سروده شده است. سرايندگان پيشين ايران به استادي و خداوندي فردوسي در سراي سخن، معتقد بودند و پژوهشگران شاهنامه را ارزندهترين شاهكار جاوداني زبان، انديشه و فرهنگ ايراني خواندهاند.
عطاييفرد به ريشههاي تاريخي شاهنامه فردوسي اشاره كرد و يادآور شد: اوستا يكي از نخستين منابع فردوسي در تدارك شاهنامه بوده و هنگامي كه وي به «گفته باستان» به عنوان منبع اصلي اشاره ميكند اوستا نيز در اين گفتههاي باستان وجود داشته است. همچنين از محتواي كتابهاي زند وهومن يسن، دينكرد، بندهش كه حاوي تاريخ عصر پهلواني ادبيات و تاريخ اجتماعي اعصار نخستين ايران از عصر كيومرث تا زمان فردوسي را دربردارد بهره گرفته است.